آزادگان آبرو و امنیت به نظام دادند / روایتی از شهادت یک آزاده در زندان رژیم بعث

احمدی سنگری در آستانه سالروز آزادی آزادگان، با روایتی دردناک از دوران اسارت خود در زندان‌های رژیم بعث عراق، شکنجه‌ها، شهادت یاران و ایمان راسخ آزادگان را به تصویر کشید و گفت: آزادگان الماس‌های درخشان و پرستوهای عاشقی بودند که با ایستادگی خود، آبرو و امنیت را به این نظام هدیه دادند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از گیلان، محمدرضا احمدی سنگری، نماینده مردم شهرستان‌های رشت و خمام در مجلس شورای اسلامی، پیش از خطبه های نماز جنعه در آیین تجلیل از آزادگان به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، با اشاره به فرمایش رهبر شهید که آزادگان را «الماس‌های درخشان» و «پرستوهای عاشق» خوانده بود، اظهار کرد: آزادگان کسانی هستند که به این مملکت آبرو و امنیت دادند.

احمدی با بیان اینکه خدا را شاکرم که توفیق داد بخشی از عمرم در مسیر این انقلاب و در اسارت سپری شود گفت: گرچه جا ماندیم اما دعا کنید که به قافله شهدا بپیوندیم.

وی با یادآوری شهدای غریب در اسارت، خاطرنشان کرد: شهید محمدخانی، از شهدای عزیز ما، با باتوم در جلوی چشمان ما به شهادت رسید؛ زمانی که از مسیر عبور می‌کردیم، خون از سر و رویش جاری شد و زیر پای ما افتاد. شهید عیسی‌خانی در اوج قدرت و با عزت، برای این مملکت جان داد.

نماینده رشت در مجلس، پازل پیروزی انقلاب را متشکل از شهدا، جانبازان، ایثارگران، آزادگان و مردم ولایتمدار دانست و گفت: برای این انقلاب خون داده شد، شهید دادیم و زحمات فراوانی کشیده شد. هرگز خم به ابرو نمی‌آوردیم و محکم ایستاده ایم.

احمدی با روایت خاطره‌ای از شهید عیسی‌خانی، تصریح کرد: شهید عیسی‌خانی که بچه‌های سپاه قدیم او را می‌شناسند، پس از اسارت، بر اثر شدت جراحات، حالش وخیم شد. به ما نفری یک استکان آب برای شب تا صبح داده بودند که ما سهمیه آب خودمان را به ایشان دادیم؛ چون تشنه بود و خون زیادی از دست داده بود. عراقی‌ها وقتی متوجه شدند، او را کتک زدند تا جایی که سر و صورتش غرق خون شد. دستانش را بالا می‌آورد و با چشمان بسته فریاد می‌زد: «منو بکشید، اما آبم بدید!»

وی ادامه داد: بعد از آن، چند نفر با لباس پرستاری وارد شدند و چند آمپول به او زدند. من که ۱۶ سال بیشتر نداشتم، فکر کردم می‌خواهند درمانش کنند، اما بچه‌ها گفتند احتمالاً شهیدش کردند. سپس جنازه او را در پتو پیچیدند و گفتند می‌بریم تا سگ‌ها و خوک‌ها بخورند؛ و اینگونه آن بزرگوار را به شهادت رساندند.

نماینده مردم رشت و خمام در ادامه با اشاره به فرمایش رهبر شهید که آزادگان، آبرو و امنیت را به نظام هدیه دادند، تأکید کرد: آزادگان ما هرگز در اسارت تسلیم دشمن نشدند و شما مردم نیز در خیابان و میدان ثابت کردید که این ملت، تسلیم‌شدنی نیست؛ چراکه درس از مکتب اباعبدالله الحسین(ع) آموخته‌اند.

احمدی با اشاره به سوالی که شاید برای بسیاری مطرح شود که چگونه آزادگان این همه شکنجه را تحمل کردند، گفت: در اردوگاه، شکنجه‌گری به نام کاظم داشتیم که هرچه بچه‌ها می کردند همه ما را می‌زد، ما گریه می‌کردیم یا می‌خندیدند باز هم میزدند، اما یک روز کاظم آمد و گفت «من دیگر نمی‌زنم!» وقتی علت را پرسیدیم، گفت «دیشب مادرم خواب حضرت زینب(س) را دید که فرمود «پسرت بچه‌ها را می‌زند!»  مادرم گفت از این کار دست بکش. برای همین خواب او چنان عذاب وجدان گرفت که دیگر ما را نزد.

وی با اشاره به شکنجه‌های وحشیانه دوران اسارت، افزود: آنقدر با چوب بر دست بچه‌ها می‌زدند که چوب می‌شکست؛ صبح می‌گفتند از بس دستمان به صورت شما خورده دستمان  دردناک است و برای همین با دمپایی به صورت ما می‌زدند و ما وقتی صورت یکدیگر را می‌دیدیم دلمان برای هم می‌سوخت.

احمدی با بیان اینکه همان کاظم پس از آزادی، یک‌به‌یک بچه‌ها را در تهران پیدا کرد و از آنان حلالیت طلبید، گفت: کاظم بعدها به سوریه رفت و در راه دفاع از حرم، به شهادت رسید و مدافع حرم شد.

وی تصریح کرد: این است عظمت مکتبی که حتی شکنجه‌گران را هم متحول می‌کند؛ مکتبی که از خون سیدالشهدا(ع) جوشیده و تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) ادامه خواهد داشت.


احمدی همچنین ادامه داد: نمی‌خواهم این خاطره را تکرار کنم چون برای خودم هم گفتنش سخت است اما همین قدر می‌گویم که با انبر دستی، پارچه، با چوب یا با دو سنگ زبان را می‌گرفتند و می‌کشیدند و آنقدر میزدند که گفتنش هم خیلی سخت است. آنوقت تازه بعد ازین شکنجه زبان در دهان باد می‌کرد، دیگر نمی‌توانستیم نفس بکشیم، اما بچه‌ها هرگز از درد دم نردند. بارها این اتفاقات افتاد؛ بارها بچه‌های ما تا دم مرگ زده شدند، ولی مثل کوه استوار ماندند. من در تمام مدت اسارت، همین ها را دیدم و آموختم.

آزادگان آبرو و امنیت به نظام دادند / روایتی از شهادت یک آزاده در زندان رژیم بعث

آزادگان آبرو و امنیت به نظام دادند / روایتی از شهادت یک آزاده در زندان رژیم بعث

آزادگان آبرو و امنیت به نظام دادند / روایتی از شهادت یک آزاده در زندان رژیم بعث

آزادگان آبرو و امنیت به نظام دادند / روایتی از شهادت یک آزاده در زندان رژیم بعث

کد خبر 1899156

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha