خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: قرار گرفتن مسجدالاقصی در فهرست موضوعات مطرح در انتخابات رژیم صهیونیستی، بهویژه در دستور کار جریان راست افراطی، چندان عجیب نیست؛ زیرا رهبران جریان «صهیونیسم دینی» این پرونده را یک برگ برنده داخلی میدانند که هزینه چندانی نیز در سطح فلسطین برای آنها به همراه ندارد.
این رویکرد در هفتههای اخیر بهوضوح در اظهارات شماری از رهبران و خاخامهای جریان صهیونیسم دینی دیده شده است؛ افرادی که آشکارا از توانایی خود برای تغییر وضعیت موجود در مسجدالاقصی سخن میگویند و حتی با لحنی تمسخرآمیز مدعیاند که این اقدامات واکنش گستردهای در پی نخواهد داشت.
اکنون بار دیگر مسجدالاقصی در آستانه انتخابات رژیم صهیونیستی که قرار است اواخر اکتبر آینده برگزار شود، به یکی از پروندههای انتخاباتی جریانهای راست، بهویژه جریان صهیونیسم دینی، تبدیل شده است.
البته باید توجه داشت که صهیونیسم دینی یک جریان سیاسی متشکل از یک حزب واحد نیست. هرچند بزرگترین حزب نماینده این جریان، حزب «صهیونیسم دینی» به رهبری «بتسلئیل اسموتریچ» است، اما این جریان ماهیتی فراتر از مرزبندیهای حزبی دارد و شمار قابل توجهی از پیروان آن در حزب حاکم لیکود نیز حضور دارند.
ورود پیروان این جریان به عرصه سیاست رژیم صهیونیستی نیز ابتدا از مسیر نفوذ در حزب لیکود آغاز شد و سپس شماری از آنان احزاب مستقل خود را از جمله حزب «صهیونیسم دینی» به رهبری اسموتریچ، حزب «قدرت یهودی» به رهبری «ایتامار بنگویر» و حزب «هویت» به رهبری «موشه فیگلین» تشکیل دادند.
هدف مشترک؛ تغییر وضعیت موجود در مسجدالاقصی
با وجود اختلافنظر میان رهبران این جریان درباره حدود اقداماتشان در مسجدالاقصی، هدف اصلی آنان تفاوت چندانی ندارد.
برای نمونه، بنگویر و فیگلین در مسجدالاقصی حضور یافته و در آنجا نماز خواندهاند، در حالی که اسموتریچ به دلیل پایبندی به فتوای خاخام رسمی اسرائیل که ورود یهودیان به بخشهایی از این مکان را ممنوع میداند، در این زمینه محتاطتر است.
با این حال، آنچه تقریباً همه جریانهای صهیونیسم دینی بر سر آن توافق دارند، ضرورت تغییر وضعیت موجود در مسجدالاقصی، حذف مدیریت اسلامی، لغو نقش اداره اوقاف اسلامی و اعمال حاکمیت و مدیریت کامل اسرائیل بر این مکان است.
از همین رو، ورود مسجدالاقصی به فضای تبلیغات انتخاباتی رژیم صهیونیستی امری قابل پیشبینی بود.
تبلیغات انتخاباتی از داخل مسجدالاقصی
«سمادار هیلا شموئیلی»، فعال راست افراطی و نامزد انتخابات مقدماتی حزب لیکود در بخش زنان، دهم آگوست جاری وارد مسجدالاقصی شد و تصویری از خود را در بخش شرقی این مسجد منتشر کرد؛ بخشی که شهرکنشینان در سالهای اخیر تلاش کردهاند آن را همچون یک کنیسه یهودی واقعی در داخل مسجد معرفی کنند.
شموئیلی عملاً تبلیغات انتخاباتی خود را از داخل مسجدالاقصی آغاز کرد؛ آن هم در حالی که نامزد فهرست حزب لیکود است و نه یکی از احزاب رسمی جریان صهیونیسم دینی.
چند روز بعد نیز حضور چهرههایی از این جریان، از جمله خاخام «یهودا گلیک»، در مسجدالاقصی در ۱۳ آگوست، همزمان با آغاز ماه عبری، در همین چارچوب قابل بررسی است.
گلیک هنوز نامزدی خود را برای انتخابات آینده اعلام نکرده و نشانهای نیز از حضور او در انتخابات کنست وجود ندارد؛ با این حال، او در سال ۲۰۲۰ نامزدی خود را برای ریاست این رژیم مطرح کرده بود.
برهمین اساس، رهبری یک یورش گسترده به مسجدالاقصی در این مقطع را میتوان بخشی از فضای آمادهسازی برای انتخابات آینده دانست؛ چه با هدف تقویت جایگاه شخصی گلیک و چه برای تقویت جریانها و احزابی که او در میان افکار عمومی رژیم صهیونیستی از آنها حمایت خواهد کرد، بهویژه جریان صهیونیسم دینی.
رقابت بنگویر برای رهبری جریان صهیونیسم دینی
جریان صهیونیسم دینی همچنان تلاش میکند در قالب ائتلافی از چند حزب و همچنین در درون حزب لیکود حضور داشته باشد و نفوذ خود را در این حزب افزایش دهد.
این رویکرد با توجه به نتایج نظرسنجیهای اسرائیلی قابل درک است؛ نظرسنجیهایی که همچنان لیکود را بزرگترین حزب در میان احزاب راست رژیم صهیونیستی نشان میدهند. حتی برخی نظرسنجیها احتمال دادهاند شماری از احزاب صهیونیسم دینی از جمله حزب «هویت» و حتی حزب «صهیونیسم دینی».نتوانند حداقل آرای لازم برای ورود به کنست را کسب کنند.
شاید به همین دلیل است که بنگویر تلاش میکند خود را بهعنوان نماینده اصلی و آیندهدار جریان صهیونیسم دینی معرفی کند؛ بهویژه اگر بتواند بخش عمده آرای این جریان را به جای لیکود به سوی حزب خود جذب کند.
هرگاه سخن از بنگویر و انتخابات اسرائیل به میان میآید، مسجدالاقصی نیز در مرکز توجه قرار میگیرد؛ زیرا او بارها مهمترین اظهارات خود را هنگام ورود به این مکان مقدس مطرح کرده است.
انتظار میرود با نزدیک شدن به موج یورشهای یهودیان در ماههای آینده، این روند تشدید شود؛ بهویژه در دورهای که مناسبتهایی همچون سال نوی عبری، «یوم کیپور» و عید «سوکوت» برگزار میشود و در نهایت به سالگرد عبری حوادث هفتم اکتبر میرسد؛ مجموعهای از مناسبتها که درست پیش از انتخابات رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند.
از این رو، احتمال حضور و یورش بنگویر و دیگر رهبران جریان صهیونیسم دینی به مسجدالاقصی در این دوره افزایش مییابد.
مسجدالاقصی دیگر فقط یک شعار انتخاباتی نیست
مسجدالاقصی اکنون در قلب روند سیاسی رژیم صهیونیستی قرار گرفته و تبدیل آن به یک پرونده انتخاباتی، یک شعار یا وعده انتخاباتی نیست.
گروههای افراطی «معبد» و شهرکنشینان وابسته به جریان صهیونیسم دینی دیگر به وعدهها درباره مسجدالاقصی قانع نیستند؛ آنها خواهان ارائه راهکارهای عملی برای کنترل و مدیریت این مکان هستند.
در این میان، بنگویر بیش از دیگران تلاش کرده است خود را چهرهای معرفی کند که قادر به تحقق این خواستههاست. او به شهرکنشینان اجازه داده است نماز را بهصورت علنی در مسجدالاقصی برگزار کنند و همچنین دستور داده پلیس رژیم صهیونیستی تعامل خود با اداره اوقاف اسلامی قدس را متوقف کند، مگر آنکه اوقاف اسلامی با وضعیت جدیدی که رژیم صهیونیستی در پی تحمیل آن است، همراه شود؛ وضعیتی که در آن، اختیار نهایی مسجد به جای اوقاف اسلامی در دست پلیس این رژیم قرار گیرد.
بنگویر همچنین در جریان یورشهای موسوم به سالگرد «تخریب معبد» در ژوئیه گذشته، دستور برپا کردن یک سایهبان موقت در بخش شرقی مسجدالاقصی را صادر کرد.
بنگویر تلاش میکند برای شهرکنشینان چشماندازی از ساخت یک کنیسه در داخل مسجدالاقصی ترسیم کند؛ اقدامی که میتواند مقدمهای برای ساخت معبد ادعایی و حذف رسمی نقش اوقاف اسلامی در سال آینده باشد، مشابه آنچه در مسجد ابراهیمی در الخلیل رخ داده است.
واکنشهای عربی و اسلامی؛ هشدارهایی که کافی نیست
در چنین شرایطی، واکنشهای عربی و اسلامی به این اقدامات همچنان نشاندهنده نوعی سردرگمی و ناتوانی در ارزیابی دقیق ابعاد تحولات مسجدالاقصی است.
نشست اخیر وزرای خارجه در اردن، هرچند از سطح بیانیههای معمول محکومیت فراتر رفت و اقداماتی عملی از جمله ایجاد یک پلتفرم رسانهای برای مستندسازی نقض حقوق اماکن مقدس و نمازگزاران و آغاز یک کارزار دیپلماتیک بینالمللی برای وادار کردن اسرائیل، بهعنوان قدرت اشغالگر، به احترام به وضعیت تاریخی و حقوقی قدس و اماکن مقدس را مطرح کرد؛ اما ابعاد تحولات مسجدالاقصی بسیار فراتر از این اقدامات است.
مسئله مسجدالاقصی کمبود پوشش رسانهای نیست؛ هرچند نقش رسانه در این نبرد اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، محدود کردن واکنشها به تلاشهای دیپلماتیک نیز عملاً به راهروهای سازمانهای بینالمللی محدود میشود؛ سازمانهایی که رژیم صهیونیستی در مواردی مانند آنروا و دیوان کیفری بینالمللی، حتی آشکارا اعلام کرده که آنها را به رسمیت نمیشناسد.
نهادهای رسمی عربی و اسلامی باید بدانند که دیگر در شرایطی نیستیم که نسبت به نقض وضعیت موجود در مسجدالاقصی هشدار دهیم یا بخواهیم آن را حفظ کنیم؛ زیرا واقعیت میدانی نشان میدهد این وضعیت عملاً تغییر کرده است.
بنابراین، مرحله کنونی دیگر مرحله پیشگیری نیست، بلکه مرحله اقدام برای بازگرداندن وضعیت موجود است؛ وضعیتی که به گفته نویسنده، اسرائیل آن را بهطور اساسی تغییر داده است.
«بازگرداندن وضعیت موجود» نیازمند ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک و مردمی متفاوتی از سیاست «حفظ وضعیت موجود» است.
اعتراف صریح یک خاخام؛ «نه جنگ جهانی اول شد و نه دوم»
در همین چارچوب، چند روز پیش ویدئویی از «شموئیل الیاهو»، خاخام شهر صفد و یکی از نظریهپردازان جریان صهیونیسم دینی، در فضای تبلیغات انتخاباتی منتشر شد.
او در این ویدئو با تمسخر نگرانیها از واکنش مسلمانان نسبت به اقدامات اسرائیل در مسجدالاقصی میگوید که هفته گذشته «ایتامار بنگویر» نزد او بوده و به او گفته است: «تمام این تهدیدها فقط حرفهای بیارزش است. شهرکنشینان به این مکان میروند، سجده و نماز میخوانند؛ چه اتفاقی افتاد؟ نه جنگ جهانی اول شد، نه جنگ جهانی دوم و نه هیچ اتفاق دیگری.»
الیاهو همچنین به نقل از بنگویر میگوید که قرار است در این مکان «ساختمانها و سایهبانهایی» ایجاد شود؛ اقداماتی که به گفته او برای ساخت یک کنیسه انجام میشود و ساخت کنیسه نیز مقدمهای برای احداث معبد است. به گفته این خاخام، اینها بخشی از برنامههای دولت اسرائیل است.
این اظهارات، فارغ از لحن تمسخرآمیز آن، دستکم سه نکته مهم را آشکار میکند؛ نخست اینکه مسجدالاقصی بهطور جدی در گفتمان انتخاباتی جریان صهیونیسم دینی حضور دارد و رهبران این جریان نمیخواهند این برگ برنده را برای بسیج پایگاه راست افراطی خود از دست بدهند.
دوم اینکه رژیم صهیونیستی بر اساس این اظهارات، پروژهای روشن برای ایجاد کنیسه در مسجدالاقصی دنبال میکند و آن را مقدمهای برای گسترش کنترل بر این مکان و پیشبرد پروژه معبد میداند.
سوم اینکه یکی از عوامل اصلی تشویق این جریان به پیشروی در مسجدالاقصی، نبود نگرانی از پرداخت هزینهای سنگین در برابر این اقدامات است.
برهمین اساس میتوان گفت که اگر محاسبات رژیم صهیونیستی به این سمت تغییر کند که هزینه اقدامات آن در مسجدالاقصی از توان تحملش فراتر رفته است، احتمال توقف و عقبنشینی افزایش خواهد یافت؛ واقعیتی که تجربه تحولات یک دهه اخیر نیز آن را تأیید میکند.
نظر شما