به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از العالم، پابلو خوفره لئال تحلیلگر شیلیایی مسائل بینالملل، با تبیین ابعاد مختلف اندیشه و میراث سیاسی آیتالله سید علی خامنهای، پیوند میان اسلام و ایران در اندیشه «آقای شهید ایران» را راهبردی آگاهانه برای تقویت قدرت ملی دانست و اظهار داشت: در اندیشه مردم جمهوری اسلامی، سخن گفتن از ایران، در حقیقت سخن گفتن از کرامت در عمیقترین معنای سیاسی آن است؛ یعنی ارادهای استوار برای آنکه حاکمیت ملی هرگز در برابر منافع قدرتهای خارجی به انقیاد کشیده نشود. پروژه حاکمیت و کرامت، در حقیقت، نوعی سنتز هویتی است که طی ۴۸ سال گذشته امکان حذف سیاستهای وابستگی، تقویت انسجام اجتماعی و حفظ استقلال جمهوری اسلامی ایران را فراهم و الگویی متفاوت از حکمرانی را در برابر هژمونی عرضه کرده است.
وی ادامه داد: پیام و پروژه انقلابی که آیتالله خامنهای نمایندگی کرده است، برای ملتهای مستقل، بهویژه در آمریکای لاتین و جنوب جهانی، در سه محور اساسی «حاکمیت»، «خودکفایی» و «الهامبخشی» قابل تبیین است. ایران نیز در اندیشه و عمل خود، بهعنوان الگویی برای جهان مقاومت، نشان داده است که میتواند و باید استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را در برابر هر قدرت خارجی حفظ و از آن دفاع کند.
این تحلیلگر شیلیایی با اشاره به سبک زندگی آیتالله خامنهای افزود: فرهنگ سادهزیستی که در سیره ایشان تجسم یافته بود و نیز مقابله با مصرفگرایی وارداتی، از مهمترین ابزارهای حفظ استقلال و جلوگیری از وابستگی به شمار میرود. میراث فکری و سیاسی ایشان نیز برای جریان مقاومت نشان داده است که سیاست فشار حداکثری و تهدید نظامی، توان درهم شکستن ملتی را که هویت خود را بر پایه کرامت بنا کرده، ندارد و همین مساله امروز برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی الهامبخش شده است.
لئال در ادامه درباره جایگاه میراث فکری و سیاسی حضرت آیتالله خامنهای در تقویت وحدت امت اسلامی و شکلدهی به همکاری میان ملتهای مستقل، شخصیت ایشان را فراتر از مرزهای ایران توصیف کرد و گفت: آیتالله خامنهای تنها یک رهبر سیاسی نبودند، بلکه دکترینی از مقاومت را صورتبندی کردند که بر تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا تأثیر گذاشت و بازتاب آن را میتوان در جنبشهای ضدسلطه در قارههای مختلف جهان مشاهده کرد. ایشان ادامهدهنده راه امام خمینی (ره) در مسیر تحقق وحدت امت اسلامی و حمایت از آرمان فلسطین بودند و نگاهشان به وحدت اسلامی صرفاً الهیاتی یا انتزاعی نبود، بلکه آن را ضرورتی سیاسی برای مقابله با نظام سلطه جهانی میدانستند.
وی افزود: در منظومه فکری آیتالله خامنهای، فلسطین محور وحدت امت اسلامی و مقابله با رژیم صهیونیستی، سنگبنای شکلگیری هویتی اسلامی، مقاوم، مستقل و عمیقاً متعهد به عدالت محسوب میشود. ایشان حمایت از آرمان فلسطین را از سطح همبستگی صرف فراتر برده و آن را به راهبردی فعال برای سلب مشروعیت از «پروژه اشغالگری» تبدیل کردند؛ راهبردی که آرمان فلسطین را در چارچوب گستردهتر مبارزات ضداستعماری جهان قرار داد.
این تحلیلگر شیلیایی تأکید کرد: تأثیر سیاسی آیتالله خامنهای در شکلدهی به همکاری میان کشورهای مستقل، شاید راهبردیترین بخش میراث ایشان باشد. این موضوع بخشی از «آموزه مقاومت» (حضرت) آیتالله خامنهای است؛ آموزهای که بر اساس آن، دفاع از حقوق و منافع ملی نه تنها راهبردی برای حیات ایران، بلکه الگویی قابل اقتباس برای همه ملتهایی است که تحت فشار «استکبار جهانی» قرار دارند. از همین منظر، آیتالله خامنهای موجب شده جمهوری اسلامی ایران به مرجع ژئوپلیتیکی دولتها و جنبشهایی تبدیل شود که در پی تحقق حق تعیین سرنوشت و رهایی از سلطه سیاسی، اقتصادی و نظامی هستند.
لئال ادامه داد: اندیشه آیتالله خامنهای به عاملی محرک برای همکاری میان ملتهایی تبدیل شده است که از آمریکای لاتین تا آسیا در پی به چالش کشیدن هژمونی واشنگتن و متحدان آن هستند و همه اشکال مشروع مبارزه برای پاسداری از حاکمیت ملی در برابر مداخله خارجی را معتبر میدانند. شخصیت ایشان نیز در تاریخ معاصر بهعنوان رهبری جامعنگر تثبیت شده و میراثشان تنها به اداره یک دولت محدود نمیشود، بلکه به صورت دکترینی مبتنی بر حاکمیت، هویت و مقاومت باقی مانده است. توانایی آیتالله خامنهای در درک روندهای تاریخی و پیشبینی تهدیدهای ناشی از نظام سلطه جهانی نیز به اندیشه ایشان پویایی و ماندگاری بخشیده و آن را به چراغ راه جنبشهایی تبدیل کرده است که قصد بنای نظمی جهانی، چندقطبی، مبتنی بر عدالت، استقلال و کرامت ملتها را دارند.
پابلو خوفره لئال در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه اندیشه مقاومت در منظومه فکری «آقای شهید ایران» اظهار داشت: اندیشه مقاومت را در قالب دژهای فکری روشنی میبینم که در شخصیتهایی چون امام خمینی(ره) و آیتالله سید علی خامنهای تجسم یافتهاند. هر دو در کانون پروژهای رهاییبخش قرار دارند و از این منظر، مقاومت تنها به واکنشی نظامی محدود نمیشود، بلکه پیش از هر چیز، موضعی اخلاقی و سیاسی مبتنی بر حق تعیین سرنوشت ملتهاست. نگرانی قدرتهای بزرگ از جمهوری اسلامی ایران نیز بیش از اقدامات آن، به الگویی بازمیگردد که این کشور به جهان عرضه کرده است. ایران نشان داده یک پروژه ملی مستقل میتواند با وجود دههها تحریم، محاصره و فشار رسانهای همچنان پابرجا بماند. گسستن از الگوهای وابستگی، اقدامی مبتنی بر کرامت است که سابقهای تاریخی ایجاد کرده و مطالعه انقلاب اسلامی نشان میدهد این انقلاب نه تنها تاریخ خود را احیا، بلکه آن را به چراغ راه ملتهایی تبدیل کرده است که در پی رهایی از قیمومت خارجی هستند و مفاهیمی همچون استقلال، آزادی و جستوجوی راهی مستقل را مدنظر قرار داده اند.
وی با اشاره به جایگاه فلسطین در اندیشه مقاومت افزود: فلسطین قلب مقاومت جهانی است و از این منظر، عملیات «طوفان الاقصی» و استمرار مبارزه جنبشهای فلسطینی، پاسخی مشروع به ۷۸ سال اشغال و نسلکشی محسوب میشود و حق دفاع جمعی در برابر ستم را به رسمیت میشناسد.
به گفته این تحلیلگر، اندیشه مقاومت با مشروعیت بخشیدن به مبارزه ملتها برای حق تعیین سرنوشت و آشکار ساختن سازوکارهای سلطه هژمونیک، به نیروی مولد کرامت در جنوب جهانی تبدیل شده است.
لئال در پاسخ به پرسش دیگری درباره دیدگاهها و هشدارهای حضرت آیتالله سید علی خامنهای نسبت به نظام سلطه و نزدیکی این اندیشه با تجربه تاریخی کشورهای آمریکای لاتین، اظهار داشت: بررسی دیدگاههای آیتالله خامنهای ما را به تأمل درباره مقاومت در برابر آنچه میتوان «معماری سلطه جهانی» نامید، فرامیخواند؛ ساختاری که بهویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم شکل گرفت و به تدریج ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی گستردهای یافت. شخصیت رهبر شهید ایران و سیاست خارجی ایشان نیز نماد یکی از مهمترین محورهای مقابله مستقیم با آنچه «ائتلاف امپریالیستی ـ صهیونیستی» و هژمونی غرب، بهویژه ایالات متحده آمریکا، خوانده میشود، به شمار میرود؛ هژمونیای که در آمریکای لاتین طی دههها از طریق مداخلات خارجی، پروژههای بیثباتسازی، کودتاها، اشغال نظامی و ترور رهبران انقلابی، زمینه اعمال نفوذ خود را فراهم کرده است.
وی ادامه داد: در چنین چارچوبی، پیام آیتالله سید علی خامنهای از حوزه صرفاً دینی فراتر رفته و با طرح راهبرد «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی»، به یک گفتمان تبدیل شده است و همه کشورهایی را مخاطب قرار میدهد که در پی رهایی از قیمومت قدرتهای بزرگ هستند. از همین منظر، جمهوری اسلامی ایران به نقطه مرجع مبارزات ملتهای آمریکای لاتین تبدیل شده است؛ بهویژه در شرایط کنونی که همگرایی اهداف سلطهجویانه واشنگتن با حمایت دائمی از رژیم صهیونیستی، ابعاد تازهای یافته است. آیتالله خامنهای همواره بر سه اصل «استقلال»، «خودکفایی» و «مقاومت» تأکید داشتند و این تأکید صرفاً دعوت به توسعه ظرفیتهای داخلی نبود، بلکه جلوهای از کرامت سیاسی در برابر ساختار هژمونیک جهانی به شمار میرفت.
این تحلیلگر شیلیایی تأکید کرد: همانگونه که ایران تجربه کودتای ۲۸ مرداد را پشت سر گذاشته، بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز تجربههای مشابهی از مداخله خارجی داشتهاند و به همین دلیل، هشدارهای آیتالله خامنهای درباره ماهیت نظام سلطه، برای ملتهای این منطقه همچون قطبنمایی راهگشا و الهامبخش است.
لئال با اشاره به، هشدارهای آیتالله سید علی خامنهای درباره جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و انطباق آن با واقعیتهای امروز آمریکای لاتین گفت: اگر در گذشته سلطه عمدتاً از طریق مداخلات نظامی و کودتا اعمال میشد، امروز ابزارهایی همچون رسانه، شبکههای اجتماعی، عملیات روانی و جنگ روایتها جایگزین آن شدهاند. ایالات متحده نیز از ترکیبی از فشارهای سیاسی، بیثباتسازی، عملیات رسانهای و جنگ روایتها برای تأثیرگذاری بر اراده ملتها بهره میگیرد.
وی افزود: از این منظر، هشدار آیتالله خامنهای درباره تغییر هویتها و سبکهای زندگی، با این واقعیت همخوانی قابل توجهی دارد که رسانهها و شبکههای اجتماعی تنها ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه به ابزاری برای تولید اطلاعات نادرست، دستکاری افکار عمومی و شکلدهی به الگوهای رفتاری در خدمت منافع قدرتهای هژمونیک تبدیل شدهاند. در هشدارهای مکرر ایشان به روشنی میتوان دریافت که حفاظت از فرهنگ، پاسداری از ارزشها و حفظ استقلال، نه فقط در عرصه سیاسی، بلکه در حوزه فرهنگی نیز ضرورتی بنیادین است. چنین رویکردی، ضمن کمک به صیانت از هویت فرهنگی ملتها، شکلی از مبارزه با استعمار نو محسوب میشود؛ همان چیزی که میتوان از آن با عنوان «مقاومت فرهنگی» یاد کرد؛ یعنی توانایی ملتهایی که با به چالش کشیدن روایتهای تحمیلشده، از گرفتار شدن در چرخه وابستگی و فقر ناشی از سلطه جلوگیری میکنند.
این تحلیلگر شیلیایی با اشاره به نامههای آیتالله سید علی خامنهای به جوانان غرب در سال ۲۰۱۵، این پیامها را نمونهای برجسته از دعوت به استقلال فکری دانست و اظهار داشت: ایشان از جوانان، بهویژه در اروپا و آمریکای شمالی، خواستند تحت تأثیر تصویری که رسانههای غربی از اسلام ارائه میکنند قرار نگیرند، بلکه مستقیماً به منابع اصلی مراجعه و به جای پذیرش پیشداوریهای از پیش ساختهشده، خود به نتیجهگیری مستقل برسند. آیتالله خامنهای در سخنرانیهای خود خطاب به جوانان ایرانی و مسلمان نیز همواره بر ضرورت «خوداتکایی در اندیشه» تأکید میکردند؛ به این معنا که جوانان نباید قربانی تحمیلهای فرهنگی خارجی شوند، بلکه باید هویت خود را بر پایه ارزشهای دینی و اصول بومی حفظ کنند، بیآنکه از فراگیری دانش و فناوری دیگر کشورها رویگردان باشند.
وی ادامه داد: جضرت آیتالله سید علی خامنهای بارها تأکید کردهاند که قدرتهای غربی میکوشند جهانبینی خود را بهعنوان تنها الگوی معتبر معرفی کنند. از همین رو، ایشان جوانان را دعوت میکردند تا خود را از آنچه «مرزهای ساختهشده توسط تبلیغات» مینامند، رها سازند و با نگاهی انتقادی به تاریخ و روابط بینالملل بنگرند.
لئال در پایان خاطرنشان کرد: هرچند قدرت سخت همچنان یکی از ابزارهای سیاست ایالات متحده است، اما موفقیت بلندمدت نفوذ آن بیش از هر چیز به میزان جذب فرهنگی نسلهای جدید بستگی دارد. از اینرو، وظیفه ما افشای سازوکارهای «سلطه نرم» و تقویت آگاهی انتقادی است؛ آگاهیای که به ملتهای آمریکای لاتین امکان میدهد حاکمیت خود را نه تنها در عرصههای سیاسی و اقتصادی، بلکه در عمیقترین لایههای هویتی و فرهنگی نیز بازپس گیرند.
نظر شما