به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از یاسوج، بعضی انسان ها را باید در میدان شناخت که صدای انفجار، فرصت تردید نمیدهد و فاصله بین ماندن و رفتن، گاهی فقط چند ثانیه است.
آنجا دیگر حرفها و ادعاها رنگ میبازند و آنچه باقی میماند، شجاعت، ایمان و انتخاب انسان در سختترین لحظهها است که یک تصمیم میتواند سرنوشت یک انسان را برای همیشه رقم بزند.
شهید سید ابوالفضل پیمان از جمله جوانانی بود که به روایت همرزمانش، میدان را برای اثبات خود انتخاب کرده بود و در روزهای سخت، از حضور در خط مقدم هراسی نداشت و هر جا که احساس میکرد کشور و مردم به حضور وی نیاز دارند، در میدان حاضر میشد که این حضور از مقابله با آشوبگران و تأمین امنیت مردم تا حضور در مناطق عملیاتی و ایستادگی در برابر تهدیدات دشمن، نام پیمان با شجاعت، مسئولیتپذیری و روحیه جهادی گره خورده بود.
روایت زندگی این شهید، تنها روایت چند روز حضور در یک میدان نیست، بلکه قصه جوانی است که همرزمانش وی را نه فقط به دلیل شجاعت، بلکه به واسطه روحیهای که در سختترین شرایط حفظ میکرد، به یاد میآورند.
برای چنین شخصی میدان، محل نمایش نبود، عرصه انجام تکلیف بود و به همین دلیل هم وقتی پای خطر به میان میآمد، آنچه در وجود وی پررنگتر میشد، احساس مسئولیت بود.
در میان همه خاطراتی که از شهید پیمان به یادگار مانده، آخرین روایت حال و هوای دیگری دارد که از چند دقیقه سرنوشتساز میگوید، از ارتفاعات کوه سیاه، صدای موشکهایی که فضای منطقه را درهم شکست، همرزمانی که در همان لحظات به شهادت رسیدند و از جوانی که حتی پس از مجروحیت، ذکر «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)» را زیر لب زمزمه می کرد.
این روایت را فرماندهای بازگو میکند که خود در همان لحظات در کنار شهید با فاصله چند قدمی با پیمان حضور داشت و در نهایت، وی را بر دوش خود گذاشت و برای رساندنش به آمبولانس و بیمارستان تلاش کرد.
این فرمانده در گفتوگوی تلفنی با خبرنگار خبرگزاری شبستان در یاسوج، به روحیه شجاعت و مسئولیتپذیری این شهید اشاره کرد و گفت: شهید ابوالفضل پیمان در جریان جنگ ۱۲ روزه و در یکی از سختترین مناطق و خطوط درگیری حضور داشت و همانجا شجاعت خود را نشان داد.
صادق نیکپی افزود: یکی از سختترین نقاط، محل استقرار نیروها در برابر حملات دشمن بود که شدت و قدرت حملات به حدی بود که گاهی ممکن بود حتی اثری از فردی که در معرض اصابت قرار میگرفت، باقی نماند، اما شهید پیمان با شجاعت کامل در آن منطقه حضور داشت و شبانهروز برای انجام مأموریت و دفاع از کشور تلاش میکرد.
وی ادامه داد: ابوالفضل در جریان اعتراضات و اغتشاشات نیز با جانفشانی در برابر آشوبگران ایستاد و برای برقراری امنیت تلاش کرد که شجاعت وی در آن صحنهها نیز برای همه کسانی که در کنارش بودند، قابل تحسین بود.
به حضور شهید پیمان در ایام پس از شهادت قائد شهید امت اشاره و خاطرنشان کرد: شهید پیمان همان روز نخست با حضور فعال در میدان، برای برقراری امنیت مردم و تأمین امنیت مراسمها تلاش کرد و با روحیهای که داشت، مسئولیت خود را به بهترین شکل انجام میداد.
نیکپی با بیان اینکه شهید پیمان در میدان عمل، نیرویی مورد اعتماد و شجاع بود، گفت: زمانی که هواگردهای دشمن صهیونیستی و آمریکای جنایتکار در ارتفاعات کوه سیاه حضور داشتند، پیمان با جانفشانی در برابر تهدید دشمن ایستاد و با همان روحیه شجاعانهای که از او سراغ داشتیم، به انجام وظیفه پرداخت.
فرمانده شهید سید ابوالفضل پیمان با اشاره به اینکه در لحظه مجروح شدن شهید پیمان در کنار او حضور داشته، اظهار کرد: ما در آنجا کنار هم بودیم، به دلیل علاقهای که به ابوالفضل داشتم، معمولاً او را نزدیک خودم قرار میدادم تا بتوانم با توجه به سن و تجربهاش، بیشتر راهنماییاش کنم و در کنارش باشم.
وی افزود: آن روز در ارتفاعات حضور داشتیم و من در کنار نیروهای ارتش بودم. وقتی نخستین موشک به سمت ما شلیک شد، من به سمت پایین تپه حرکت کردم و شهید پیمان نیز که نزدیک من بود، همزمان با صدای «اللهاکبر»، «یا حسین» و «یا زهرا» به سمت پایین تپه آمد.
نیکپی ادامه داد: وقتی به پایین تپه رسیدم، گفتم «ابوالفضل، ابوالفضل، سمت من بیا». خودم پشت سنگی نشسته بودم و زیر یک صخره پناه گرفته بودم که موشک دوم نیز به سمت ما شلیک شد.
فرمانده شهید سید ابوالفضل پیمان گفت: پس از اصابت موشک دوم، صدای «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)» را شنیدم، از جای خودم بلند شدم و به سمت محل صدا رفتم که در آنجا متوجه شدم دو شهید عزیز، شهید حبیبی و شهید کیانی، در مقابل سنگی که موشک به آن اصابت کرده بود، به شهادت رسیدهاند.
وی ادامه داد: در همان لحظات، شهید پیمان را دیدم که با وجود جراحت، همچنان روحیه خود را حفظ کرده بود و ذکر میگفت. صدای «یا حسین(ع) » او را میشنیدم و با همان حال، از فداکاری برای رهبر و انقلاب سخن میگفت.
نیکپی بیان کرد: پای پیمان را روی دوش خود انداختم و او را به خودرویی که روی تپه قرار داشت، رساندم و در تمام مسیر، ذکر «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)» را زیر لب تکرار میکرد.
فرمانده شهید سید ابوالفضل پیمان خاطرنشان کرد: بعد از رسیدن به خودرو، پیمان را به آمبولانس منتقل کردیم و سپس به بیمارستان رساندیم، اما حدود دو ساعت بعد، بر اثر شدت جراحات، به فیض شهادت نائل آمد.
وی ضمن اشاره به اینکه شهید پیمان تا آخرین لحظات زندگی بر عهد خود ایستاد، گفت: آنچه از او در ذهن ما باقی مانده، شجاعت، دلدادگی، مسئولیتپذیری و روحیهای است که حتی در سختترین لحظات نیز او را از ذکر خدا و اهلبیت(ع) جدا نکرد.
فرمانده شهید سید ابوالفضل پیمان در پایان به ویژگیهای این شهید اشاره کرد و گفت: باید روح و روش شهدا را به درستی برای نسل امروز بیان کرد، چراکه روایت زندگی و شهادت آنها فقط بیان یک خاطره نیست، بلکه بیان راهی است که آنها با انتخاب و ایستادگی خود نشان دادند.
نظر شما