به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، جنگهای معاصر بیش از هر زمان دیگری به جنگ روایتها تبدیل شدهاند. در چنین نبردهایی، پیروزی تنها در گرو موفقیت نظامی نیست، بلکه توانایی مدیریت افکار عمومی و حفظ سرمایه اجتماعی نیز نقشی تعیینکننده دارد. تجربه دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه (رمضان) نشان داد که خبرنگاران و رسانهها در کنار نیروهای نظامی و امنیتی، یکی از ارکان اصلی دفاع ملی به شمار میروند.
از نخستین ساعات آغاز درگیریها، دشمن تلاش کرد با بهرهگیری از شبکههای رسانهای و فضای مجازی، تصویری آشفته از وضعیت کشور ارائه دهد. انتشار اخبار تأییدنشده، بزرگنمایی خسارتها، برجستهسازی مشکلات و القای ناامیدی بخشی از راهبرد جنگ روانی بود. در مقابل، خبرنگاران با حضور میدانی و انتشار اخبار مستند، مانع از شکلگیری انحصار خبری توسط رسانههای معاند شدند. این حضور سبب شد افکار عمومی بتواند تصویری واقعیتر از تحولات دریافت کند و اعتماد خود را به منابع داخلی حفظ کند.
یکی از مهمترین کارکردهای رسانهها در این دو مقطع، تبدیل «مقاومت» از یک مفهوم نظامی به یک تجربه اجتماعی بود. خبرنگاران تنها از عملیاتها و تحولات نظامی گزارش تهیه نکردند؛ بلکه روایتگر زندگی مردمی بودند که در شرایط جنگی همچنان به فعالیت، همدلی و حمایت از یکدیگر ادامه میدادند. انتشار گزارشهایی از امدادرسانیهای مردمی، فعالیت گروههای جهادی، کمک به خانوادههای آسیبدیده و حضور اقشار مختلف در صحنه، تصویری از یک جامعه زنده و مقاوم را به نمایش گذاشت.
در جنگ ۴۰ روزه رمضان، این نقش بیش از گذشته آشکار شد. خبرنگاران توانستند روایت وحدت ملی را به یکی از مهمترین مؤلفههای فضای عمومی تبدیل کنند. انعکاس حضور اقوام، مذاهب و گروههای مختلف اجتماعی در حمایت از کشور، نشان داد که تهدید خارجی نهتنها موجب واگرایی نشده، بلکه به تقویت همبستگی ملی انجامیده است. این روایتها تأثیر مستقیمی بر افزایش اعتماد عمومی و کاهش نگرانیهای اجتماعی داشت.
از سوی دیگر، رسانهها در مدیریت هیجانات عمومی نیز نقش مهمی ایفا کردند. در شرایطی که انتشار هر خبر نادرست میتوانست به نگرانی یا التهاب اجتماعی دامن بزند، خبرنگاران حرفهای با رعایت اصول دقت و صحت، به تثبیت فضای روانی جامعه کمک کردند. آنان میان حق مردم برای آگاهی و ضرورت حفظ آرامش عمومی توازن برقرار کردند؛ وظیفهای که در شرایط جنگی اهمیت دوچندان پیدا میکند.
کارکرد دیگر خبرنگاران، ثبت و ماندگار کردن حماسههای ملی بود. بسیاری از فداکاریها، ایثارها و رشادتهایی که در روزهای جنگ رخ داد، اگر توسط رسانهها ثبت و روایت نمیشد، در حافظه تاریخی جامعه جایگاه شایسته خود را پیدا نمیکرد. خبرنگاران در واقع حافظان حافظه جمعی ملت بودند؛ کسانی که روایت مقاومت را برای نسلهای آینده ثبت کردند.
با این حال، مهمترین دستاورد رسانهها در دو جنگ اخیر را باید در ایجاد پیوند میان «میدان» و «خیابان» جستوجو کرد. اگر میدان محل ایستادگی نیروهای مدافع کشور بود، خیابان عرصه بروز حمایت اجتماعی و مشارکت عمومی محسوب میشد. خبرنگاران با انتقال واقعیتهای میدان به جامعه و انعکاس حمایتهای مردمی به نیروهای حاضر در صحنه، این دو حوزه را به یکدیگر متصل کردند. این ارتباط متقابل سبب شد نیروهای حاضر در میدان از پشتیبانی مردم اطمینان یابند و مردم نیز خود را بخشی از مقاومت ملی بدانند.
در نهایت میتوان گفت خبرنگاران در دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه صرفاً گزارشگر رویدادها نبودند؛ آنان بخشی از جبهه مقاومت ملی بودند. در شرایطی که دشمن تلاش میکرد اراده جامعه را هدف قرار دهد، رسانهها با روایت حقیقت، تقویت امید و بازنمایی انسجام ملی، سهمی مؤثر در حفظ روحیه عمومی و افزایش تابآوری کشور ایفا کردند. به همین دلیل میتوان از خبرنگاران به عنوان «رزمندگان بیسلاح جبهه روایت» یاد کرد؛ افرادی که در کنار مدافعان میدان، از حقیقت، امید و وحدت ملی پاسداری کردند.
نظر شما