به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از آران و بیدگل، در روزگاری نه چندان دور، وقتی نام آموزش قرآن در آران و بیدگل به میان میآمد، ذهنها فقط به مکتبخانهها و کلاسهای رسمی نمیرفت؛ بسیاری از خانههای این دیار نیز خود به مدرسهای صمیمی برای انس با کلام وحی تبدیل شده بودند؛ خانههایی که در آنها قرآن نه فقط خوانده میشد، بلکه زندگی میشد.
«رمضانعلی رحمتی»، فعال فرهنگی آران و بیدگل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان با اشاره به این رسم دیرینه میگوید: در گذشته، آموزش قرآن تنها به فضای رسمی مدارس و مکتبخانهها محدود نبود، بلکه در بسیاری از خانههای شهر، جلسات خانگی قرآن برپا میشد و زنان و مردان، از نوجوان و جوان گرفته تا افراد میانسال و حتی متأهل و بیسواد، در این محافل حضور مییافتند تا خواندن قرآن را بیاموزند.
وی با بیان اینکه این شیوه آموزشی، رنگ و بوی خاصی از محبت و سادگی داشت، افزود: در این جلسات خبری از چوب و فلک و سختگیریهای مرسوم برخی مکتبخانهها نبود. فضای آموزش، بیشتر بر پایه صبوری، مهربانی و تکرار شکل میگرفت و همین روحیه باعث میشد افراد با آرامش بیشتری پای قرآن بنشینند و راه افتادن در خواندن آیات الهی را تجربه کنند.
آموزش در دل زندگی روزمره
رحمتی ادامه میدهد: یکی از زیباییهای این شیوه آن بود که آموزش قرآن از متن زندگی جدا نبود. گاهی استاد، در حالی که مشغول قالیبافی یا کارهای روزمره خانه بود، به قرائت شاگرد گوش میداد و همانجا اشتباهات او را اصلاح میکرد. به همین دلیل، قرآنخوانی در این خانهها فقط یک کلاس نبود؛ نوعی همراهی، تربیت و زیست مؤمنانه به شمار میرفت.
به گفته این فعال فرهنگی، برخی از این استادان با اینکه سواد مکتوب چندانی نداشتند، در آموزش قرآن بسیار توانمند بودند و در مدت کوتاهی، افراد کاملاً بیسواد را به قرآنخوانانی روان تبدیل میکردند؛ تا جایی که برخی شاگردان حتی توان خواندن یا نوشتن نام خود را نداشتند، اما بعدها قرآن را با تسلط و زیبایی تلاوت میکردند.
رسم آغاز از «عم جزء»
رحمتی در ادامه به یکی از رسوم قدیمی آموزش قرآن در خانهها اشاره کرد و گفت: معمول بود که آموزش از «عمّ جزء»، یعنی جزء سیام قرآن، آغاز شود؛ همان جزئی که با آیه «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ» شروع میشود. پس از آنکه شاگرد این بخش را به پایان میرساند، برای قدردانی از استاد، مقداری نقل یا یک کلهقند هدیه میداد و سپس قرآن تهیه میکرد تا تلاوت کامل را آغاز کند.

او این رسم را نشانهای از احترام، ادب و پیوند عاطفی میان استاد و شاگرد دانست و افزود: در واقع، آموزش قرآن در آن روزگار فقط انتقال مهارت نبود، بلکه نوعی تربیت اخلاقی و معنوی هم بود؛ شاگرد هم قرآن میآموخت و هم آداب شاگردی، سپاسگزاری و انس با معنویت را تجربه میکرد.
یاد بانوانی که چراغ قرآن را در خانهها روشن نگه داشتند
این فعال فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود، از برخی چهرههای ماندگار این سنت یاد کرد و گفت: در میان استادان خانگی قرآن، نام شادروان «زهراخانم خرمآبادی» با احترام و نیکی یاد میشود؛ بانویی صبور، اهل مطالعه و دلسوز که در کنار قالیبافی و فعالیتهای مذهبی، دختران و بانوان بسیاری را با قرآن مأنوس کرد.
رحمتی با اشاره به نقش این بانوی فرهیخته در گسترش فرهنگ قرآنی در خانوادهها افزود: همسر ایشان، سیدعباس دولتآبادی نیز از چهرههای خوشنام و مردمدار شهر بود که با داشتن مینیبوس مسافربری در محله عباسآباد، در هر ساعت از شبانهروز با روی خوش، مردم را به مقصد یا بیمارستان میرساند و به خدمترسانی بیمنت شهرت داشت.
ثمره یک خانه قرآنی
وی در پایان با بیان اینکه این سبک زندگی قرآنی آثار ماندگاری در نسلهای بعد برجای گذاشته است، خاطرنشان کرد: از این خانواده، شش دختر و دو پسر نیکنام به یادگار ماندهاند که امروز در عرصههای پزشکی، وکالت و آموزش به مردم خدمت میکنند؛ و این خود نشان میدهد خانهای که با قرآن و اخلاق بنا شود، ثمرهاش در خدمت به جامعه آشکار خواهد شد.
رحمتی تأکید کرد: باید این میراث معنوی را حفظ و بازخوانی کرد؛ چرا که خانههای قرآنی دیروز، سرمایههای فرهنگی امروز ما هستند و میتوانند برای نسلهای جدید نیز الگویی روشن از ایمان، ادب، تربیت و سبک زندگی اسلامی باشند.
نظر شما