از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان

همه‌ چیز از یک مغازه متروکه و ۴۰ جلد کتاب شروع شد از تصمیم مردی در دهکهان که می‌خواست در روستایی بدون کتابخانه، جایی برای کودکان و نوجوانان فراهم کند، سه دختر ۹ ساله که هر سه «فاطمه» نام داشتند، نخستین اعضای آن شدند و نام کتابخانه را ساختند، کتابخانه‌ای که بعدها از یک فضای کوچک روستایی فراتر رفت و به یک تجربه مردمی در ترویج کتاب‌خوانی تبدیل شد، سال‌ها بعد، روایت همین کتابخانه به دست محبوبه شیرازی، نویسنده و دانش‌آموخته علوم تربیتی، رسید؛ زنی که حالا می‌خواهد بخشی از آن تجربه را در ماهان دوباره زنده کند.

خبرگزاری شبستان ـ جنوب کرمان، مهدیه شعبانی؛ چند بوق تلفن گذشته بود که صدایش از پشت خط آمد، صمیمی، گرم و خوش‌ برخورد، محبوبه شیرازی از آن آدم‌هایی است که وقتی درباره کتاب حرف می‌زند، کتاب را فقط یک موضوع فرهنگی نمی‌بیند، انگار برایش بخشی از زندگی است خودش را پیش از آنکه نویسنده یا دانش‌آموخته علوم تربیتی بداند، عاشق قصه‌ها و کتاب‌ها معرفی می‌کند، کسی که باور دارد کتاب می‌تواند امن‌ترین پناهگاه آدم در تنهایی باشد و او را به جهانی ببرد که دیگر در آن احساس غربت نکند.

اما قصه این گفت‌وگو، از یک کتاب شروع نمی‌شود، از یک کتابخانه شروع می‌شود.

از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان

کتابخانه فاطمه‌ها، قصه‌ای که از یک مغازه متروکه آغاز شد

تابستان ۱۳۸۹، فرزاد میرشکاری مدیر کانون فرهنگی هنری فاطمه ها در روستای دهکهان کهنوج تصمیم گرفت ۴۰ جلد از کتاب‌هایش را در یکی از مغازه‌های متروکه پدرش قرار دهد و آنجا را به محلی برای دسترسی کودکان و نوجوانان روستا به کتاب تبدیل کند، سه دختر ۹ ساله نخستین اعضای این کتابخانه بودند هر سه فاطمه، همین سه نام، نام کتابخانه را ساخت، «کتابخانه فاطمه‌ها».

شاید آن روز کسی تصور نمی‌کرد این تصمیم کوچک، روزی به یکی از روایت‌های شناخته‌شده ترویج کتاب‌خوانی در یک منطقه روستایی تبدیل شود اما قصه فاطمه‌ها فقط قصه چند قفسه و چند جلد کتاب نبود، کتابخانه به تدریج به یک حرکت فرهنگی مردمی تبدیل شد، طرح‌های مختلفی برای ترویج خواندن، معرفی کتاب، مسابقات کتاب‌خوانی، سیرهای مطالعاتی و حتی رساندن کتاب به خانه‌های کودکان و نوجوانان شکل گرفت و شاید مهم‌تر از همه، کتاب از یک شیء در قفسه به بخشی از زندگی کودکان تبدیل شد.

از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان


من همیشه دنبال ریشه‌های امید بودم

محبوبه قاسم شیرازی وقتی از این قصه حرف می‌زند، از واژه «امید» به‌ عنوان نقطه شروع یاد می‌کند.

او می‌گوید؛ همیشه دنبال ریشه‌های امید بوده است و وقتی داستان فرزاد میرشکاری و آن مغازه متروکه را شنیده، متوجه شده که با یک قصه معمولی درباره کتاب مواجه نیست بلکه با داستان «خلق زندگی» از دل ناامیدی روبه‌روست و همین نگاه، مسیر پژوهش او را تغییر داد.

قاسم شیرازی از استاد راهنمایش موضوعی برای یک پژوهش واقعی و کاربردی خواسته بود، پژوهشی که صرفا در میان اعداد و داده‌ها باقی نماند و نتیجه‌ای برای جامعه داشته باشد اما لحظه‌ای که نام «کتابخانه فاطمه‌ها» را شنیده، چیزی در این قصه توجهش را جلب کرده، سه دختر کوچک که هر سه فاطمه بودند و نخستین اعضای کتابخانه شدند و برای او، این سادگی و خلوص فقط یک جزئیات نبود بلکه نقطه آغاز یک روایت بود، روایتی که تصمیم گرفت آن را ثبت کند تا باقی بماند.

از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان


کتابخانه‌ای که «خانه» شد

در روایت قاسم شیرازی، جذاب‌ترین بخش ماجرا این است که کتابخانه فاطمه‌ها از دل یک ساختار رسمی متولد نشده است بلکه حرکتی مردمی بوده که در همان روستا شکل گرفته و رشد کرده است.

او بیش از ساختمان و کتاب‌ها، به تغییری توجه کرده که این فضا در نگاه مردم ایجاد کرده است کودکانی که در ابتدا کتاب را کالایی لوکس و غیرضروری می‌دیدند، کم‌کم با کتاب زندگی کردند برای همین است که قاسم شیرازی هنگام توصیف فاطمه‌ها، واژه‌ای فراتر از «کتابخانه» به کار می‌برد: اینجا کتابخانه نیست، خانه است، خانه‌ای که در آن کتاب فقط خوانده نمی‌شود بلکه به گفته او، «زندگی می‌شود.

این نگاه، شاید مهم‌ترین چیزی باشد که شیرازی از تجربه دهکهان با خود برده است اینکه برای کتاب‌خوان کردن کودک، همیشه لازم نیست از یک ساختمان بزرگ و امکانات فراوان شروع کرد گاهی یک فضای کوچک و یک تصمیم ساده، اگر با مشارکت مردم همراه شود، می‌تواند آغاز یک تغییر باشد.

تجربه فاطمه‌ها نیز در سال‌های بعد نشان داد که این حرکت می‌تواند از یک کتابخانه کوچک فراتر برود و به الگویی برای فعالیت‌های فرهنگی در روستاهای دیگر تبدیل شود، فرزاد میرشکاری در سال‌های بعد از تلاش برای توسعه این تجربه و راه‌اندازی کتابخانه‌های روستایی دیگر در جنوب کرمان سخن گفته است.

از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان

چرا کتاب را به خود فاطمه‌ها برگرداند؟

شیرازی کتابش را به کتابخانه فاطمه‌ها اهدا کرده است، تصمیمی که پشت آن یک نگاه ساده اما عمیق وجود دارد، این قصه متعلق به او نیست.

او خودش را فقط راوی می‌داند و قهرمانان اصلی روایت را میرشکاری و کودکان روستا معرفی می‌کند برای همین معتقد است کتاب باید به خانه خودش بازگردد، شاید این جمله، نسبت نویسنده با سوژه‌اش را به‌ خوبی توضیح دهد که او نمی‌خواهد قصه‌ای را به نام خود مصادره کند بلکه می‌خواهد آن را روایت کند، ثبت کند و دوباره به صاحبانش برگرداند.

قصه‌ای که قرار نیست در دهکهان تمام شود اما شاید مهم‌ترین بخش این گفت‌وگو، جایی باشد که قصه فاطمه‌ها از دهکهان فاصله می‌گیرد و به ماهان می‌رسد.

قاسم شیرازی در ماهان «خانه شادی و مهارت» را راه‌اندازی کرده است فضایی که هدفش، از نگاه او، چیزی فراتر از آموزش‌های خشک درسی است.

او می‌خواهد ذهن کودکان جان بگیرد کتاب بخوانند، تجربه کنند و در کنار دانش، مهارت‌های زندگی را نیز بیاموزند اینجاست که ایده راه‌اندازی شعبه‌ای از کتابخانه فاطمه‌ها در ماهان شکل می‌گیرد.

قاسم شیرازی می‌گوید؛ وقتی الگویی موفق وجود دارد، چرا باید همه‌چیز را از ابتدا ساخت؟.

قرار است در مدل مورد نظر او، روح مردمی بودن و کتاب‌محوری فاطمه‌ها با آموزش‌های مهارت‌محور خانه شادی و مهارت پیوند بخورد، فضایی که کودک در آن هم کتاب بخواند و هم مهارت‌هایی مانند هوش مالی و خلاقیت را یاد بگیرد.

در واقع، قرار نیست دهکهان در ماهان تکرار شود بلکه قرار است تجربه دهکهان، الهام‌بخش یک روایت تازه در ماهان باشد.

از دهکهان کهنوج تا ماهان؛ امتداد یک رؤیا برای کتاب‌خوان کردن کودکان


سه فاطمه و یک رؤیای تازه

گاهی یک اتفاق بزرگ، با اتفاقی بسیار کوچک آغاز می‌شود، در دهکهان، ۴۰ جلد کتاب و سه دختر ۹ ساله، نقطه آغاز قصه‌ای شدند که سال‌ها ادامه پیدا کرد حالا در سوی دیگری از کرمان، زنی که خودش را پیش از هر عنوانی عاشق کتاب و قصه می‌داند، می‌خواهد بخشی از همان تجربه را به کودکان ماهان هدیه کند شاید فاصله میان این دو اتفاق، فقط فاصله جغرافیایی نباشد فاصله میان داشتن یک کتابخانه و ساختن فرهنگ کتاب‌خوانی باشد.

محبوبه قاسم شیرازی قصه فاطمه‌ها را در یک جمله خلاصه می‌کند و می گوید؛روایتی از اینکه چطور یک مغازه متروکه و سه نام مشترک، توانستند جنگلی از رویاها را در دل کویر سبز کنند و حالا، اگر رؤیای او در ماهان به نتیجه برسد، شاید یک فصل تازه به این قصه اضافه شود؛ فصلی که این‌بار با نام ماهان نوشته خواهد شد.

کد خبر 1899278

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha