به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان؛ حضور خیرهکننده مردم در تشییع پیکر «رهبر شهید»، فراتر از یک آیین بدرقه، به مثابه یک «پدیده جامعهشناختی» قابل تامل است؛ رویدادی که در میان هیاهوی رسانهای و فشارهای اقتصادی، بار دیگر مرزهای وفاداری به ارزشها را بازتعریف کرد. برای واکاوی ریشههای این خیزش اجتماعی و تبیین چرایی شکست «ترور شخصیتی» دشمن در برابر «اراده جمعی» مردم، با «دکترعلیرضا دانشیار» عضوهیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به گفتگو نشستیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.
برای درک حماسه تشیع، ابتدا باید فرآیند بیداری «وجدان جمعی» را تحلیل کنیم. ما در ۴ تا ۵ سال اخیر با یک پروژه سازمانیافته «ترور شخصیتی» مواجه بودیم. شبکههای مجازی و رسانههای فارسیزبان، با تولید کلیپهای فیک و شبهتحلیلهای عامیانه که در ظاهر لباس مباحث تخصصی به تن داشتند، به دنبال تخریب جایگاه رهبری بودند؛ این هجمه تا حدی بود که حتی در مواجهه با اقشار مختلف، از دانشآموز تا دانشجو محتوای مشترکی از این دروغپردازیها باز نشر می شد. دانشیار در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه در حالی که در سالهای اخیر شاهد هجمههای سنگین رسانهای و عملیاتهای روانی گسترده علیه جایگاه رهبری بودیم، پدیده تشییع حماسی ایشان را از منظر جامعهشناسی چگونه تحلیل میکنید؟ به خبرنگار شبستان اظهار کرد: برای درک این حماسه، ابتدا باید فرآیند بیداری «وجدان جمعی» را تحلیل کنیم. ما در ۴ تا ۵ سال اخیر با یک پروژه سازمانیافته «ترور شخصیتی» مواجه بودیم. شبکههای مجازی و رسانههای فارسیزبان، با تولید کلیپهای فیک و شبهتحلیلهای عامیانه که در ظاهر لباس مباحث تخصصی به تن داشتند، به دنبال تخریب جایگاه رهبری بودند؛ این هجمه تا حدی بود که حتی در مواجهه با اقشار مختلف، از دانشآموز تا دانشجو محتوای مشترکی از این دروغپردازیها باز نشر می شد.
وی ادامه داد: اما در این میانه، اتفاقی افتاد که معادلات را برهم زد؛ شهادت رهبر، یک «مرگ عارفانه» و «شهادت الهی» بود. همانگونه که ایشان پیشبینی کرده بود که اگر اتفاقی برای انقلاب یا شخص ایشان بیفتد، خدا مردم را مبعوث خواهد کرد؛ این اتفاق رخ داد. این واقعه، وجدان جمعی خفته را بیدار کرد، آن را به اراده جمعی تبدیل کرد و در نهایت به آن شعلهوری و حماسه عظیم انجامید.
دانشایر در پاسخ به این سوال که آیا این موج عظیم اجتماعی را میتوان نوعی «بازگشت به هویت اصلی» دانست یا معتقدید شاهد «تلفیق جدیدی از ارزشهای سنتی و مدرن» هستیم؟ بیان کرد: برخی معتقدند هویت ما ایرانیان چهار عنصر اصلی دارد: ایرانیت، سنت، دین و تجدد. و هویت به مثابه رودی از گذشته تا آینده جریان دارد. به نوعی گذشته تاریخی ما را به آینده پیوند می زند. یعنی هویت سنتی ما همراه با پیشرفت و تعالی حال و آینده ماست. آنچه در این تشییع حماسی شاهد بودیم، در واقع همان «تلفیق» است؛ در عین حال که هویت دینی پررنگتر از همیشه جلوهگر شد، شاهد همافزایی مؤلفههای هویتی دیگر نیز بودیم. اتفاقاً «برژینسکی»، استراتژیست آمریکایی، به سیاستمداران غربی هشدار داده بود که سعی کنید بین هویت شیعی و هویت ایرانی جدایی بیندازید و نگذارید هویت شیعی و ایرانی باهم تلفیق شود. او معتقد بود اگر این دو هویت با هم تلفیق و هم افزا شوند، انرژی عظیم و انفجاری آزاد میشود که مهار آن برای غرب غیرممکن خواهد بود. آنچه در تشییع پیکر رهبر شهید دیدیم، تحقق همین پیشبینی بود.
در تشییع پیکر رهبر شهید، ما شاهد بازآفرینی نمادهای تاریخی، بهویژه «واقعه کربلا» بودیم. وقتی رهبر شهید از مفاهیمی همچون «تسلیمناپذیری» یا «مثلی لایبایع مثلِه» سخن میگفتند، در واقع یک بازنمایی و بازآفرینی تاریخی صورت میگرفت؛ ایشان همانطور که امام حسین(ع) با دعوت از افراد در مواقف مختلف کربلا به «جهاد تبیین» پرداخت، در مواجهه با نظام سلطه و زیادهخواهیهای استکباری، همین مسیر را طی کرد. وقتی جهاد تبیین در کلام به نتیجه نهایی رسید، نوبت «جهاد خون» رسید.
این عضوهیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پاسخ به این سوال که به نظر شما چرا شخصیت رهبر شهید توانست به چنین نقطه کانونی برای وحدت مردم تبدیل شود؟ خاطر نشان کرد: یکی از کلیدیترین عوامل، «تعادل شخصیتی» ایشان بود. رهبر شهید، تجسم عینی تلفیق «اسلامیت» و «ایراندوستی» بود. ایشان شخصیتی چندبعدی داشتند که هم پایبندی عمیق به ارزشهای الهی را در خود داشت و هم عشق وافر به میهن را؛ همین تعادل، باعث شد که مردم در ایشان نمادی از هویت ملی و مذهبی خود را ببینند. این همان پیوندی است که در لحظات حساس، «وجدان جمعی» ایرانیان را بیدار کرده و آن انرژی نهفته را به میدان آورد این نکته می رساند که حیات و مرگ(شهادت) رهبران الهی دگرگون ساز و متحول کننده جامعه و تاریخ است.
وی با اشاره به نقش «نمادهای مذهبی» در این بازخوانی حماسی و اینکه چگونه میتوان میان «اعتقاد مذهبی صرف» با «مذهب به عنوان موتور محرک اجتماعی» تفکیک قائل شد؟ گفت: یکی از ویژگیهای فکری بارز رهبر شهید، تبدیل دین از یک مفهوم انتزاعی به یک «دین انضمامی و کارکردگرا» بود. ایشان در آثار خود همواره بر جنبههای اجتماعی و سیاسی دین تاکید داشتند. در منطق نمادشناسی، هر «نماد دینی» به یک «امر قدسی» اشاره دارد که همزمان دارای لایههای آشکار و پنهان است.
دانشیار در ادامه افزود: در تشییع پیکر ایشان، ما شاهد بازآفرینی نمادهای تاریخی، بهویژه «واقعه کربلا» بودیم. وقتی رهبر شهید از مفاهیمی همچون «تسلیمناپذیری» یا «مثلی لایبایع مثلِه» سخن میگفتند، در واقع یک بازنمایی و بازآفرینی تاریخی صورت میگرفت؛ ایشان همانطور که امام حسین(ع) با دعوت از افراد در مواقف مختلف کربلا به «جهاد تبیین» پرداخت، در مواجهه با نظام سلطه و زیادهخواهیهای استکباری، همین مسیر را طی کرد. وقتی جهاد تبیین در کلام به نتیجه نهایی رسید، نوبت «جهاد خون» رسید. با جاری شدن «خون سرخ شهادت»، آن واقعه قدسی به کمال خود رسید. این یکسانسازی نمادین، همان موتور محرکی است که اعتقاد قلبی فردی را به یک حماسه جمعی پیوند میزند.
نظر شما