خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: یکی از بهترین اتفاقهایی که در عرصه سیاسی برای مسلمانان و حامیان فلسطین در چند روز اخبر افتاد این بود که «عبدالرحمن السید»، مدافع ترقیخواه حوزه بهداشت عمومی موفق شد نامزدی حزب دموکرات برای انتخابات سنای آمریکا را به دست آورد و در صورت پیروزی در انتخابات نوامبر به نخستین سناتور مسلمان سنا در تاریخ آمریکا تبدیل خواهد شد.
دموکراتها و جمهوریخواهان همواره در مورد مراقبتهای بهداشتی، مالیات و مهاجرت اختلاف نظر داشتند، اما رژیم صهیونیستی از نظر سیاسی محافظت شده و مصون ماند.
همچنین همواره کاندیداهایی که به طور مستقل با جسارت به چالش کشیدن کمکهای نظامی یا زیر سوال بردن سیاستهای رژیم صهیونیستی به دنبال تغییر مسیر بودند در معرض خطر شکست در کمپینهای مالی قوی تحت حمایت شبکههای لابی قدرتمند به رهبری آیپک قرار میگرفتند، اما خبر خوب این است که این معماری سیاسی در حال فروپاشی است.
پیروزی السید در انتخابات مقدماتی دموکراتها در میشیگان، آخرین نشانه از یک تغییر اساسی سیاسی در حال وقوع است. پس از پیروزی متحدان «زهران ممدانی»، میشیگان اکنون پیام غیرقابل انکار دیگری را ارسال کرده است.
رایدهندگان دموکرات به طور فزایندهای نامزدهای مرتبط با آیپک را رد میکنند و از کسانی که آمادهاند آشکارا حمایت بیقید و شرط واشنگتن از رژیم صهیونیستی را به چالش بکشند، استقبال میکنند.
همچنین آمریکا شاهد نسل جدیدی از سیاستمداران دموکرات است که موضع آنها در مورد فلسطین اساسا با موضع حزب متفاوت است.
السید مخالفت با نفوذ آیپک را به یکی از ویژگیهای اصلی مبارزات انتخاباتی خود تبدیل کرد. او با رد پول شرکتهای بزرگ، محکوم کردن آنچه که او نسلکشی در غزه توصیف کرد و خواستار پایان دادن به کمکهای نظامی بیقید و شرط به رژیم صهیونیستی شد، مستقیما با یکی از تاثیرگذارترین شبکههای لابیگری واشنگتن مقابله کرد.
علیرغم هزینههای خارجی بیسابقهای که برای شکست او طراحی شده بود، رایدهندگان مقدماتی دموکرات، نامزدی را انتخاب کردند که سیستم را به چالش میکشید، نه نامزدی که از آن حمایت میکرد.
این نتیجه باید کسانی را که مدتهاست برای شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا به قدرت مالی متکی بودهاند، نگران کند.
برای دههها، نفوذ آیپک بر یک محاسبه ساده استوار بود: تزریق پول نامحدود به سیاستمداران؛ بسیج اهداکنندگان صهیونیست برای تامین مالی کمپینها و کسب پوشش رسانهای مطلوب.
کارزارهای انتقامجویانه به کار گرفته شده به سیاستمداران هشدار میداد که انتقاد از رژیم صهیونیستی پیامدهای مخرب غیرقابل قبولی دارد.
اما این استراتژی در حال شکست است زیرا روند فعلی نشان میدهد که برای نسلی از رایدهندگان، غزه به جای یک درگیری ژئوپلیتیکی دوردست به یک مسئله اخلاقی تعیینکننده تبدیل شده است.
ذینفعان این تغییر بسیار فراتر از نامزدهای منفرد هستند. جوامع عرب آمریکایی، سازمانهای یهودی مترقی، جنبشهای کارگری، فعالان دانشجویی و رایدهندگان جوان دموکرات به طور فزایندهای پیرامون این خواسته متحد شدهاند که سیاست خارجی آمریکا با همان استانداردهای قوانین بینالمللی که در جاهای دیگر اعمال میشود، سنجیده شود.
رسانههای اجتماعی با قرار دادن میلیونها آمریکایی در معرض تصاویر و مطالبی که رسانههای سنتی و روایتهای رسمی را دور میزنند، این تحول را تسریع کردهاند و این الگو اکنون در چندین ایالت گسترش یافته است.
در نیویورک، ممدانی نشان داد نامزدهایی که آشکارا اقدامات رژیم صهیوینستی را نسلکشی توصیف میکنند، میتوانند علیرغم مشکلات مالی فراوان، دموکراتهای مستقر را شکست دهند.
اکنون میشیگان، یکی از مهمترین ایالتهای استراتژیک آمریکا، پیروزی دیگری را برای نامزدی رقم زده است که صریحا نفوذ سیاسی آیپک را رد میکرد.
روی هم رفته، این پیروزیها محدودیتهای تاثیر پول را در مواجهه با جنبشهای مردمی سازمانیافته که با اعتقاد اخلاقی هدایت میشوند، آشکار میکند.
این بدان معنا نیست که حمایت آمریکا از رژیم صهیوینیستی یک شبه از بین خواهد رفت. کنگره همچنان به طور گسترده از کمکهای نظامی حمایت میکند و رابطه نهادی بین واشنگتن و تلآویو همچنان عمیقا ریشهدار است، اما آنچه تغییر کرده «هزینه سیاسی» است که بابت حفظ این رابطه باید پرداخته شود.
برای فلسطین، این انتخابات چیزی بیش از پیروزیهای نمادین است. این جریانها نشان میدهند که یکی از ستونهای اصلی محافظت از مصونیت رژیم صهیونیستی در داخل واشنگتن از درون شروع به تضعیف کرده؛ اجماع سیاسی که زمانی دائمی به نظر میرسید به طور پیوسته جای خود را به رقابت آشکار داده و دستگاهی که حمایت بیقید و شرط آمریکا از رژیم صهیونیستی را حفظ میکرد، دیگر به راحتی کار نمیکند.
نظر شما