به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از سمنان؛ هنوز نوای اذان در آسمان محله نپیچیده بود که جمعیتِ انبوهِ نمازگزاران، از پیرمردانی که یادآورِ روزهای نخستین انقلاب بودند تا نوجوانانی که در پایگاه بسیجِ وکانون فرهنگی هنری مسجد تربیت شدهاند، خود را به صحنِ این مسجد رساندند.
فضای مسجد، لبریز از بویِ گلاب و اسپند بود، اما اینبار، نه برای جشنِ ولادت، که برای مراسمِ «وداع با رهبرِ شهید».

منبری که همیشه محلِ تبیینِ معارفِ بلندِ انقلابی بود، دیشب به تکیهگاهِ اشکهای بیامان تبدیل شد.
وقتی واعظِ مراسم، نامِ «رهبر شهید» را بر زبان آورد، صدای گریهی جمعیت، تمامِ صحن را فرا گرفت. آنچه دیشب در مسجد پنجتن آلعبا رقم خورد، فراتر از یک مجلسِ ترحیمِ معمولی بود؛ این مجلس، کلاسِ درسِ وفاداری بود.

بیعتی که در هقهقِ گریه تکرار شد
بچهمسجدیهای سمنان، دور تا دورِ مسجد نشسته بودند؛ جوانانی که عکسهای رهبرشان را در آغوش داشتند و با چشمانی سرخ، زیر لب عهد میبستند.
یکی از جوانانِ فعالِ کانونِ فرهنگی هنری مسجد که در گوشهای از شبستان به دیوار تکیه داده بود و شانههایش از شدت گریه میلرزید، با صدایی بغضآلود گفت: «ما در این مسجد یاد گرفتیم که ولایتمداری، شعار نیست؛ به معنای واقعی حس می کنم یتیم شدهام، اما در همین حال، اراده کردم که راهش را قویتر از قبل ادامه دهم.»

پایانی که آغازِ یک ایستادگی است
مراسم با سینهزنیِ سنتی و نوحههای حماسیِ خادمانِ مسجد به پایان رسید، اما کسی دلِ رفتن نداشت. گویی مردمِ سمنان، در هر قطره اشکی که بر گونههایشان مینشست، سندی از وفاداریِ ابدی به آرمانهای انقلاب را امضا میکردند.

امروز مسجد پنجتن آلعبای سمنان، اگرچه سیاهپوشِ داغِ رهبرِ خود است، اما خروجیِ این ماتم، تولدِ عزمی راسختر در میانِ اهالیِ مسجدی است که آموختهاند برای حفظِ این نهضت، باید تا پایِ جان ایستاد.
اینجا سمنان است؛ دیارِ دارالمرحمه و دارالایمان، و مسجدِ پنجتن آلعبا، شاهدِ صادقِ بیعتی که هرگز نخواهد شکست.
نظر شما