«مسجدمحوری»؛ از یک عنوان فرهنگی تا الگوی حکمرانی اجتماعی محله‌محور

دبیر ستاد راهبری زن و خانواده حوزه‌های علمیه سراسر کشور با تأکید بر ضرورت بازتعریف نقش مسجد در جامعه گفت: مسجدمحوری اگر با مشارکت واقعی مردم، جوان‌گرایی، شبکه‌سازی و شناخت مسائل محله دنبال شود، می‌تواند از یک طرح فرهنگی فراتر رفته و به الگویی برای حکمرانی اجتماعی و بازسازی سرمایه اجتماعی تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم، «مسجدمحوری» اگر درست درک و اجرا شود، صرفاً یک طرح فرهنگی نیست؛ بلکه می‌تواند الگوی حکمرانی اجتماعی محله‌محور و یکی از مهم‌ترین راه‌های بازسازی سرمایه اجتماعی باشد. در این نگاه، مسجد از «محل برگزاری نماز» به قرارگاه ایمان، مردم، خانواده، خدمت و حل مسئله محله ارتقا پیدا می‌کند. در همین خصوص و به مناسبت روز جهانی مسجد گفتگویی انجام داده ایم با دکتر معصومه ظهیری استاد حوزه و دانشگاه و دبیر ستاد راهبری زن و خانواده حوزه های علمیه سراسر کشور که در پی می آید:

به عنوان سوال اول بفرمایید مهم‌ترین الزامات تحقق طرح مسجدمحوری چیست؟

به نظر من، نخست باید یک نکته مبنایی را روشن کنیم؛مسجدمحوری به معنای مسجدسازی یا افزایش برنامه‌های داخل مسجد نیست؛ بلکه به معنای مسجدسازیِ اجتماعی است؛ یعنی تبدیل مسجد به محور پیوند انسان، خدا، مردم و مسائل واقعی محله.

قرآن کریم می‌فرماید:«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ...»«مساجد خدا را تنها کسانی آباد می‌کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، نماز را برپا دارند و زکات بپردازند...»(توبه، ۱۸)

نکته بسیار مهم این است که قرآن در کنار نماز، «زکات» را قرار می‌دهد؛ یعنی مسجدِ تراز قرآن، هم ارتباط انسان با خدا را سامان می‌دهد و هم نسبت انسان با جامعه و نیازمندان را.

بنابراین مهم‌ترین الزامات عبارت‌اند از:

تغییر نگاه از «مسجد برنامه‌محور» به «مسجد مسئله‌محور»

درمسجد نباید صرفاً بپرسد:«چه برنامه‌ای برگزار کنیم؟»بلکه باید بپرسد:«مهم‌ترین مسئله مردم این محله چیست و ما چگونه می‌توانیم برای حل آن نقش‌آفرینی کنیم؟»برای مثال:

محله‌ای با مسئله طلاق → هسته مشاوره و تحکیم خانواده؛
محله‌ای با آسیب نوجوانان → شبکه مسجد، مدرسه، خانواده و مربی؛

محله‌ای با سالمندان تنها → طرح همسایه‌یار؛

محله‌ای محروم → صندوق و شبکه مواسات؛

محله‌ای با مصرف بالای انرژی → مسجد به‌عنوان پایگاه فرهنگ‌سازی مصرف؛

محله‌ای با مهاجران و حاشیه‌نشینی → شبکه خدمات اجتماعی و فرهنگی.

امام جماعتِ توانمند و اجتماعی

امام جماعت باید علاوه بر توانایی علمی و معنوی، محله‌شناس، مردم‌شناس، گفت‌وگومحور و توانمند در شبکه‌سازی اجتماعی باشد.امام جماعت نباید فقط امام نماز باشد؛ بلکه می‌تواند امامِ ارتباط، اعتماد، هدایت و انسجام اجتماعی محله باشد.

حضور واقعی مردم

اگر دولت برای مسجد برنامه بنویسد اما مردم در آن نقش نداشته باشند، مسجدمحوری محقق نمی‌شود.

اصل باید این باشد:دولت تسهیل‌گر؛ مسجد قرارگاه؛ مردم بازیگران اصلی.

د) جوان‌گرایی

مسجد بدون نوجوان و جوان، آینده اجتماعی خود را از دست می‌دهد.باید برای جوانان نقش واقعی، مسئولیت واقعی و میدان واقعی ایجاد شود، نه اینکه صرفاً مخاطب برنامه‌های مسجد باشند.

هـ) شبکه‌سازی

هر مسجد باید با: مدرسه،خانواده‌ها،شهرداری،بهداشت،کلانتری،حوزه علمیه،خیریه‌ها،بسیج،کانون‌های فرهنگی،گروه‌های جهادی،سمن‌ها،کسبه و معتمدان محله ارتباط سازمان‌یافته داشته باشد.

مهم‌ترین موانع اجرایی طرح مسجدمحوری چیست؟

به نظر من مهم‌ترین مانع، تعارض میان نگاه اداری و نگاه مردمی است.

چند مانع اساسی وجود دارد:

۱. دستگاه‌زدگی

اگر مسجد تبدیل به «مجری برنامه‌های دستگاه‌های دولتی» شود، روح مردمی خود را از دست می‌دهد.

۲. موازی‌کاری

ممکن است در یک محله ده‌ها نهاد فرهنگی فعالیت کنند اما هیچ‌کدام از وضعیت واقعی خانواده‌های محله اطلاع نداشته باشند.

۳. ضعف شبکه اطلاعات اجتماعی محله

برای حل مسئله باید بدانیم:چه خانواده‌هایی نیازمندند؟چند سالمند تنها داریم؟چه تعداد نوجوان در معرض آسیب هستند؟مسئله اصلی خانواده‌ها چیست؟چه ظرفیت‌های مردمی وجود دارد؟بدون نظام مسائل محله، مسجدمحوری تبدیل به مجموعه‌ای از برنامه‌های مناسبتی می‌شود.

۴. ضعف مهارت‌های اجتماعی برخی مدیران مسجد

فعال اجتماعی بودن با صرفاً توانایی سخنرانی متفاوت است.

۵. نگاه صرفاً مناسکی

مسجد اگر فقط در مناسبت‌های مذهبی فعال باشد، نمی‌تواند همه ظرفیت اجتماعی خود را بالفعل کند.

۶. بی‌اعتمادی بخشی از نسل جوان

نسل جدید باید احساس کند مسجد او را می‌فهمد، صدایش را می‌شنود و به او میدان می‌دهد.

۷. عدم ارزیابی اثرگذاری

نباید موفقیت مسجد با تعداد مراسم سنجیده شود.باید پرسید:آیا طلاق کم شد؟آیا نوجوان بیشتری جذب شد؟آیا خانواده نیازمند شناسایی و حمایت شد؟آیا اعتماد همسایه‌ها افزایش یافت؟

چه سازوکاری باید ایجاد شود تا ظرفیت مساجد وارد فرآیند واقعی حل مسائل محلات شود؟

پیشنهاد بنده ایجاد «قرارگاه اجتماعی مسجد و محله» است.

ساختار پیشنهادی:

هسته مرکزی

امام جماعت + معتمدین محله + بانوان فعال + جوانان + نماینده گروه‌های جهادی + نماینده مدرسه + نماینده شهرداری/مدیریت شهری + نماینده حوزه + خیرین. و نماینده نهادهای فعال در مسجد مثل بسیج کانونهای فرهنگی مساجد

اما نکته مهم این است که این شورا نباید صرفاً تشریفاتی باشد.

فرآیند پیشنهادی پنج‌مرحله‌ای:

مرحله اول: شناخت محله

تهیه «اطلس اجتماعی محله».

مرحله دوم: احصای نظام مسائل

حداکثر ۵ مسئله اصلی محله تعیین شود.

مرحله سوم: اولویت‌بندی

مسائل بر اساس فوریت،تعداد افراد درگیر،امکان مداخله،ظرفیت مردمیاولویت‌بندی شوند.

مرحله چهارم: تقسیم کار

هر دستگاه و گروه مردمی وظیفه مشخص داشته باشد.

مرحله پنجم: ارزیابی

هر سه یا شش ماه بررسی شود:چه مسئله‌ای حل شد؟چه مسئله‌ای کاهش یافت؟چه ظرفیتی آزاد شد؟در این صورت مسجد تبدیل به گره اتصال حکمرانی رسمی و سرمایه اجتماعی محله می‌شود.

چه همراهی‌هایی از مردم، دولت، حوزه، شهرداری و نهادهای فرهنگی لازم است؟

بهترین مدل را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد:

مردم: «میدان‌دار»

مردم باید صاحبان اصلی طرح باشند.

دولت: «تسهیل‌گر»

دولت نباید همه‌چیز را خودش اجرا کند؛ بلکه باید:مجوزها را تسهیل کند،منابع را هدفمند کند،داده در اختیار قرار دهد،آموزش بدهد،دستگاه‌ها را هماهنگ کند.شهرداری: «پشتیبان محله»

شهرداری می‌تواند در زمینه:فضای فرهنگی،ورزش،محیط محله،آسیب‌های شهری،اوقات فراغت،سالمندان،کودکان و نوجوانانبا مسجد همکاری کند.

حوزه علمیه: «تأمین‌کننده محتوای معرفتی و تربیتی»

حوزه باید از ظرفیت:روحانیون،مبلغان،مشاوران،بانوان طلبه،گروه‌های تخصصی خانواده برای حل مسائل واقعی محله استفاده کند.

نهادهای فرهنگی: «شبکه‌ساز»

به جای ایجاد برنامه‌های موازی، باید ظرفیت‌ها را در اختیار قرارگاه محله قرار دهند.

 اگر مسجدمحوری صحیح اجرا شود، چه آثار و برکاتی خواهد داشت؟

مهم‌ترین اثر آن، افزایش سرمایه اجتماعی است.

سرمایه اجتماعی یعنی:اعتماد، مشارکت، ارتباط، همکاری و احساس تعلق میان مردم.مسجد از این جهت ظرفیت کم‌نظیری دارد؛ زیرا می‌تواند سه سرمایه را به هم پیوند دهد:

سرمایه معنوی + سرمایه انسانی + سرمایه اجتماعی

یعنی:

ایمان → اعتماد → مشارکت → حل مسئله

قرآن می‌فرماید:«وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی»«در نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری کنید.»(مائده، ۲)

مسجد می‌تواند محل تحقق عملی همین تعاون باشد.

آثار دیگر:

افزایش همبستگی اجتماعی؛کاهش احساس تنهایی؛تقویت هویت محله‌ای؛افزایش مشارکت جوانان؛حمایت از خانواده؛

تقویت مواسات؛

کاهش فاصله میان مردم و نهادهای رسمی؛شناسایی زودهنگام آسیب‌ها؛افزایش مسئولیت اجتماعی؛تقویت امید اجتماعی.

مسجدمحوری تا چه اندازه می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را کاهش دهد؟

پاسخ دقیق این است:مسجد به‌تنهایی درمان همه آسیب‌های اجتماعی نیست؛ اما می‌تواند یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های پیشگیری، شناسایی، ارجاع و مداخله اجتماعی در سطح محله باشد.

برای مثال:

اعتیاد

مسجد می‌تواند:

شناسایی → پیشگیری → آموزش خانواده → حمایت اجتماعی → ارجاع تخصصی → بازگشت به جامعه

را پشتیبانی کند.

اما درمان تخصصی باید توسط متخصصان انجام شود.

طلاق

مسجد می‌تواند قبل از رسیدن اختلاف به بحران، شبکه‌ای از:مشاور خانواده،روحانی آموزش‌دیده،روان‌شناس،مددکارایجاد کند.

نوجوانان

اینجا شاید مهم‌ترین میدان مسجد باشد.نوجوان اگر مسجد را فقط محل سخنرانی بداند، فاصله می‌گیرد؛ اما اگر مسجد را:محل رفاقت، رشد، ورزش، مهارت، گفت‌وگو، تجربه و مسئولیتببیند، رابطه او با مسجد عمیق می‌شود.

حاشیه‌نشینی

مسجد می‌تواند مرکز شناسایی و اتصال خانواده‌های حاشیه‌نشین به:خدمات اجتماعی،آموزش،اشتغال،سلامت،مشاورهباشد.

نقش مسجد در مواسات، همدلی و کمک مؤمنانه چطور ارزیابی می کنید؟

اینجا مسجد دارای یک ظرفیت تاریخی و قرآنی بسیار بزرگ است.قرآن می‌فرماید:«وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»«آنان دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خود نیازمند باشند.»(حشر، ۹)

و نیز:«وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی»مسجد می‌تواند «بانک اطلاعات نیازمندان» و البته با رعایت کامل کرامت و محرمانگی، شبکه حمایت اجتماعی محله باشد.مثلاً صندوق قرض‌الحسنه؛جهیزیه؛کمک تحصیلی؛اشتغال؛رمان؛تهیه مسکن؛حمایت از سالمندان؛کمک به مادران سرپرست خانوار؛حمایت از خانواده‌های در معرض بحران. 

و نکته بسیار مهم مواسات نباید فقط به توزیع بسته معیشتی محدود شود.مواسات واقعی یعنی «من مسئله تو را مسئله خودم بدانم.»

با توجه به ناترازی انرژی، مسجد چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

این موضوع ظرفیت بسیار خوبی برای مسجدمحوری است.مسجد می‌تواند به پایگاه فرهنگ مصرف مسئولانه تبدیل شود.قرآن کریم می‌فرماید:«وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»«بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خداوند اسراف‌کنندگان را دوست ندارد.»(اعراف، ۳۱)

همچنین:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ»(اسراء، ۲۷)

مسجد می‌تواند از طریق:خطبه و سخنرانی؛آموزش خانواده‌ها؛کودکان و نوجوانان؛مسابقات محله‌ای؛پویش «مسجد کم‌مصرف»؛اصلاح مصرف برق، آب و گاز خود مسجد؛استفاده از تجهیزات کم‌مصرف؛آموزش الگوی مصرف به خانواده‌هافرهنگ‌سازی کند.

اما یک اصل مهم وجود دارد:مسجد ابتدا باید خودش الگوی مصرف درست باشد، سپس مردم را دعوت کند.

 چگونه مسجد را از محل صرفاً عبادی به پایگاه فعال اجتماعی تبدیل کنیم؟

البته یک اصلاح مفهومی لازم است:مسجد نباید از عبادی بودن خارج شود؛ بلکه باید نشان دهیم که عبادت واقعی، زندگی اجتماعی انسان را نیز اصلاح می‌کند.در سیره پیامبر اکرم(ص)، مسجد صرفاً محل نماز نبود؛ مسجدالنبی مرکز:آموزش،قضاوت،ارتباط اجتماعی،حل مسائل جامعه،تربیت،رسیدگی به امور مسلمانان بود.بنابراین مدل مطلوب:«مسجد عبادی ـ تربیتی ـ اجتماعی ـ محله‌ای»است.

برای تحقق آن پیشنهاد می‌کنم هر مسجد حداقل هفت میز خدمت و مسئله داشته باشد:

۱. خانواده و ازدواج

۲. نوجوان و جوان

۳. مواسات و محرومیت‌زدایی

۴. سلامت و مشاوره

۵. اشتغال و مهارت

۶. محیط‌زیست و مصرف انرژی

۷. فرهنگ، آموزش و تربیت

و در کنار آن «بانک ظرفیت‌های محله»تشکیل شود؛ یعنی مسجد بداند:چه پزشکانی در محله هستند؟چه معلمانی؟چه روان‌شناسانی؟چه خیرینی؟چه کارآفرینانی؟چه ورزشکارانی؟چه بانوان توانمندی؟چه جوانان متخصصی؟این همان چیزی است که می‌تواند سرمایه اجتماعی خاموش محله را به سرمایه اجتماعی فعال تبدیل کند.

اگر بخواهیم همه بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت:مسجدمحوری یعنی بازگشت مسجد به جایگاه طبیعی خود در جامعه اسلامی؛ یعنی مسجد نه رقیب دستگاه‌های دولتی، نه صرفاً مجری برنامه‌های فرهنگی و نه فقط محل برگزاری مناسک،بلکه قرارگاه مردم برای ایمان، تربیت، همدلی، مواسات و حل مسائل محله باشد. و به نظر من مهم‌ترین شرط موفقیت این طرح، «اعتماد به مردم» است.اگر دولت بخواهد مسجد را مدیریت کند، ممکن است یک پروژه اداری ایجاد شود؛ اما اگر دولت به مردم و نهاد مسجد اعتماد کند و خود نقش تسهیل‌گر و هماهنگ‌کننده را ایفا نماید، مسجد می‌تواند به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های حکمرانی مردمی تبدیل شود.

در این نگاه، می‌توان یک زنجیره بسیار زیبا ترسیم کرد:

مسجد → محله → خانواده → مردم → اعتماد → مشارکت → حل مسئله → سرمایه اجتماعی → پیشرفت

و این دقیقاً نقطه‌ای است که «مسجدمحوری» را از یک عنوان فرهنگی به یک مدل اجتماعی برای حکمرانی محله‌محور تبدیل می‌کند.و در پایان یک نکته مهم درباره بیانات رهبری شهید: این چارچوب با تأکیدات مکرر آیت‌الله خامنه‌ای درباره مسجد به‌عنوان پایگاه فعالیت‌های اجتماعی، حضور جوانان، نقش مردم، کار جهادی و استفاده از ظرفیت‌های مردمی هم‌جهت است.

کد خبر 1900232

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha