به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، تاریخ تحولات اجتماعی ایران مالامال از نقاط عطفی است که در آنها، کدهای هویتی و اعتقادی ملت در برابر تندبادهای تحمیلی به دفاع برخاستهاند. در این میان، قیام تیرماه ۱۳۱۴ در مسجد گوهرشاد مشهد، صرفاً یک اعتراض تودهای یا یک واقعه تاریخی محصور در زمان و مکان نیست؛ بلکه یک «نشانه اسطورهای» و کالبدشکافی عمیق از تلاقی دو اراده است: ارادهای پوزیتیویستی و استبدادی که درصدد بود با الگوی نوسازی آمریتآمیز (Top-down modernization) تجدد را بر سر نیزهها نشانده و کدهای فرهنگی جامعه را دگرگون کند، و در پیشگاه آن، ارادهای اصیل و برخاسته از زیستجهان تودهها که «مسجد» را به عنوان سنگر و پناهگاه حراست از حیا، عفت و اصالت خویش برگزید.
برای درک عمیق واقعه گوهرشاد، باید از سطح تحلیلهای صرفاً توصیفی فراتر رفت و کارکرد تمدنی و ساختاری «نهاد مسجد» را بازخوانی کرد؛ مکانی که در این واقعه، حقیقتِ کارکردیِ خود را به عنوان «دژ مقاومت فرهنگی» به رخ کشید.
در مهندسی فرهنگی اسلام و بهویژه در پهنه تفکر شیعی، مسجد هیچگاه منزوی در کارکرد «عبادی محض» نبوده است. مسجد از سپیدهدم اسلام، قلب تپنده سیاست، اجتماع، قضاوت و گرهگشایی از امور مسلمین بود. در جامعه سنتی ایران، زمانی که دولت پهلوی اول تلاش کرد با حذف نهادهای واسط، احزاب و مطبوعات مستقل، هرگونه صدای مخالفی را خفه کند، این «مسجد» بود که به عنوان تنها فضای عمومیِ امن و مستقل از یدِ قدرتِ حاکمیت، باقامت ایستاد.
تجمع و تحصن مردم در شبستانها و صحن گوهرشاد در اعتراض به کلاه شاپو و زمزمههای کشف حجاب، نشاندهنده یک هوشمندی ساختاری در بدنه جامعه مذهبی بود. مردم برای اعتراض به میدانهای اصلی شهر یا پشت درهای دارالحکومه نرفتند؛ آنها به حریم امن رضوی و مسجد گوهرشاد پناه بردند. چرا که در ناخودآگاه جمعی ایرانیان، مسجد مکانی است که قدرت حاکم، حق مصادره یا اعمال خشونت عریان در آن را ندارد؛ پناهگاهی که در آن، «امت» در برابر «قدرت جائر» به همبستگی و وحدت کلمه میرسد.
تقابل دو معماری؛ «معماری قدرت» در برابر «زیستفضای قدسی»
پهلوی اول با تغییر کلاهها و اجبار در پوشش، در واقع در حال اجرای یک پروژه «نشانهشناختی» برای یکدستسازی بدنها و ذهنها بر اساس الگوی غربی بود. او میخواست پیادهروها و خیابانهای جدید شهری را به ویترینی از تجدد اجباری بدل سازد. در مقابل این هجوم به حریم زیست عفیفانه، جامعه به بازپسگیری فضا روی آورد.
مسجد گوهرشاد در آن روزهای ملتهب، از یک معماری خشتی و کاشیکاریشده، به یک «فضای گفتمانی زنده» تبدیل شد. خطابه خواندنِ شیخ محمدتقی بهلول بر منبر، حلقه زدن علما و تحصن قشرها و اصناف مختلف از کشاورز تا بازاری در کنار یکدیگر، بازتولیدکننده همان کارکرد اصیل صدر اسلام بود: تبدیل مسجد به رسانهای قدرتمند، آگاهیبخش و انسجامآفرین. مسجد در اینجا نقشی پدافندی در برابر استحاله فرهنگی ایفا کرد و به دژی تبدیل شد که هنجارهای تحمیلی دولت مدرن را پس زد.
هنگامی که تفنگها در نیمهشب ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴، سینههای متحصنان پاکباخته را در شبستانهای گوهرشاد نشانه رفتند و خون زائران و مجاوران، کاشیهای فیروزهای مسجدی تاریخی را رنگین کرد، حکومت تصور میکرد که غائله مقاومت را پایان داده است. اما از منظر جامعهشناسی تاریخی، این سرکوب خشن، واقعه گوهرشاد را به یک «ترومای جمعی» و در عین حال به یک «حماسه ماندگار» در حافظه تاریخی ملت ایران بدل ساخت.
حرمتشکنی در حریم مسجد و خونریزی در خانهی خدا، مشروعیت سنتی و مدنی حاکمیت وقت را برای همیشه در ذهن تودهها ویران کرد. گوهرشاد ثابت کرد که پیوند میان هویت ایرانی، باور به عفاف و مرجعیت مسجد، چنان در لایههای زیرین مذهب و فرهنگ این مرزوبوم ریشه دوانده که حتی با ابزار عریانترین خشونتها نیز قابل قلعوقمع نیست.
درسهای گوهرشاد برای امروز
بازخوانی واقعه گوهرشاد در سالروز عفاف و حجاب از دریچه خبرگزاری شبستان، یک پیام راهبردی برای امروز ما دارد: هرگاه دفاع از ارزشهای فرهنگی و اسلامی از جمله عفاف و حجاب، به بطن نهادهای مردمی و اصیلی چون «مسجد» سپرده شد و جنبهای اقناعی، همدلانه و هویتی یافت، جامعه خود به دژ استوار حراست از آن تبدیل میشود.
گوهرشاد به ما میآموزد که مسجد، مرجعِ زنده و پویای صیانت از اصالت جامعه است. امروز نیز در مواجهه با امواج پیچیده تهاجم فرهنگی در عصر رسانههای نوپدید، راهبرد کلیدی، بازگشت به کارکردهای جامعهساز و هویتبخش مساجد است؛ تبدیل شبستانهای مساجد به کانونهای گفتوگو، جهاد تبیین و پناهگاهی عاطفی و فکری برای نسل جوانی که تشنه اصالت، معرفت و هویت عفیفانه است.
نظر شما