به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، توی یکی از کوچه پس کوچه های مشهد، نزدیک حرم، روز خاکسپاری رهبر شهید، به همراه دوستش نشسته، خوابش برده بود. ولی خیلی هوشیار بود. وقتی لنز دوربین رو به سمتش نشانه رفتم، هنوز دست به دکلانشور نشده بودم، از خواب پرید. سرش را دزدید که توی تصویر نباشد.
مجبور شدم کنارشون بنشیم و با او به خوش و بس و حرف زدن مشغول شوم. اهل فردوس بود. صمیمی و اهل دل. مسئول توزیع آب در مراسم بود. آنقدر در دو سه روز گذشته نخوابیده بود و خسته بود که در هر فرصتی، چه ایستاده و چه نشسته خوابش می برد. ولی خیلی هوشیار بود.

اهل ریا و خودنمایی نبود. برای همین دوست نداشت از او عکس و فیلمی روی سنسور دوربین با صفحه یا جایی ثبت شود. از من اصرار از او انکار. پس از اینکه با او و دوستش، رفاقت کردم، توانستم عکسی به یادگار از او بیاندازم.
از میان عکس های فراوانی که گرفتم، فقط و فقط عکس او را برای نشر انتخاب کردم.

به یاد مردان بی ادعا. به یاد کسانی که در کنار ما ولی در گمنامی مشغول به فعالیت هستند. به باد کسانی که کارشان مهم است اما خود را به رخ نمی کشند. به یاد مردان مرد. به باد یاران خراسانی.
نظر شما