از نجف تا دهدشت؛ روایت عالمی که حوزه را بنا کرد و مردم را در روزهای سخت کنار هم نشاند

آیت‌الله آمیراحمد تقوی تنها بنیانگذار نخستین حوزه علمیه کهگیلویه و بویراحمد نبود، عالمی بود که بیش از نیم قرن از عمر خود را بین مردم گذراند، در مسجد و حوزه به تربیت نسل دینی پرداخت، در بزنگاه انقلاب از نفوذ اجتماعی خود برای وحدت مردم استفاده کرد و سرانجام نام وی با تاریخ علمی، فرهنگی و انقلابی کهگیلویه گره خورد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از یاسوج، در تاریخ هر منطقه، گاه شخصیت‌هایی ظهور می‌کنند که نقش آنان را نمی‌توان در یک عنوان، یک مسئولیت یا حتی یک دوره تاریخی خلاصه کرد.

آیت‌الله سید میراحمد تقوی‌مقدم، مشهور به «آمیر احمد»، از همین چهره‌ها است که مسیر زندگی‌ وی از مکتب‌خانه و دامان پدری عالم آغاز شد، در حوزه نجف ادامه یافت و پس از بازگشت به زادگاه پدری، بیش از نیم قرن بین مردم کهگیلویه به تبلیغ دین، تربیت طلاب، حل اختلافات، رسیدگی به محرومان و دفاع از ارزش‌های دینی پرداخت.

میر احمد تقوی در ۲۲ اسفند سال ۱۳۰۲ در بهبهان متولد شد و دو سال بعد به سرزمین پدری خود، کهگیلویه، بازگشت.

پدر میر احمد تقوی، مرحوم میرعلی صفدر تقوی‌مقدم، از عالمان شناخته‌شده و صاحب‌نام منطقه بود و نخستین آموزه‌های دینی و قرآنی را به فرزندش آموخت.

وی خواندن و نوشتن، قرآن و مقدمات زبان عربی را نزد پدر فراگرفت و سپس برای ادامه تحصیل مقدمات حوزوی به بهبهان رفت و از محضر مرحوم شیخ عبدالهادی مجتهدی بهره برد.

سال ۱۳۲۸ نقطه مهم دیگری در زندگی علمی میر احمد تقوی بود، زمانی که برای تکمیل تحصیلات حوزوی راهی نجف اشرف شد.

آمیراحمد تقوی در سال‌های حضور در نجف از محضر شماری از عالمان و استادان برجسته آن حوزه همچون شیخ محمدعلی، شیخ علی رشتی، میرزا کاظم تبریزی، سید جلیل یزدی، سید عباس مهری، آیت‌الله سید اسدالله مدنی، شیخ علی‌اصغر اراکی و آیت‌الله سید علی سیستانی بهره برد و پس از سال‌ها تحصیل و تهذیب، در سال ۱۳۳۸ به ایران بازگشت.

بازگشت وی به کهگیلویه در شرایطی رقم خورد که این منطقه از محروم‌ترین نقاط کشور به شمار می‌رفت که این محرومیت تنها به مسائل اقتصادی محدود نمی‌شد و فقر آموزشی، بی‌سوادی، کمبود امکانات فرهنگی و ضعف دسترسی مردم به آموزش‌های دینی نیز بخشی از مشکلات جامعه آن روز بود.

آمیراحمد تقوی در چنین شرایطی تصمیم گرفت بین مردم بماند و به جای انتخاب مراکز برخوردار، کهگیلویه را میدان اصلی خدمت خود قرار دهد.

وی تنها به حضور در شهر اکتفا نمی‌کرد، روستاها، ایلات و عشایر را مقصد رفت‌وآمد خود قرار می‌داد و در کنار مردم به ترویج معارف اسلامی و آموزش مسائل دینی می‌پرداخت که همین ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با مردم، به‌تدریج جایگاه اجتماعی ویژه‌ای برای میر احمد تقوی ایجاد کرد، جایگاهی که بعدها در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه نیز خود را نشان داد.

از نجف تا دهدشت؛ روایت عالمی که حوزه را بنا کرد و مردم را در روزهای سخت کنار هم نشاند

عالمی که مسجد را فقط محل عبادت نمی‌دید

یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت آمیراحمد تقوی، نگاه وی به مسجد و نقش اجتماعی آن بود، زیرا مسجد برای وی تنها محل برگزاری نماز و مراسم مذهبی نبود؛ بلکه می‌توانست محل آگاهی‌بخشی، گردهمایی مردم، حل مشکلات اجتماعی و حتی نقطه آغاز یک حرکت عمومی باشد.

در کنار تأسیس و توسعه مساجد و حسینیه‌ها، ارتباط وی با مردم در همین فضاها عمق بیشتری پیدا کرد و مسجد در مقاطع حساس به یکی از کانون‌های اثرگذار فعالیت‌های دینی و اجتماعی میر احمد تقوی تبدیل شد.

این نقش در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، شکل برجسته‌تری پیدا کرد، زمانی که مسجد جامع صاحب الزمان(عج) دهدشت به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تجمع مردم تبدیل شد و آمیراحمد تقوی توانست از ظرفیت اجتماعی و اعتماد عمومی برای ایجاد وحدت بین گروه‌های مختلف استفاده کند.

اعلامیه‌ای که فضای دهدشت را تغییر داد

در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی، آمیراحمد تقوی از جمله روحانیونی بود که فعالیت‌های خود را به تبلیغ معمول دینی محدود نکرد و با آغاز نهضت امام خمینی(ره)، وی خود را همراه این حرکت دانست و از جایگاه اجتماعی‌ خود برای آگاهی مردم استفاده کرد.

یکی از مهم‌ترین مقاطع فعالیت وی در اوایل آبان ۱۳۵۷ رقم خورد که در پی درگیری بین دانش‌آموزان انقلابی و برخی افراد مخالف حرکت آنان و توهین به امام خمینی(ره)، فضای شهر دهدشت ملتهب شد.

آمیراحمد تقوی که در آن روز مشغول ساخت مدرسه علمیه بود، با شنیدن ماجرا کار را رها کرد و تصمیم گرفت واکنشی جدی نشان دهد.

در شرایطی که امکانات چاپ و تکثیر گسترده در شهر وجود نداشت، آمیراحمد تقوی اعلامیه‌ای با دستخط خود نوشت و آن را در شمار محدودی تکثیر کرد، سپس شخصاً بخشی از اعلامیه‌ها را در نقاط مختلف شهر، از جمله مسجد و معابر، نصب کرد.

از نجف تا دهدشت؛ روایت عالمی که حوزه را بنا کرد و مردم را در روزهای سخت کنار هم نشاند

محتوای صریح اعلامیه، مردم را به هوشیاری و حمایت از نهضت امام خمینی(ره) فرا می‌خواند و با ادبیاتی صریح، جریان انقلاب را در تقابل تاریخی ایمان و کفر ترسیم می‌کرد.

اهمیت این اقدام زمانی روشن‌تر شد که خبر انتشار اعلامیه به سرعت در منطقه پیچید و دستگاه‌های امنیتی رژیم پهلوی نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند.

گزارش‌های ژاندارمری و ساواک، اقدام آمیراحمد تقوی را به مرکز منتقل کردند، اما آنچه در سطح شهر اتفاق افتاد، مهم‌تر از واکنش دستگاه امنیتی بود.

پس از انتشار اعلامیه، گروهی از اهالی بازار و افرادی که پیش‌تر در برابر حرکت انقلابی مردم موضع گرفته بودند، نزد آمیراحمد تقوی آمدند و از رفتار خود ابراز پشیمانی کردند.

سرانجام زمینه برای برگزاری تجمعی گسترده در مسجد فراهم شد که به گفته روایت‌های موجود، در آن مخالفان دیروز در کنار نیروهای انقلابی قرار گرفتند و مردم پس از سخنرانی آمیراحمد تقوی، با سردادن شعارهای حمایت از امام خمینی(ره) از مسجد خارج شدند.

این اتفاق را می‌توان یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب در منطقه دانست؛ چراکه مسجد در آن روز نه فقط محل تجمع، بلکه محل بازگشت بخشی از جامعه به صف واحد انقلاب شد و نخستین تظاهرات گسترده انقلابی در دهدشت شکل گرفت.

نفوذی که برای قدرت نخواست

آمیراحمد تقوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از پذیرش مسئولیت‌های رسمی فاصله گرفت و با وجود ارتباط نزدیک با جریان انقلاب و علاقه جدی به استقرار نظام جمهوری اسلامی، ترجیح داد جایگاه خود را بین مردم و در مسیر فعالیت‌های علمی و دینی حفظ کند.

حتی در دیداری که با حضرت امام خمینی(ره) داشت، هنگامی که موضوع پذیرش امامت جمعه دهدشت مطرح شد، از قبول این مسئولیت عذر خواست.

این تصمیم را باید در کنار سبک زندگی وی دید، عالمی که شهرت و نفوذ اجتماعی داشت، اما علاقه‌ای به عنوان، مقام و جایگاه رسمی نشان نمی‌داد،روایت‌هایی از زندگی آمیراحمد تقوی نیز این ویژگی را تأیید می‌کند.

آمیراحمد تقوی حتی در برابر استفاده از عناوین رسمی برای خود حساس بود و از اینکه دیگران او را با القاب بزرگ خطاب کنند، پرهیز داشت.

گفته شده نامه‌هایی را که با عنوان «آیت‌الله» برای او ارسال می‌شد، پیش از مطالعه، نسبت به این عنوان واکنش نشان می‌داد و حتی آن را خط می‌زد، دست‌بوسی، تشریفات، صدرنشینی و تملق نیز با منش وی سازگار نبود.

همین رفتارها باعث شده بود رابطه‌اش با مردم، برخلاف بسیاری از مناسبات رسمی، ساده و بی‌واسطه باقی بماند.

از نجف تا دهدشت؛ روایت عالمی که حوزه را بنا کرد و مردم را در روزهای سخت کنار هم نشاند

مدرسه‌ای که میراث علمی آمیراحمد تقوی شد

اگر مبارزات انقلابی یکی از بخش‌های مهم زندگی آمیراحمد تقوی بود، بی‌تردید تأسیس مدرسه علمیه ولی‌عصر(عج) دهدشت را باید از ماندگارترین اقدامات وی دانست؛ مدرسه‌ای که بعدها به یکی از پایه‌های اصلی تربیت طلاب در استان کهگیلویه و بویراحمد تبدیل شد.

آمیراحمد تقوی در شرایطی برای تأسیس حوزه علمیه در دهدشت قدم برداشت که منطقه از نظر امکانات آموزشی و حوزوی با محدودیت‌های فراوانی مواجه بود.

وی با ساخت و راه‌اندازی مدرسه علمیه ولی‌عصر(عج)، بخش مهمی از توان خود را صرف تربیت طلاب کرد و سال‌ها بر آموزش و پرورش علمی و اخلاقی آنان نظارت داشت.

شیوه تربیتی آمیراحمد تقوی نیز به جدیت و سختگیری علمی و اخلاقی شناخته می‌شد که حاصل این مسیر، تربیت ده‌ها طلبه فاضل و متعهد بود که بعدها در عرصه‌های مختلف دینی و فرهنگی به فعالیت پرداختند.

از این منظر، میراث آمیراحمد تقوی تنها یک ساختمان یا مدرسه نبود، بلکه نسلی از روحانیون و مبلغان دینی، ادامه‌دهنده مسیری بودند که وی در کهگیلویه آغاز کرده بود.

از حل اختلاف مردم تا دستگیری از محرومان فعالیت‌های آمیراحمد تقوی به حوزه و سیاست محدود نمی‌شد.

آمیراحمد تقوی در زندگی روزمره مردم نیز حضوری جدی داشت و بسیاری از افراد برای حل اختلافات و منازعات محلی به وی مراجعه می‌کردند.

نفوذ کلام و اعتماد عمومی باعث شده بود وساطت وی در بسیاری از اختلافات به حل‌وفصل مسائل منجر شود.

رسیدگی به خانواده‌های بی‌بضاعت و محروم، توجه به امور فرهنگی، احداث مسجد، حسینیه و بازسازی و رونق‌بخشی به حرم امامزاده سید محمود(ع)، از دیگر اقداماتی بود که در کارنامه آمیراحمد تقوی ثبت شده است.

این فعالیت‌ها نشان می‌دهد که در نگاه وی، روحانیت تنها به تدریس و منبر محدود نبود، عالم دینی باید در کنار مردم زندگی می‌کرد، درد آنان را می‌شناخت و در حل مشکلات اجتماعی نیز نقش ایفا می‌کرد.

عالمی با اجازه‌های بزرگ و زندگی یک کشاورز

یکی از ویژگی‌های قابل توجه زندگی آمیراحمد تقوی، فاصله بین جایگاه علمی وی و سبک زندگی شخصی‌اش بود.

آمیراحمد تقوی از مراجع بزرگی همچون امام خمینی(ره)، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی اجازه‌های روایی داشت، اما با وجود این جایگاه علمی، زندگی خود را با سادگی ادامه داد.

وی از وجوهات شرعی برای اداره زندگی شخصی خود استفاده نمی‌کرد و بخش مهمی از معاش خود را از طریق کشاورزی و فعالیت‌های شخصی تأمین می‌کرد که همین ساده‌زیستی، در کنار ارتباط نزدیک با مردم، تصویری متفاوت از آمیراحمد تقوی در ذهن اهالی منطقه ایجاد کرده بود.

حتی در برخی یادداشت‌ها و خاطراتی که از وی برجای مانده، همین روحیه تواضع و خودنقدی به چشم می‌خورد.

وی در نوشته‌های شخصی خود نیز به جای ستایش از خویش، با نگاهی انتقادی به عملکرد و حالات درونی خود می‌نگرد، ویژگی‌ که بخشی از شخصیت اخلاقی وی را آشکار می‌کند.

تهدیدی که آمیراحمد تقوی را از مردم جدا نکرد

نقش اجتماعی آمیراحمد تقوی در سال‌های پس از انقلاب نیز ادامه داشت و همین مسئله باعث شد در مقطعی با تهدیدهای امنیتی مواجه شود.

بر اساس روایت‌های موجود، در سال ۱۳۵۹ موضوع ترور وی از سوی سازمان مجاهدین خلق مطرح شد و فردی که مأمور اجرای این اقدام بود، پیش از انجام عملیات دستگیر شد.

پس از آن، سپاه پاسداران برای مدتی حفاظت از آمیراحمد تقوی را بر عهده گرفت، اما وی که سال‌ها بدون واسطه با مردم ارتباط داشت، از محدودشدن این ارتباط رضایت نداشت و در ادامه با اصرار فراوان خواستار پایان حفاظت شد.

آمیراحمد تقوی نمی‌خواست بین خود و مردمی که تمام عمرش را در کنار آنان گذرانده بود، دیواری از تشریفات و محدودیت ایجاد شود.

از نجف تا دهدشت؛ روایت عالمی که حوزه را بنا کرد و مردم را در روزهای سخت کنار هم نشاند

میراثی فراتر از یک حوزه آثار قلمی

از جمله خاطرات، «در آینه وجدان»، مجموعه نامه‌ها و اعلامیه‌ها و نوشته‌هایی که بعدها در قالب آثار مختلف منتشر شد نیز بخشی از میراث آمیراحمد تقوی است.

این نوشته‌ها از آن جهت اهمیت دارند که بخشی از تاریخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کهگیلویه را از زبان شخصیتی روایت می‌کنند که خود در متن بسیاری از این تحولات حضور داشته است.

در بین نوشته‌های وی، خاطرات دوران کودکی، سال‌های تحصیل، زندگی در نجف، ارتباط با مردم و همچنین حوادث انقلاب دیده می‌شود که این خاطرات، در کنار اسناد و روایت‌های تاریخی، می‌تواند تصویری دقیق‌تر از شرایط اجتماعی کهگیلویه در دهه‌های گذشته و نقش روحانیت و مساجد در تحولات آن دوران ارائه کند.

آیت‌الله سید میراحمد تقوی‌مقدم سرانجام پس از ۹۶ سال زندگی، مرداد ماه سال ۱۳۹۸ در بیمارستان امام خمینی(ره) دهدشت دار فانی را وداع گفت و پیکر وی در زادگاه پدری‌اش و در جوار جدش به خاک سپرده شد.

اکنون با گذشت سال‌ها از رحلت وی، نام آمیراحمد تقوی برای مردم کهگیلویه تنها یادآور یک عالم دینی نیست، بلکه نام مردی است که از نجف به کهگیلویه بازگشت، حوزه‌ای را در دهدشت بنا کرد، مسجد را به کانونی برای پیوند دین و جامعه تبدیل کرد، در روزهای پرالتهاب انقلاب مردم را گرد هم آورد، در کنار محرومان ایستاد، اختلافات را حل کرد و با وجود برخورداری از جایگاه علمی و اجتماعی، زندگی ساده و بی‌پیرایه خود را حفظ کرد.

میراث آمیراحمد تقوی را می‌توان در مدرسه‌ای جست‌وجو کرد که برای تربیت طلبه بنا شد، در مسجدی که روزی صدای شعارهای انقلاب از آن برخاست، در خانواده‌هایی که دستی از حمایت او دریافت کردند و در مردمی که سال‌ها او را نه از پشت یک جایگاه رسمی، بلکه در متن زندگی روزمره خود دیده بودند که نشان می‌دهد گاهی یک عالم، بیش از آنکه با عنوان و جایگاهش شناخته شود، با اثری که در زندگی مردم باقی می‌گذارد ماندگار می‌شود.

کد خبر 1899360

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha