به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، رضا مطلبیپور، پژوهشگر حوزه رسانه، شامگاه (۳٠ مرداد) در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «امکانهای غیرآمریکایی؛ آیا راه مقابله با آمریکا فقط موشک است؟» با اشاره به شیوه مواجهه ائمه معصومین(ع) با ظلم و طاغوتهای زمان، اظهار کرد: برای فهم دقیق راهبرد مقاومت و مواجهه با نظام سلطه باید به سیره معصومین(ع) مراجعه کنیم؛ چراکه آنان در شرایط مختلف، متناسب با اقتضائات زمان از ظرفیتهای متفاوتی برای حفظ آرمانها و پیشبرد اهداف نهضت اسلامی استفاده کردند.
وی افزود: پیامبر اعظم(ص) دوره نهضت را پشت سر گذاشتند و پس از آن وارد مرحله حاکمیت و تشکیل نظام شدند. امیرالمؤمنین امام علی(ع) نیز در دورهای حاکم جامعه اسلامی بودند و امام حسن مجتبی(ع) نیز برای مدت کوتاهی زمام حکومت را در اختیار داشتند، اما پس از آن، ائمه اطهار(ع) عمدتاً در شرایط نهضت قرار گرفتند و نظام و حکمرانی در اختیار آنان نبود.
مطلبیپور ادامه داد: این پرسش مهم وجود دارد که چگونه صلح امام حسن(ع)، قیام و شهادت امام حسین(ع)، ادعیه و فعالیتهای تربیتی امام سجاد(ع)، نهضت علمی امام محمد باقر(ع)، فعالیت گسترده فرهنگی امام جعفر صادق(ع) و اقدامات امام موسی کاظم(ع) در یک منظومه واحد قرار میگیرد و با وجود تفاوتهای ظاهری، پژوهشگران تاریخ اسلام نقاط اشتراک فراوانی در آنها مشاهده میکنند.
وی با بیان اینکه نقطه اشتراک اصلی این حرکتها، به چالش کشیدن نظم موجود و مقابله با انحراف ایجادشده در مسیر اسلام بود، گفت: پیامبر اسلام(ص) نظمی را که بر پایه جاهلیت شکل گرفته بود به چالش کشیدند، اما متأسفانه پس از رحلت ایشان، امامت به خلافت و سپس در بسیاری از دورهها به سلطنت تبدیل شد و ائمه اطهار(ع) در تمام این دوران، نظم موجود را به چالش کشیدند.
استفاده از همه ظرفیتهای زمانه در مسیر نهضت
پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به برداشتهای نادرست از سیره برخی ائمه(ع) تصریح کرد: گاهی امام سجاد(ع) را تنها با دعا، امام باقر(ع) را صرفاً با کلاس درس و امام موسی کاظم(ع) را فقط با سالهای طولانی زندان معرفی میکنیم؛ در حالی که اگر چنین نگاه سادهای داشته باشیم، بخش مهمی از راهبرد ائمه(ع) را نادیده گرفتهایم.
وی ادامه داد: امام سجاد(ع) در یکی از سختترین و شدیدترین شرایط امنیتی پس از واقعه عاشورا قرار داشتند، اما از ظرفیتهای موجود در جامعه استفاده کردند. یکی از این ظرفیتها، مسئله خرید و آزادسازی بردگان بود. امام(ع) افرادی را به این شکل تربیت میکردند و پس از مدتی آزاد میساختند و این افراد به نوعی سفیران تبیین و انتقالدهندگان معارف اهلبیت(ع) در نقاط مختلف سرزمین اسلامی تبدیل میشدند.
مطلبیپور گفت: امام محمد باقر(ع) این حرکت را ادامه دادند و در زمان امام جعفر صادق(ع)، این شبکه گسترده تبیین و گسترش معارف شیعه، شکل سازمانیافتهتری پیدا کرد. در زمان امام موسی کاظم(ع) نیز با وجود فشارهای شدید حکومت عباسی و سالهای طولانی زندان، این شبکه مورد استفاده قرار گرفت و ظرفیتهای ایجادشده در دورههای قبل ادامه پیدا کرد.
وی افزود: بنابراین نباید تصور کنیم که امام موسی کاظم(ع) فقط در زندان بودند و عبادت میکردند؛ بلکه ایشان از شبکهای که در دوران سه امام پیش از خود شکل گرفته بود استفاده میکردند و زمینهای فراهم شده بود تا نهضت اهلبیت(ع) به تدریج بتواند از وضعیت نهضت به سمت ایجاد نظام حرکت کند، هرچند دستگاه عباسی بهویژه هارون عباسی این مسئله را دریافت و امام(ع) را برای مدتهای طولانی زندانی کرد.
مطلبیپور با طرح این پرسش که «این موضوع چه ارتباطی با امکانهای غیرآمریکایی دارد؟» اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران نیز در حقیقت با به چالش کشیدن نظم موجود بینالمللی شکل گرفت. در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، دو ابرقدرت شرق و غرب، نظم جهان را میان خود تقسیم کرده بودند و جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که نمیخواهد در زمین بازی آنها بازی کند.
انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن نظم دو قطبی
وی بیان کرد: در آن زمان، بلوک شرق و بلوک غرب جهان را میان خود تقسیم کرده بودند و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو در سال ۱۹۹۱، یک نظم با هژمونی آمریکا باقی ماند. انقلاب اسلامی از ابتدا این نظم را نپذیرفت و به همین دلیل نیز هر دو قدرت بزرگ آن زمان در مقابل انقلاب اسلامی قرار گرفتند.
پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به موضع جمهوری اسلامی در برابر اشغال افغانستان توسط شوروی گفت: حتی زمانی که شوروی از ایران خواست دستکم تهاجم این کشور به افغانستان را محکوم نکند، امام خمینی(ره) این درخواست را نپذیرفتند. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از تجهیزات زرهی و هوایی رژیم بعث عراق از بلوک شرق تأمین میشد، اما جمهوری اسلامی حاضر نشد در زمین بازی شرق و غرب قرار گیرد.
مطلبیپور با بیان اینکه پس از سالهای نخست انقلاب، آسیبهایی به گفتمان اصلی انقلاب وارد شد، ادامه داد: از اواسط دهه ۶۰ و بهویژه پس از جنگ، نوعی نظریهپردازی درباره اینکه قرار است جمهوری اسلامی چه الگویی را دنبال کند شکل گرفت. در اوایل دهه ۷۰ حتی در میان برخی بزرگان و جریانهای فکری، تعابیری مانند «ژاپن اسلامی» و «آلمان اسلامی» مطرح میشد.
وی افزود: اگر قرار بود جمهوری اسلامی همان ژاپن یا آلمان باشد، اساساً چه نیازی به انقلاب اسلامی، ایستادگی و تحمل این همه سختی و شهادت وجود داشت؟ انقلاب اسلامی قرار بود یک الگوی متفاوت ایجاد کند و در زمین دیگری بازی کند.
مطلبیپور با اشاره به شهید سیدمرتضی آوینی گفت: شهید آوینی در مقطعی که گفتمان انقلاب اسلامی در غربت قرار داشت، یکی از کسانی بود که این گفتمان را نمایندگی میکرد. پس از شهادت ایشان، جامعه بیشتر متوجه جایگاه و اهمیت اندیشه او شد، در حالی که در همان زمان نیز امام خمینی(ره) از ایشان تجلیل کرده بودند.
وی با بیان اینکه باید مفاهیم «امکان» و «امکان غیرآمریکایی» را دقیق فهم کرد، اظهار کرد: امکان یعنی هر وسیله، پدیده یا وضعیتی که به جمهوری اسلامی قدرت و ظرفیت میدهد تا بتواند اهداف خود را پیش ببرد. موشک یکی از این امکانهاست، اما تنها امکان جمهوری اسلامی نیست.
موشک تنها یکی از دهها امکان قدرتساز است
پژوهشگر حوزه رسانه تصریح کرد: گاهی در میان بخشی از جریان انقلابی این تصور شکل میگیرد که برای هر مشکلی باید چند موشک شلیک کرد و مسئله را حل کرد، در حالی که موشک یک امکان از دهها امکان موجود است و باید در کنار امکانات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، رسانهای و منطقهای دیده شود.
وی با اشاره به مسئله نفت گفت: نفت نیز از زمانی که کشف شد یک امکان برای ایران بود. این امکان میتوانست برای کشور ثروت، توسعه و رفاه نسبی ایجاد کند، اما در دورههایی این نگاه وجود داشت که نفت را استخراج کنیم، خام بفروشیم و درآمد آن را وارد کشور کنیم.
مطلبیپور ادامه داد: یک جریان فکری ثابت از گذشته تا امروز وجود داشته که در هر دوره با ادبیات متفاوت، بر استفاده نکردن از ظرفیتهای داخلی و واگذاری امکانات کشور تأکید کرده است. زمانی گفته میشد نفت مادهای بیارزش است و باید آن را بفروشیم، زمانی گفته شد ما توان ساخت تجهیزات و صنایع مورد نیاز خود را نداریم و امروز نیز همین نگاه با ادبیات دیگری درباره مذاکره، سازش یا واگذاری ظرفیتها مطرح میشود.
وی افزود: اگر امکان موشکی در کشور ایجاد نشده بود، در روزهایی که کشور با حمله و تهدید نظامی مواجه شد، چه پاسخی میتوانستیم بدهیم؟ موشک امکان بازدارندگی ایجاد میکند، اما پرسش این است که در سایر حوزهها چه امکاناتی ساختهایم.
مطلبیپور با انتقاد از نگاههایی که توان موشکی کشور را غیرضروری میدانستند، گفت: همین جریان فکری در مقاطعی در موضوعات تاریخی نیز نقش داشته است؛ در ماجرای مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و دورههای مختلف پس از انقلاب، همواره جریانی وجود داشته که معتقد بوده نباید با قدرتهای بزرگ درگیر شد و باید به هر شکل ممکن مسئله را حل کرد.
وی افزود: این موضوع را نمیتوان صرفاً به جریان چپ، راست، اصولگرا یا اصلاحطلب نسبت داد؛ چراکه در دولتهای مختلف، با گرایشهای متفاوت، این نگاه در بخشهایی وجود داشته و دارد.
پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به مذاکرات مختلف جمهوری اسلامی با غرب گفت: در دورههای مختلف، از مذاکرات مربوط به گروگانها گرفته تا گفتوگوهای انتقادی با اروپا، مذاکرات سعدآباد، بروکسل و پاریس و سپس برجام، یک جریان فکری وجود داشته که معتقد بوده باید مشکل را با مذاکره حل کرد، اما مسئله اصلی این است که مذاکره باید در چه زمینی انجام شود و آیا ما امکانهای لازم برای مذاکره قدرتمند را ساختهایم یا خیر.
صلح شرافتمندانه بدون ساختن قدرت ممکن نیست
مطلبیپور با اشاره به مفهوم «صلح شرافتمندانه» اظهار کرد: صلح شرافتمندانه چیزی نیست که صرفاً از طرف مقابل دریافت کنیم؛ بلکه باید امکانهای آن را ایجاد کنیم تا بتوانیم صلح را به دشمن تحمیل کنیم.
وی افزود: اگر همه راههای دیگر را از بین برده باشیم، امکانهای خود را ضعیف کرده باشیم و در نهایت مجبور شویم در برابر طرف مقابل قرار بگیریم، دیگر نمیتوان از صلح شرافتمندانه سخن گفت. صلح شرافتمندانه زمانی معنا پیدا میکند که کشور از قدرت و گزینههای متعدد برخوردار باشد.
پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به سیره امام حسین(ع) گفت: در واقعه عاشورا نیز اینگونه نبود که امام حسین(ع) از ابتدا تنها گزینه جنگ را پیش روی خود داشته باشند. بر اساس گزارشهای تاریخی، پیشنهادهایی مطرح شد؛ از جمله بازگشت به مدینه یا رفتن به یکی از مناطق دوردست و حتی گفتوگو با یزید. اما هیچکدام از این پیشنهادها پذیرفته نشد و در نهایت شرایط بهگونهای رقم خورد که امام(ع) میان بیعت با ذلت و ایستادگی قرار گرفتند و فرمودند «هیهات منّا الذلة».
وی ادامه داد: پیام این سیره آن است که اگر پیشنهادهای مختلف مطرح شود، اما طرف مقابل هیچکدام را نپذیرد و تنها تسلیم را بخواهد، آنجا دیگر مسئله مذاکره نیست؛ مسئله تحمیل نظم طرف مقابل است.
مطلبیپور همچنین به صلح امام حسن مجتبی(ع) اشاره کرد و گفت: امام حسن(ع) نیز زمانی که با خیانت فرماندهان، جنگ روانی و شرایط اجتماعی دشوار مواجه شدند، تصمیم به صلح گرفتند. این صلح به معنای بیعت با معاویه نبود، بلکه یک معاهده بود که شرایطی در آن برای معاویه تعیین شد.
وی افزود: اگر معاویه شرایط معاهده را نمیپذیرفت، امام حسن(ع) به جنگ ادامه میدادند؛ اما وقتی شرایط پذیرفته شد، جنگ متوقف شد. بنابراین باید سیره امام حسن(ع) را نیز در چارچوب شناخت امکانات، شرایط جامعه و حفظ اهداف اصلی نهضت تحلیل کرد، نه اینکه آن را به معنای تسلیم یا بازی کردن در زمین طرف مقابل بدانیم.
از اقتصاد مقاومتی تا ظرفیتهای منطقهای و شرقی
مطلبیپور با بیان اینکه صلح شرافتمندانه بدون اقتصاد قدرتمند، توان منطقهای و ظرفیتهای مستقل امکانپذیر نیست، اظهار کرد: اگر میخواهیم در پای میز مذاکره از موضع قدرت صحبت کنیم، باید امکانهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی خود را ساخته باشیم.
وی گفت: در حوزه منطقهای، ایجاد و تقویت ظرفیتهایی مانند حزبالله، حماس، انصارالله و نیروهای مقاومت در منطقه، بخشی از همین امکانهاست. حاج قاسم سلیمانی در ایجاد و سازماندهی بخشی از این ظرفیتها نقش مهمی داشت و این شبکه منطقهای امروز به یک امکان غیرآمریکایی تبدیل شده است.
پژوهشگر حوزه رسانه ادامه داد: این ظرفیتها در نظم آمریکایی تعریف نشدهاند و برای فعالیت خود از آمریکا اجازه نمیگیرند. این همان چیزی است که در مفهوم امکان غیرآمریکایی باید مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به ابعاد اقتصادی این مسئله گفت: امام خمینی(ره) بارها تأکید داشتند که کشور باید به نقطهای برسد که وابستگی به نفت کاهش پیدا کند. حتی در سخنرانیهایی مطرح شد که باید برنامهریزی کنیم تا سر چاه نفت را ببندیم و ببینیم کشورهای دیگر که نفت ندارند چگونه اقتصاد خود را اداره میکنند.
مطلبیپور افزود: پس از آن، مفهوم اقتصاد مقاومتی مطرح شد، اما متأسفانه در مقاطعی این مفهوم بیشتر در حد شعار و درج عنوان «اقتصاد مقاومتی» در نامههای اداری باقی ماند و به یک برنامه عملیاتی و پایدار تبدیل نشد.
وی تصریح کرد: امروز اگر مذاکرهکننده ایرانی پای میز مذاکره قرار میگیرد و طرف مقابل میگوید یا شرایط ما را بپذیرید یا با فشار نظامی و اقتصادی مواجه میشوید، باید پاسخ روشنی برای این سؤال داشته باشیم که در حوزه اقتصاد چه امکانی ساختهایم.
مطلبیپور با اشاره به ظرفیت کشورهای شرقی بیان کرد: یکی از این امکانات میتواند استفاده از ظرفیتهای اقتصادی و مالی کشورهایی باشد که خارج از نظم مالی آمریکا عمل میکنند. برای نمونه، چین دارای سامانه مالی مستقل خود است و کشورهای متعددی از آن استفاده میکنند، اما ایران به دلیل برخی ملاحظات و مشکلات ساختاری، هنوز نتوانسته از این ظرفیت به شکل مطلوب بهرهبرداری کند.
وی ادامه داد: اگر بهترین قرارداد را با یک کشور اروپایی امضا کنیم اما آن کشور تحت فشار آمریکا نتواند آن را اجرا کند، عملاً بخشی از ظرفیت قرارداد از بین میرود. تجربه برجام نشان داد که در نظم آمریکایی، حتی توافق کشورهای اروپایی با ایران نیز میتواند تحت تأثیر تصمیم واشنگتن قرار گیرد.
تنگه هرمز؛ از اقدام مقطعی تا حکمرانی پایدار
پژوهشگر حوزه رسانه در ادامه سخنان خود به ظرفیت تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: یکی از امکانهای مهم کشور، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران است. تنگه هرمز یک امکان بسیار مهم برای کشور محسوب میشود، اما استفاده از این امکان نباید صرفاً به اقدامات مقطعی محدود شود.
وی افزود: اگر قرار است تنگه هرمز به عنوان یک ابزار قدرت مورد استفاده قرار گیرد، باید برای آن رژیم حقوقی، سازوکار اجرایی و قواعد قابل پیشبینی تعریف کنیم تا کشورهای دیگر بدانند در چه شرایطی میتوانند از این مسیر استفاده کنند.
مطلبیپور پیشنهادهایی مانند بازطراحی نظام ترافیک دریایی با همکاری کشورهای منطقه، تعیین سازوکار مجوز عبور برای برخی شناورها، پیوند دادن عبور ایمن با توافقات امنیتی دوجانبه و طراحی نظام تعرفهای و بیمهای را از جمله ظرفیتهایی دانست که میتواند در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد.
وی بیان کرد: برای نمونه، میتوان نظامی طراحی کرد که هزینههای زیرساختی، لایروبی، ریسک زیستمحیطی و ضریب ایمنی و بیمهای در آن لحاظ شود و بر اساس نوع رفتار کشورها و سطح ریسک، سازوکارهای متفاوتی در نظر گرفته شود.
مطلبیپور تأکید کرد: مسئله این نیست که برای هر کشتی یک موشک کنار بگذاریم؛ بلکه باید قدرت را به سازوکار و سپس به حقوق تبدیل کنیم تا کشورهای دیگر بتوانند بر اساس آن برای فعالیتهای اقتصادی خود برنامهریزی کنند.
وی افزود: قدرت زمانی پایدار میشود که بتواند به یک نظم و قانون تبدیل شود. اگر یک کشور صرفاً برای مدت کوتاهی اقدامی انجام دهد، ممکن است دیگران آن را یک اقدام مقطعی بدانند، اما اگر برای آن سازوکار پایدار طراحی شود، به تدریج تبدیل به یک واقعیت حقوقی و سیاسی خواهد شد.
ظرفیت همسایگان و تجارت غیرآمریکایی
مطلبیپور با تأکید بر ضرورت استفاده از ظرفیت ۱۵ کشور همسایه ایران گفت: کشور ما از ظرفیت بسیار گستردهای در حوزه مرزهای زمینی و دریایی برخوردار است و باید این ظرفیت را به شکل جدی فعال کنیم.
وی افزود: در حوزه حملونقل نیز میتوان از ظرفیت مسیرهای جایگزین استفاده کرد. برای نمونه، مسیر ریلی چین و ایران در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته و میتوان این ظرفیت را توسعه داد تا کشور در شرایط فشار و تحریم، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد.
پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به روابط اقتصادی عربستان و چین گفت: بر اساس اطلاعاتی که وجود دارد، حجم تعاملات اقتصادی عربستان با چین چند برابر تعاملات ایران و چین است. این در حالی است که عربستان متحد آمریکا محسوب میشود، اما در حوزه اقتصادی از ظرفیت چین استفاده میکند.
وی بیان کرد: این مسئله نشان میدهد استفاده از ظرفیت چین لزوماً به معنای وابستگی سیاسی به چین نیست. ما نیز باید بتوانیم از ظرفیتهای شرق، غرب، همسایگان و سایر کشورها استفاده کنیم، بدون اینکه در نظم آنها هویت و استقلال خود را از دست بدهیم.
مطلبیپور با بیان اینکه مفهوم «نه شرقی، نه غربی» به معنای نادیده گرفتن ظرفیتهای شرق و غرب نیست، تصریح کرد: نه شرقی و نه غربی یعنی وابسته نبودن به هیچ قدرتی و استفاده از ظرفیتهای مختلف بر اساس منافع ملی.
وی ادامه داد: اگر یک کشور بتواند در شرایط اضطراری از ظرفیتهای مالی، اقتصادی و تجاری چین استفاده کند، این به معنای مستعمره شدن ایران نیست؛ همانطور که تعامل اقتصادی با اروپا نیز نباید به معنای قرار گرفتن در نظم سیاسی اروپا باشد.
استقلال؛ نیازمند بازسازی ذهنی و فرهنگی
مطلبیپور یکی از مهمترین موانع استفاده از ظرفیتهای غیرآمریکایی را یک مانع فرهنگی دانست و گفت: ما باید ابتدا ذهن خودمان را از این تصور که هرچه خوب است در غرب قرار دارد و هرچه در داخل یا شرق است ضعیف است، اصلاح کنیم.
وی افزود: این مسئله فقط مربوط به مسئولان نیست؛ بسیاری از ما در زندگی روزمره نیز گرفتار چنین ذهنیتی هستیم و گاهی بدون بررسی کیفیت، فناوری یا ظرفیت واقعی یک محصول، صرفاً به دلیل اینکه ساخت آلمان، آمریکا یا یک کشور اروپایی است، آن را برتر میدانیم.
پژوهشگر حوزه رسانه اظهار کرد: این ذهنیت طی حدود ۱۵۰ سال گذشته در جامعه ما شکل گرفته و برای اصلاح آن نیازمند کار فرهنگی، رسانهای و آموزشی جدی هستیم.
وی ادامه داد: امروز حتی در صنعت خودروسازی نیز شاهد تغییرات بزرگی هستیم و چین در بسیاری از حوزهها به رقیب جدی کشورهای صنعتی تبدیل شده است. بنابراین اگر همچنان با نگاه چند دهه قبل به جهان نگاه کنیم، بسیاری از واقعیتهای جدید را نمیبینیم.
مطلبیپور با بیان اینکه باید در «زمین حقیقت» بازی کرد نه صرفاً در «زمین منفعت» قدرتهای بزرگ، گفت: اگر داور، قانونگذار و ناظر یک بازی، خود طرف مقابل باشد، نباید انتظار داشته باشیم همیشه نتیجه به نفع ما باشد. بنابراین باید بخشی از تلاش راهبردی کشور، ایجاد زمینهای جدید بازی و توسعه روابطی باشد که در نظم آمریکایی تعریف نشدهاند.
وی افزود: در این چارچوب، مذاکره نیز یکی از امکانات است، اما مذاکره باید به موقع و از موضع قدرت انجام شود. امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز مذاکره داشتند، اما هیچکدام در مذاکره تسلیم نظم طرف مقابل نشدند.
تابآوری اقتصادی؛ پاشنه آشیل یا فرصت قدرتسازی؟
مطلبیپور با اشاره به ضرورت تقویت تابآوری داخلی گفت: یکی از مهمترین امکانات غیرآمریکایی، تابآوری اقتصادی مردم و کشور است. اگر اقتصاد داخلی شکننده باشد، هر فشار خارجی میتواند به یک بحران داخلی تبدیل شود.
وی افزود: در موضوع انرژی، سوخت، ارز، تولید، تجارت و مصرف باید آمارهای دقیق و واحد وجود داشته باشد و تصمیمگیریها بر اساس دادههای واقعی انجام شود. اختلاف آمارهای رسمی درباره تولید و مصرف بنزین نشان میدهد که در برخی حوزهها هنوز نیازمند نظام آماری دقیق و تصمیمگیری مبتنی بر داده هستیم.
پژوهشگر حوزه رسانه تأکید کرد: اصلاحات اقتصادی باید به شکلی انجام شود که فشار اصلی آن بر زندگی مردم وارد نشود. اگر اصلاح اقتصادی باعث شود کالاها در بازار وجود داشته باشند اما بخش بزرگی از مردم توان خرید آنها را نداشته باشند، عملاً یک نوع قحطی اقتصادی ایجاد شده است.
وی بیان کرد: تابآوری اقتصادی به معنای فشار آوردن به مردم نیست؛ بلکه به معنای ایجاد ساختاری است که مردم و کشور بتوانند در برابر فشار خارجی مقاومت کنند و همزمان قدرت تولید، توزیع و تأمین نیازهای اساسی جامعه افزایش پیدا کند.
مطلبیپور در پایان با تأکید بر اینکه «جنگ» و «مذاکره» تنها دو گزینه موجود نیستند، گفت: مذاکره، جنگ، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، ظرفیتهای منطقهای، روابط با همسایگان، استفاده از ظرفیت شرق، تنگه هرمز، انرژی و دهها ظرفیت دیگر، همگی امکانهای جمهوری اسلامی هستند.
وی خاطرنشان کرد: اگر میخواهیم صلح شرافتمندانه داشته باشیم، باید امکانهای آن را بسازیم. کشوری که امکانهای متعدد دارد، میتواند مذاکره کند، میتواند صلح کند و میتواند در صورت ضرورت از خود دفاع کند؛ اما کشوری که همه امکانهای خود را از دست داده باشد، در نهایت میان پذیرش خواستههای طرف مقابل و هزینههای سنگین مقاومت گرفتار خواهد شد.
مطلبیپور تأکید کرد: حرکت جمهوری اسلامی باید از اقدامات مقطعی به سمت ایجاد نظامهای پایدار حکمرانی در حوزههای مختلف باشد؛ نظامهایی که در آنها قدرت نظامی، اقتصاد، دیپلماسی، فرهنگ، رسانه، تجارت منطقهای و ظرفیتهای اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
وی با اشاره به تجربه توافقهای گذشته گفت: تجربههای تلخ گذشته باید برای ما درسآموز باشد. اگر توافقی در زمینی بسته شود که قانون، داور و ناظر آن را طرف مقابل تعیین کرده باشد، حتی امضای بهترین متن نیز تضمینکننده منافع کشور نخواهد بود.
پژوهشگر حوزه رسانه خاطرنشان کرد: مسئله اصلی این است که جمهوری اسلامی بتواند امکانهای متنوع و مستقل خود را بسازد و سپس با تکیه بر این ظرفیتها وارد تعامل با جهان شود؛ چراکه استقلال واقعی بدون قدرتسازی در حوزههای مختلف امکانپذیر نیست.
مطلبیپور در پاسخ به پرسشی درباره روابط اقتصادی عربستان با چین نیز گفت: عربستان با وجود روابط راهبردی با آمریکا، تعاملات گستردهای با چین دارد و این نشان میدهد که میتوان در حوزه اقتصادی از ظرفیت کشورهای مختلف استفاده کرد. بنابراین جمهوری اسلامی نیز باید از ظرفیت چین، کشورهای منطقه، همسایگان و سایر قدرتهای اقتصادی جهان در چارچوب منافع ملی خود بهره بگیرد.
وی افزود: یکی از مشکلات ما این است که در ذهن بخشی از جامعه، غرب همچنان به عنوان تنها مسیر پیشرفت تعریف شده است، در حالی که تحولات اقتصادی و سیاسی جهان نشان داده است که قدرت در حال توزیع مجدد است و کشورهایی مانند چین، هند و دیگر قدرتهای نوظهور ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کردهاند.
مطلبیپور با بیان اینکه جمهوری اسلامی نباید در هیچ نظم تحمیلی تعریف شود، گفت: استفاده از ظرفیت شرق به معنای شرقگرایی نیست، همانگونه که استفاده از ظرفیت غرب نیز نباید به معنای غربگرایی باشد. معیار باید منافع ملی، استقلال و توانایی کشور برای تصمیمگیری مستقل باشد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر میخواهیم در برابر فشارهای خارجی بایستیم، باید امکانهای خود را در همه حوزهها افزایش دهیم. موشک لازم است، اما موشک به تنهایی کافی نیست؛ اقتصاد، فرهنگ، رسانه، دیپلماسی، توان منطقهای، همسایگان، تجارت، انرژی و تابآوری اجتماعی نیز باید به قدرت تبدیل شوند تا کشور بتواند در هر مذاکره یا مواجههای، گزینههای واقعی و متعدد در اختیار داشته باشد.
نظر شما