به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، خیابان امام خمینی تهران را که طی میکنی، شاید در نگاه نخست چیزی جز هیاهوی شهر، رفتوآمد خودروها و ساختمانهای قدیمی و جدید به چشم نیاید؛ اما در دل همین شلوغی، گنجینهای قرار دارد که ارزش آن را نمیتوان با متر و قیمت و عدد سنجید؛ مجموعهای که سالهاست بخشی از تاریخ، فرهنگ و هنر ایران را در خود جای داده است.

کتابخانه و موزه ملی ملک که در سال ۱۳۲۳ در باغ ملی تهران احداث و به مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک اضافه شد، حاصل نگاه بلندمدت و فرهنگدوستانه «حاج حسین آقا ملک» است؛ مردی که از تجار بزرگ و نامآشنای تهران و مشهد بود و نامش در تاریخ وقف ایران با مجموعهای گسترده از اقدامات ماندگار گره خورده است.
وقف حدود ۶۰ هزار هکتار زمین کشاورزی و باغ در خراسان به آستان قدس رضوی، ایجاد و وقف بیمارستان در منطقه چناران مشهد، اهدای حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار متر مربع زمین به فرهنگیان و کارکنان بهداری و پست و تلگراف خراسان و همچنین واگذاری منطقه و باغ وکیلآباد به شهرداری مشهد و مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، بخشی از کارنامهای است که حاج حسین آقا ملک را در جایگاه یکی از بزرگترین واقفان تاریخ معاصر ایران قرار داده است.

امروز، حاصل آن نگاه را میتوان در مجموعهای دید که حدود ۱۹ هزار عنوان نسخه خطی نادر و نفیس را در خود جای داده و از آن به عنوان یکی از شش گنجینه بزرگ نسخ خطی ایران یاد میشود.
اهمیت ملک اما تنها در تعداد نسخهها خلاصه نمیشود. آنچه این کتابخانه را در کنار گنجینههایی همچون کتابخانه ملی، کتابخانه مجلس و کتابخانه دانشگاه تهران برجسته میکند، نفاست و ارزش هنری آثار است؛ آثاری که هرکدام بیش از آنکه صرفاً یک شیء تاریخی باشند، سندی زنده از هویت و فرهنگ ایرانیاند.

هر نسخه خطی، هر جلد نفیس و هر تابلوی تاریخی، مسیری طولانی را از دل قرنها طی کرده تا امروز به دست ما برسد. فراز و فرودهای تاریخی، تغییرات اقلیمی، رطوبت، حشرات، قارچها، کپکها و حتی حوادثی چون جنگ و آتشسوزی، همواره این آثار را تهدید کردهاند؛ از همین رو حفاظت از آنها تنها یک فعالیت خدماتی یا فنی نیست، بلکه مسئولیتی فرهنگی در برابر نسلهای آینده است.
جایی که درمان آثار از آنجا آغاز میشود
در مجموعه ملک، حفاظت از آثار یک مسیر مشخص و علمی دارد؛ مسیری که از آزمایشگاه آغاز میشود و پس از آسیبشناسی، مرمت، مستندنگاری، تصویربرداری و در نهایت صحافی، اثر را برای ورود به مخزن آماده میکند.
«محسن حقگو»، رئیس اداره اطلاعات فرهنگی و حفاظت فنی کتابخانه و موزه ملی ملک، درباره این فرآیند توضیح میدهد که این بخش تمامی امور مرتبط با آزمایشگاه، آسیبشناسی، مرمت آثار، مستندنگاری، ورود اطلاعات به بانک دادهها و تصویربرداری از آثار را برعهده دارد.
به گفته او، هر اثر در بدو ورود باید مراحل مختلفی را پشت سر بگذارد تا به مخازن امن برسد. نخستین ایستگاه، آزمایشگاه است؛ جایی که وضعیت اثر بررسی، پرونده آن تشکیل و نیازهای حفاظتی و مرمتی آن مشخص میشود.
پس از این مرحله، مرمتگران بر اساس تشخیص آزمایشگاه و با استفاده از مواد مناسب، کار درمان اثر را آغاز میکنند.
اما آزمایشگاه ملک تنها برای آثار این مجموعه فعالیت نمیکند. گاهی آثار متعلق به دیگر مجموعهها و سازمانها نیز برای بررسی به این بخش سپرده میشود.
اهمیت این خدمات زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم شمار قابل توجهی از نسخههای خطی هنوز در خانهها و مجموعههای شخصی نگهداری میشوند؛ آثاری که گاه به دلیل نبود شرایط استاندارد، در معرض رطوبت، قارچ و کپک قرار دارند.
حقگو تأکید میکند که این مجموعه آمادگی ارائه خدمات مشاورهای به صاحبان آثار شخصی را نیز دارد تا بتوان پیش از گسترش آسیب، برای نجات اثر اقدام کرد.

وقتی قارچها زیر ذرهبین میروند
در آزمایشگاه، نسخههای خطی متعددی در حال بررسیاند؛ گوشهای از یک نسخه ممکن است در اثر رطوبت آسیب دیده باشد و لکههای قارچی بر سطح آن نقش بسته باشند. اینجا اما لکه تنها یک لکه نیست؛ نشانهای است از یک آسیب زنده که اگر متوقف نشود، میتواند بخشهای بیشتری از اثر را از بین ببرد.
کارشناسان با فراهم کردن محیط کشت، عامل آسیب را شناسایی میکنند و قارچها زیر میکروسکوپ مورد بررسی قرار میگیرند.
«حسینی»، مسئول بخش آزمایشگاه، میگوید: بیشتر قارچها در اثر رطوبت ایجاد میشوند و کاغذ نیز به دلیل ماهیت خود، میتواند منبع مناسبی برای رشد آنها باشد.
در این بخش، شناسایی آسیب تنها هدف نیست؛ کارشناسان تلاش میکنند راه درمان و چگونگی جلوگیری از گسترش آن را نیز مشخص کنند.
مرمت؛ هنرِ «کمترین مداخله» پس از شناسایی آسیب، نسخه یا اثر تاریخی وارد مرحله مرمت میشود؛ جایی که کارشناسان تلاش میکنند تا حد امکان کمترین دخالت را در ماهیت اثر داشته باشند.

نسخههای خطی، تابلوهای نقاشی، جلدهای پرنقشونگار و دیگر آثار نفیس، در این مرحله ممکن است تحت فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی آسیبزدایی قرار گیرند. اما مرمت در نگاه موزهای، بازسازی به هر قیمت نیست.
حقگو با تأکید بر این موضوع، «حداقل مداخله» را یکی از اصول اصلی مرمت در مجموعه ملک میداند. به بیان او، تا جایی که ساختار اثر اجازه دهد، باید از مداخله بیشتر پرهیز کرد. اگر قارچ یا کپک به زیبایی و ماهیت اثر آسیب نزده باشد، میتوان آن را تثبیت کرد؛ اما اگر روند آسیب ادامه داشته باشد و ماهیت اثر را تهدید کند، مداخله کارشناسی ضروری خواهد بود.
اصل دوم، «برگشتپذیری» است؛ یعنی هر اقدامی که روی اثر انجام میشود، باید در صورت امکان قابلیت حذف داشته باشد تا در آینده بتوان آن را با روشهای جدید جایگزین کرد.
اصل دیگر نیز «عدم تفسیرپذیری» است؛ به این معنا که مرمتگر نباید بر اساس سلیقه یا برداشت شخصی خود بخش ازدسترفته اثر را بازسازی کند، بلکه هر بازسازی باید مستند و قابل دفاع باشد.
مبارزه دو مرحلهای با آفات
«فاطمه قرائتی»، کارشناس مرمت اشیای تاریخی، درباره فرآیند آفتزدایی توضیح میدهد که این کار معمولاً در دو مرحله مکانیکی و شیمیایی انجام میشود.
در مرحله نخست، لکههای قارچی یا آفات به صورت سطحی و مکانیکی پاک میشوند و در صورت نیاز، مرحله شیمیایی نیز انجام میگیرد.
رطوبت، شرایط نامناسب نگهداری و گاه دمای بالا از عوامل مهم ایجاد آفات در آثار تاریخی هستند؛ آسیبهایی که ممکن است به شکل قارچ یا حشرات خود را نشان دهند.
البته کار به استفاده از مواد شیمیایی ختم نمیشود؛ چراکه اگر شرایط محیطی اصلاح نشود، قارچها و کپکها بار دیگر فرصت رشد پیدا میکنند. بنابراین حفاظت واقعی، مجموعهای از اقدامات بههمپیوسته است که از درمان اثر تا کنترل شرایط نگهداری ادامه دارد.
وقتی اثر به «اطلاعات» تبدیل میشود
پس از مرمت، نسخه خطی یا اثر تاریخی به ایستگاه دیگری میرسد؛ مستندنگاری و تصویربرداری. در این مرحله تلاش میشود هر آنچه درباره اثر قابل ثبت است، ثبت شود؛ از مشخصات فیزیکی و ظاهری گرفته تا اطلاعات تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی.
«بدری»، مسئول بخش مستندنگاری، معتقد است امروزه اطلاعات آثار خود بخشی از فرآیند حفاظت به شمار میآید؛ چراکه برخی آثار در معرض زوال هستند و برای کاهش نیاز به لمس و جابهجایی مداوم، باید اطلاعات آنها به شکلی دقیق ثبت و قابل استفاده شود.
به گفته او، مستندنگاری تنها عکاسی از یک اثر نیست؛ وزن، قطر، اطلاعات بصری و حتی دادههایی که از ظاهر اثر قابل دریافت نیستند، اما در بستر تاریخی و اجتماعی معنا پیدا میکنند، باید ثبت شوند؛ اینکه اثر در چه مکتب و جغرافیایی شکل گرفته و چه زمینه تاریخی و اجتماعی داشته است.
پس از جمعآوری و دستهبندی اطلاعات، موضوع دسترسی نیز مطرح میشود؛ اینکه چه میزان از اطلاعات هر اثر قابلیت انتشار در فضای وب و استفاده عمومی را دارد.

پای هوش مصنوعی به مستندنگاری باز میشود
در کنار شیوههای سنتی ثبت و ضبط آثار، فناوریهای جدید نیز آرامآرام وارد این فرآیند شدهاند.
بدری از آغاز پروژهای درباره اسناد تاریخی سخن میگوید که در آن تلاش شده زمینه و بستر تاریخی تولید آثار در شبکه آنتالوژی به ماشین سپرده شود.
البته قرار نیست همه کار به هوش مصنوعی واگذار شود؛ بلکه کارشناسان با به چالش کشیدن ابزارهای جدید، تلاش میکنند به مدلی برسند که بتوان بخشی از کار را مانند یک کارآموز به ماشین سپرد.
این تجربه در زمینه اسناد ترکی و عربی نتایجی داشته، اما در حوزه اسناد فارسی هنوز مسیر چندان پیموده نشده است؛ بنابراین باید ماشین آموزش ببیند تا بتواند در فرآیند شناسایی و ثبت اطلاعات اسناد فارسی نیز به کارشناسان کمک کند.

مستندنگاری؛ حافظه دوم آثار
در روزگاری که حوادث غیرمنتظره میتوانند میراث فرهنگی را در معرض خطر قرار دهند، اهمیت مستندنگاری بیش از گذشته آشکار میشود.
حقگو با اشاره به شرایط ویژه ماههای اخیر و تجربه جنگ، تأکید میکند که برخی سازمانها در زمینه مستندنگاری و پژوهش آنطور که باید عمل نکردهاند.
به گفته او، اهمیت مستندنگاری زمانی مشخص میشود که در حادثهای مانند جنگ، اثری آسیب ببیند یا از بین برود؛ اگر آن اثر پیش از حادثه مستندنگاری نشده باشد، در بسیاری موارد باید آن را از دسترفته تلقی کرد.
تصویر، مشخصات، تاریخچه و اطلاعات ثبتشده درباره یک اثر، در چنین شرایطی میتواند آخرین ردپای آن باشد؛ حافظهای ماندگار از چیزی که شاید دیگر امکان بازگشتش وجود نداشته باشد.
آخرین ایستگاه؛ کارگاه صحافی
مسیر حفاظت اما هنوز تمام نشده است. پس از مرمت و مستندنگاری، برخی آثار باید برای ورود به مخزن از بخش صحافی عبور کنند؛ مرحلهای که در آن جلد نسخههای خطی، اوراق کتابهای چاپی و نشریات آسیبدیده مورد رسیدگی قرار میگیرند.
«حقگو»، کارگاه صحافی را قدیمیترین بخش مرمت مجموعه ملک معرفی میکند؛ کارگاهی که از زمان حاج حسین آقا ملک فعالیت خود را آغاز کرده و همچنان بخشی از فرآیند حفاظت آثار را برعهده دارد.
در این فضای کوچک، کتابهایی از دورههای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ برخی با جلدهای تاریخی و برخی پس از مرمت، دوباره جان گرفتهاند.
نیکشناس، مسئول بخش صحافی، میگوید کار این بخش هم روی آثار خطی و هم آثار چاپی انجام میشود. پس از آنکه نسخه خطی از بخش مرمت به صحافی میرسد، کارشناسان درباره وضعیت جلد تصمیم میگیرند.
اولویت، حفظ جلد اصلی اثر است؛ اما اگر به هر دلیل نیاز به ایجاد جلد جدید باشد، تلاش میشود جلد تازه تا حد امکان مشابه جلد اصلی باشد.
در مورد کتابهای چاپی آسیبدیده نیز جلدها در صورت نیاز تعویض میشوند. بخشی از فعالیت این کارگاه نیز به نشریات اختصاص دارد که در آن، نشریات دورهای در قالب مجموعههای منظم تدوین و صحافی میشوند.

میراثی که باید به آینده برسد
کتابخانه و موزه ملی ملک را میتوان تنها یک کتابخانه یا موزه ندانست. اینجا بخشی از حافظه تاریخی ایران نگهداری میشود؛ حافظهای که اگرچه در قالب کاغذ، جلد، رنگ، نقش، سکه و سند دیده میشود، اما در حقیقت روایتگر هویت یک ملت است.
در پشت ویترینها و مخازن امن، داستان دیگری نیز جریان دارد؛ داستان متخصصانی که کمتر دیده میشوند اما هر روز با ذرهبین، میکروسکوپ، ابزارهای مرمت، دوربین و دانش تخصصی خود با فرسایش زمان مبارزه میکنند. آنها قرار نیست آثار گذشته را به شکل تازهای درآورند؛ وظیفهشان این است که تا حد امکان همان چیزی را که از گذشته به دست ما رسیده، سالم و مستند به آینده برسانند.

اینجا مرمت، تنها ترمیم یک برگ پاره یا زدودن لکهای از روی یک نسخه نیست؛ تلاشی است برای حفظ روایتی که قرنها دوام آورده است.
روایتی که اگر امروز به دستان نسل آینده سپرده شود، حاصل سالها دانش، دقت و مراقبت کسانی است که در سکوت، «غبار زمان» را از چهره میراث ایران میزدایند.
نظر شما