باغبانی که در بیت آقا شهید شد

باغبانی که ۳۵ سال در بیت رهبری خدمت کرده بود نهایتاً صبح روز نهم اسفندماه همراه با آقای مجاهد شهید ایران، در حمله آمریکایی-صهیونی به بیت، شهید شد، باغبانی که هر سال نهال روز درختکاری برای غرس را به رهبر شهید می‌داد خود در روز درختکاری تشییع و تدفین شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، شرط شهادت همان است که سردار سلیمانی با بغض و زلالی کلامش گفت: "تا شهید زندگی نکنید شهید نمی شوید" برای شهید زندگی کردن باید ابتدا نفست شهید شود؛ اصلا وقتی شهید زندگی می کنی فرقی نمی کند که سردار لشکر سپاه باشی یا باغبانی در کنار دفتر آقا. انتخاب شدن برای شهادت در عین آسانی بسیار سخت و طاقت‌فرساست می توانی حبیب بن مظاهر باشی و در کنار ولایت سر و جان دهی  و در یک کلام مطیع امر ولایت شوی. شهید عوض علی ضیائی از آن دسته از افرادی بود که در عین سادگی خدمت، سلوک رفتار و گفتارش می تواند سرمشقی همیشگی برای آزادگان جهان و دوستداران اهل بیت (ع) باشد این گزارش بریده ای کوتاه از سبک زندگی و رفتار این شهید والامقام از لسان همسر و فرزندان این شهید است که به شرح زیر ارائه می شود.

شهید عوض‌علی ضیائی، باغبان بیت رهبری بود و در رفتار و سلوک آنقدر ساده و بی‌آلایش بود که در گام اول منزل ساده این شهید جلب توجه می کرد ... اعضای خانواده ایشان که در عین صمیمیت و مهربانی با استقبال گرم پذیرای گروه رسانه و هیأت همراه شدند.

باغبانی که در بیت آقا شهید شد

شمسی بیک‌زاده، همسر شهید عوض‌علی ضیائی در مورد این شهید بزرگوار گفت: همسرم بیش از ۲۰ سال بود که در بیت رهبری خدمت می کرد و پنج سال قبل بازنشسته شده بود اما رئیسش از او خواسته بود که بماند تا با هم بازنشست شوند؛ امسال هم گفت: "میخام بازنشست شوم، اما وجدانم قبول نمی کند چون الان جنگ است نمی توانم نروم، باید بروم"؛ در روز شهادتش صبح بلند شد و بعد از سحر نمازش را خواند و خداحافظی کرد و ساعت ۹:۳۰ پسرم زنگ زد و گفت مامان بیت رهبری را زدند و ما نگران شدیم و به تلفن همراهش زنگ زدیم و با محل کارش تماس گرفتیم اما هیچ کس جواب نمی داد؛ بعد بچه ها برای گرفتن خبر به محل کار پدرشون مراجعه کرده بودند و گفتن باید ببینیم که بین شهدا و جانبازان هستند یا نه. بعد اطلاع دادند که در میان جانبازان نیست و یک نفر به دخترم گفته بود که من پدرت را می شناسم او در سفر مشهد به من تسبیحی هدیه داد؛ شما خیالتان راحت بروید ما به شما اطلاع می دهیم. و از ما شماره گرفتند تا تماس بگیرند. فردای آن روز که خبر شهادت رهبر انقلاب اعلام شد باز هم به ما نگفتند که همسرم شهید شده تا شب بعد از افطار بود که با پسر بزرگم تماس گرفتند و گفتند پدرت شهید شده است، آن روز همه در منزل ما برای افطار مهمان بودند. وقتی خبر شهادتش را شنیدم از هوش رفتم چون برایم خیلی سخت بود.

همسرم از شهادت حرفی نمی زد، اما کارها و حرفهایی می زد که الان می فهمیم که او می دانست می خواهد شهید شود؛ او بسیار به نیازمندان کمک می کرد و هیچوقت بروز نمی داد. به همه مهربان بود و با محبت رفتار می کرد، عوض علی علاقه زیادی به رهبر داشت و به همین خاطر نمی توانست بازنشسته شود.

همسرم همیشه می گفت:" رهبر انقلاب بسیار مهربان هستند و بسیار خانواده خوبی دارند" و حتی در مورد برخی قضاوت ها در مورد رهبر و خانواده ش همیشه می گفت:" بی انصافی حرف نزنید رهبر بسیار مهربان و با اخلاق هستند".

احسان ضیائی، پسر شهید ضیائی نیز در مورد پدرش گفت: پدرم در  امور اجرایی شهرداری مشغول بود، او را انتخاب و گزینش کردند؛ خیلی عادی به بیت رهبر انقلاب معرفی شد. بعد از شهرداری به مجلس رفت و از آنجا مامور به خدمت شد و در بیت رهبر انقلاب مشغول فعالیت شد، پدرم ۲۰ سال خادم رهبر انقلاب بود؛ در بخش اجرایی باغبان بود و همیشه جوری رفتار می کردند که ما نمی دانستیم که پدرم در بیت مشغول است؛ بسیار حفاظت گفتار و رفتار داشت و در طی ۳۰ سالی که در این محله هستیم همسایه ها و فامیل هیچ کدام نمی دانستند که پدرم در بیت رهبر معظم انقلاب مشغول فعالیت است پدرم بسیار خوددار در گفتار و رفتار بود.

در دیدارها گاهی در میلادها که ما را دعوت می کردند توفیق بود تا رهبر انقلاب را از نزدیک ببینیم؛ رهبر انقلاب آنقدر چهره جذاب و نورانی داشتند که همه محو جذابیت و نورانیت رهبر انقلاب می شدند. محل کار پدرم به دفتر رهبر انقلاب نزدیک بود و پدرم همواره رهبر انقلاب را می دید تا جایی که نورانیت بیت را پدرم به خانه می آورد؛ اکنون هم که پدر نیست و دیدن جای خالیش سخت است؛ اما نورانیت پدر در خانه ما وجود دارد. انرژی خوبی از پدرم می گرفتم تا جایی که به موضوع مداحی و حفظ قران علاقمند تر شدم از بچگی وارد حوزه قرآن شدم و این نورایت رهبر انقلاب در منزل ما موجب رشد من نیز شده بود و در پایگاه بسیج و مسجد این موضوع را دنبال میکردم.

باغبانی که در بیت آقا شهید شد

پدرم نمی تواست فراق رهبر انقلاب را تحمل کند و فکر می کنم پدرم رهبر انقلاب را دوست داشت و رهبر انقلاب او را نیز با خود برد.

پدرم مواجهه رو در رو زیادی با رهبر انقلاب داشت و ارتباط نزدیک و خاصی با رهبر انقلاب داشت و اولین شهادتی که رسانه ای شد خبر شهادت پدرم بود با این تیتر: "باغبانی که رهبر انقلاب به او علاقه داشت، شهید شد". رفت و آمد کاری و ارتباط زیادی با رهبر انقلاب داشتند. پدرم ۳۰ سال خدمت کرد و ۵ سال بیشتر نیز توفیق حضور در بیت را داشت. پدرم نمی توانست فراق رهبر انقلاب را تحمل کند و فکر می کنم پدرم رهبر انقلاب را دوست داشت. به پدرم افتخار می کنم او برای ما سنگ‌تمام گذاشت و فداکاری کرد.

در روز شهادت مادرم گفت: "نگرانم، پدرت به خانه نیامده" ما به بیت مراجعه کردیم و گفتند: "شماره بدهید به شما خبر می دهیم" کمی خیالمان راحت شد و فردا صبح خبر شهادت رهبر انقلاب منتشر شد و در آنجا در ذهنمان با قطعیت مطمئن بودیم که پدرم شهید شده اما امید به خد را از دست ندادیم و به بیمارستان های مختلف سر زدیم تا شب که همکاران پدرم تماس گرفتند و گفتند: پدرم به شهادت رسیده است.

پدرم با خواهرم بیشتر نزدیک بود و بسیاری از موضوعات را به خواهرم می گفت. پدر اهل نماز شب بود و دعا می کرد و همواره شهادت را در دعاهای خود می طلبید و اهل مسجد و زیارت بود و از ابتدا در مجالس قرآنی و هیأت ها شرکت داشت و در نهایت به دست آمریکا و رژیم صهیونی به شهادت رسید. به پدرم گفتم احتمال وقوع جنگ بسیار زیاد است و در جنگ ۱۲ روزه آنقدر رهبر انقلاب را دوست داشت هر اتفاقی هم می افتاد حتما در سرکارش حاضر می شد و می گفت: "برکت و نور آنجا شوق حضور در خدمت می دهد". در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان پای کار بود و جنگ اثری بر فعالیت او نداشت.

پسر دیگر شهید ضیائی از قاریان قرآن بود که جمع حاضر را به قرائت چند آیه از قرآن مهمان کرد و سپس گفت: روز درختکاری بود که پدرم تدفین شد، کاشت گل، علاقمندی و کار پدرم بود و روز درختکاری همیشه پدرم نهال را تقدیم رهبری می کرد تا رهبر شهید درختکاری را انجام بدهند و دقیقاً در روز درختکاری هم تشییع و تدفین شد.

دختر شهید ضیائی نیز در مورد پدرش گفت: پدرم مرید رهبر انقلاب بود چندین سال قبل پدرم گفت: "در حیاط مجاور درختکاری می کردم و نوه های آقا بازی می کردند و چند خرمالو از درخت برداشتند" و حضرت آقا گفتند: "من دیدم بچه ها از درخت چند خرمالو برداشتند این چند خرمالو را محاسبه کنید؛ چون از بیت المال است"

کد خبر 1890845

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha