دکتر «علیرضا عالمی»، مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در بخش دوم گفتگوی خود با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان با اشاره به نگاه تمدنی رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: تحولات عمیقی توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی در عرصه تمدناندیشی ایجاد شده است که میتوان آنها را در چند محور کلیدی مورد بررسی قرار داد.
رهبر شهید با طرح مفاهیمی چون «تمدن نوین اسلامی»، «نظامسازی»، «دولتسازی»، «جامعهسازی» و «گام دوم انقلاب»، تحولی بنیادین در نظریهپردازی تمدن ایجاد کردند و گفتمانی نوین را در فضای تمدناندیشی جهان اسلام بنیان نهادند. نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که رهبر شهید نهتنها به بحث نظری تمدن اکتفا نکردند بلکه حجّتِ تمدّنی را نیز عهده دار بودند. ایشان، به عنوانِ رهبرِ انقلاب اسلامی، از قدرتِ نامگذاری و تثبیتِ جامعه اسلامی در فضایِ بین الملل برخوردار بودند. متأسفانه، معمولاً از این بُعد غفلت می شود و ایشان را صرفاً به عنوانِ «رهبرِ ایران» توصیف می کنند، وی خاطرنشان کرد: رهبر شهید با طرح مفاهیمی چون «تمدن نوین اسلامی»، «نظامسازی»، «دولتسازی»، «جامعهسازی» و «گام دوم انقلاب»، تحولی بنیادین در نظریهپردازی تمدن ایجاد کردند و گفتمانی نوین را در فضای تمدناندیشی جهان اسلام بنیان نهادند. نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که رهبر شهید نهتنها به بحث نظری تمدن اکتفا نکردند بلکه حجّتِ تمدّنی را نیز عهده دار بودند. ایشان، به عنوانِ رهبرِ انقلاب اسلامی، از قدرتِ نامگذاری و تثبیتِ جامعه اسلامی در فضایِ بین الملل برخوردار بودند. متأسفانه، معمولاً از این بُعد غفلت می شود و ایشان را صرفاً به عنوانِ «رهبرِ ایران» توصیف می کنند، در حالی که ایشان حجّتِ تمدّنیِ جهانِ اسلام بودند بنابراین تحولات عمیقی توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی در عرصه تمدناندیشی ایجاد شده است که میتوان آنها را در چند محور کلیدی مورد بررسی قرار داد.
عالمی افزود: تحول ششم، تطورگرایی است، ایشان با توجه به مراحلی که برای تمدن برمیشمارند و متناسب با فضاهایی که در مسیر شکلگیری تمدن اسلامی رخ میدهد، به گفتمانسازی میپردازند و سعی میکنند مراحل تمدنی را بر اساس آن فضاها، ترویج و نهادینه کنند. نمونه بسیار بارز این رویکرد، بیانیه «گام دوم انقلاب» است. هرچند در مورد آن بسیار صحبت شده، اما آنگونه که شایسته است، در فضای شکلگیری تمدنی به آن پرداخته نشده و جای کار بسیار زیادی دارد. این فضا هم از نظر نظریهپردازی و هم از نظر امتداد در صحنه تحولات، نیازمند پیگیری و تعمیق جدی است.
وی با بیان اینکه تحول هفتم، خروج از پارادایم توسعهمحوری و ورود به پارادایم پیشرفت درونتمدنی است افزود: رهبر شهید پیشرفت را از فضای صرفاً وضعیتی که در پارادایم توسعهمحوری مطرح است خارج کرده و آن را در درون نگاه تمدنی و با نگاهی همهجانبه برای تعالی انسان بازتعریف میکنند. این رویکرد، در برابر نگاه توسعهمحوری جهان امروز و سردمداران آن قرار میگیرد.
عالمی، تحول هشتم را طرح مقاومت بهعنوان یک پارادایم فراتمدنی در نگاه رهبر شهید عنوان کرد و گفت: ایشان مسئله مقاومت را از یک مسئله صرفاً میان تمدن اسلامی و تمدن غرب، به یک مسئله فراتمدنی و جهانی سرایت میدهند و آن را بهعنوان یکی از ویژگیهای اصلی نگاه تمدنی خود برجسته میسازند. این ویژگی، از برجستهترین دستاوردهای کار تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی به شمار میرود.
مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه با اشاره به مقایسه اجمالی اندیشمندان تمدناندیش گفت: برای درک دقیقتر تحولات ایجادشده، مقایسهای اجمالی با برخی اندیشمندان برجسته تمدناندیش ضروری است. سیدجمالالدین اسدآبادی دال مرکزیاش خلافت بود و رویکردش اتحاد جهان اسلام برای بقا در برابر غرب بود. اما رهبر شهید انقلاب بهجای خلافت، بر امت تأکید دارند و اتحاد جهان اسلام را نه صرفاً برای بقا، بلکه برای پیشرفت، تعالی و هماوردی عملی با تمدن غرب پیگیری میکنند.
وی گفت: علامه اقبال لاهوری بر خودآگاهی مسلمانان و بازسازی اندیشه دینی تمرکز داشت، اما رهبر انقلاب خودآگاهی را در فضای ساختارها و نظام خودآگاهیبخش مطرح میکنند و بر خودآگاهی نظاممند و نهادی تأکید دارند. همچنین مالک بننبی نقد استعمارپذیری و پذیرش استعمار را مطرح میکرد. رهبر انقلاب اگرچه به این نگاه نزدیک هستند، اما به آسیبشناسی صرف اکتفا نکرده و نظام جاهلیت جهانی را مانع پیشرفت دانسته و مقاومت را بهعنوان راهکار عملی معرفی میکنند.
رهبر شهید مفاهیمی چون «مقاومت»، «تمدن نوین اسلامی»، «گام دوم» و غیره را تولید و در فضای جهانی تثبیت کردند. همچنین اعتباربخشی به مفاهیم از دیگر توانمندیهای ایشان بود. ایشان با رویکرد عملی، سیاستهای اتخاذشده و نحوه کنش خود، به این مفاهیم اعتبار و وجاهت عینی بخشیدند. این مسئله بسیار مهمی است که در فضای تمدناندیشی کمتر به آن توجه شده است. وی با بیان اینکه شهید محمدباقر صدر بر نظامسازی اسلامی با محوریت اسلام سیاسی تأکید داشت. اظهار کرد: رهبر انقلاب علاوه بر نظامسازی، سبک زندگی اسلامی و نقش علم و دانش را نیز بهعنوان مؤلفههای اساسی در اعتلای تمدن و شکلگیری تمدن نوین اسلامی مطرح میکنند و حضرت امام خمینی (ره) بر نفی سلطه نظام طاغوتی داخلی و تثبیت نظام اسلامی تمرکز داشتند. اما رهبر انقلاب پس از تثبیت نظام، پیشرفت تمدن ایرانی بهسوی تمدن نوین اسلامی را پیگیری کرده و مسئله غیرتمدنی را به فضای فراتمدنی و خارجی انتقال میدهند و مقاومت تمدنی را در عرصههای جهانی دنبال میکنند.
مدیر گروه مطالعات تمدنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به توانمندیها و قدرت نامگذاری واژگان و مفاهیم رهبر شهید اشاره کرد و افزود: ایشان مفاهیمی چون «مقاومت»، «تمدن نوین اسلامی»، «گام دوم» و غیره را تولید و در فضای جهانی تثبیت کردند. همچنین اعتباربخشی به مفاهیم از دیگر توانمندیهای ایشان بود. ایشان با رویکرد عملی، سیاستهای اتخاذشده و نحوه کنش خود، به این مفاهیم اعتبار و وجاهت عینی بخشیدند. این مسئله بسیار مهمی است که در فضای تمدناندیشی کمتر به آن توجه شده است.
عالمی اظهار کرد: بهعنوان جمعبندی میتوان گفت که رهبر شهید انقلاب اسلامی با نگاه برساختی، فرایندی، نهادی و عینی خود به تمدن، تحولی بنیادین در تمدناندیشی معاصر جهان اسلام ایجاد کردند. ایشان با شیفت پارادایمی از نگاه وضعیتی به نگاه هویتی، مفهومسازی تمدن نوین اسلامی، طرح مقاومت بهعنوان پارادایمی فراتمدنی، و قدرت نامگذاری و اعتباربخشی عملی، نهتنها یک نظریهپرداز تمدن، بلکه یک حجت تمدنی عملگرا بودند که میراث فکری و عملی ایشان همچنان میتواند مسیر تمدنسازی نوین اسلامی را هموار سازد.
وی گفت: متأسفانه بهنظر میرسد که با همان مشکل «معاصرت» مواجه هستیم؛ یعنی همعصر بودن ما با این اندیشه، مانع از درک عمیق و دقیق آن شده است. باید این ابعاد مغفولمانده تمدناندیشی ایشان بیش از پیش مورد بررسی، واکاوی و نهادینهسازی قرار گیرد تا بتوان از این میراث عظیم برای تحقق تمدن نوین اسلامی بهدرستی بهره برد.
نظر شما