به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در چهارمین شب ماه محرمالحرام و در اجتماع خیابانی مردم عزادار و انقلابی منطقه مطهری شمالی اظهار کرد: از مجاهدتهای ارزشمند و حماسه ذیقیمتی که شما برادران و خواهران در این شبها در این میادین آفریدید، تشکر میکنم. حمایت قطعی و اصلی شما از انقلاب مقدس اسلامی و دفاع مردانه رزمندگان اسلام، دشمن را به نقطهای از استیصال و افتضاح کشاند و تهاجم نابرابری که دشمن علیه ما با هدف براندازی انقلاب مقدس اسلامی آغاز کرده بود، نهتنها با شکست مواجه شد، بلکه بر قدرت و عظمت این انقلاب در نگاه جهانیان افزود.
وی افزود: این موفقیت جز در نتیجه حماسهآفرینیهایی که شما برادران و خواهران در این شبها رقم زدید، حاصل نمیشد و این مسیر همچنان ادامه خواهد داشت؛ زیرا جنگ به پایان رسید، اما مبارزه به پایان نرسیده است. مبارزه ما با دشمن در مسیر استکبارستیزی همچنان ادامه دارد و تا روزی که مصلحت اقتضا کند و تحت فرماندهی مقام معظم رهبری اجازه برگزاری این تجمعات وجود داشته باشد، حضور مردآفرین شما خواهران و حماسه قهرمانانه شما برادران در این میدان با کمال قدرت و شهامت ادامه خواهد یافت و به لطف الهی قلب نازنین وجود اقدس بقیةالله الأعظم (عج) از این دفاع جانانه شما خشنود و راضی خواهد شد.
کربلا هنوز به پایان نرسیده است
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: مسئلهای که برای ما مطرح است و شاید بسیاری از مسائل اجتماعی و سیاسی ما با آن ارزیابی میشود، این است که آیا کربلا به پیروزی رسید یا انقلاب کربلا پیروز نشد؟ تمام داعیهای که ما از نخستین روزهای نهضت امام بزرگوار در جریان انقلاب مقدس اسلامی داشتیم، بر محور این حقیقت استوار بود که انقلاب ما، انقلابی عاشورایی است و ما در امتداد خط سیدالشهدا (علیهالسلام) قیام کردیم و انقلاب به پا داشتیم.
وی خاطرنشان کرد: در نخستین روز محرم سال ۱۳۵۷، اعلامیهای که امام بزرگوار از پاریس صادر کردند، به صراحت بیان میکرد که «ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر است». ما نیز در مسیری حرکت کردیم که خون را بر شمشیر پیروز کنیم و پیروز هم شدیم. انقلاب به پیروزی رسید، نظام مزدور ستمشاهی در کشور شکست خورد و براندازی شد؛ اما این سؤال مطرح است که آیا این پیروزی در کربلا نیز تحقق یافت یا خیر؟ به تعبیر امام، آیا پیروزی خون بر شمشیر در کربلا به نتیجه رسید یا نرسید؟
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: اگر بخواهیم با نگاهی سطحی و بینشی قشری این مسئله را بررسی کنیم، ممکن است این پرسش برای بسیاری مطرح شود که وجود مقدس سیدالشهدا (علیهالسلام) در مقام اعتراض به نظام حکومتی بنیامیه و یزیدی قیام کردند تا آن نظام ساقط و یک نظام ولایی و الهی در امت اسلام تثبیت شود، در حالی که این هدف در ظاهر محقق نشد. از سوی دیگر، برخی میپرسند مگر کشته شدن پیروزی است؟ مگر کتک خوردن پیروزی است؟ مگر سیلی خوردن دختران اهلبیت (علیهمالسلام) پیروزی است؟ مگر اسارت زنان و خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) پیروزی است؟ آیا سنگ زدن بر سرهای مطهر بر فراز نیزه، صدقه دادن به اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) در دروازه کوفه و یا قرار گرفتن بدنهای مطهر زیر سُم اسبها، نشانه پیروزی است؟ پس پیروزی در کجای این حادثه نهفته است؟
وی افزود: این سؤالی است که اگر بخواهیم در برابر دنیا بگوییم نهضت کربلا به پیروزی رسید، از ما خواهند پرسید که نشانههای این پیروزی کجاست؟ معمولاً پیروزی هر انقلاب و نهضتی در پایان آن حرکت سنجیده میشود؛ یعنی زمانی که انقلاب به پایان میرسد، مشخص میشود کدام طرف پیروز شده و کدام طرف نتیجه را به دست آورده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: اما ما هنوز به پایان جریان کربلا نرسیدهایم. کربلا تمام نشده و همچنان ادامه دارد. روزی که انقلاب کربلا به پایان برسد، آن روز میتوان درباره پیروزی یا عدم پیروزی آن قضاوت کرد. در آن زمان باید این مسئله را ارزیابی کنیم؛ اما درباره انقلابی که هنوز به پایان نرسیده و تمام نشده است، چگونه میتوان حکم کرد که به پیروزی رسیده یا نرسیده است؟
وی تأکید کرد: انقلاب کربلا هنوز در میانه راه قرار دارد. این انقلاب در سال ۶۱ هجری قمری به دست وجود اقدس سیدالشهدا (علیهالسلام) آغاز شد، اما همچنان ادامه دارد و هنوز به پایان نرسیده است.
آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، اظهار کرد: هزار و چهارصد سال است که این انقلاب تداوم دارد. دلیل تداوم این انقلاب، مفهومی است که در میان مردم با جمله «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» شناخته میشود؛ یعنی هر روز عاشورا و هر سرزمینی کربلاست. البته این عبارت به این صورت در روایات وارد نشده و حدیثی با همین الفاظ نداریم، اما در آنچه از ائمه معصومین(علیهمالسلام) در روایات، احادیث و زیارات نقل شده، مضامینی وجود دارد که همین معنا را تبیین میکند.
وی افزود: در زیارت جامعه کبیره که از سوی امام هادی(علیهالسلام) تعلیم داده شده است، میخوانیم : «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ». امام هادی(علیهالسلام) به ما دستور دادهاند که پس از گذشت قرنها از حادثه کربلا، هنگامی که در برابر ضریح مطهر سیدالشهدا (علیهالسلام) میایستیم، این جمله را بر زبان جاری کنیم؛ یعنی با هر کس که با شما در صلح است، در صلح هستم و با هر کس که با شما در جنگ است، در جنگم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: این در حالی است که عمر سعد، عبیدالله بن زیاد، یزید و سپاهیان آنان مربوط به چهارده قرن پیش هستند و امروز در میان ما حضور ندارند. پس هنگامی که زائر در کنار مضجع شریف امام حسین(علیهالسلام) میگوید «حربٌ لمن حاربکم»، معنای آن چیست؟ معنای آن این است که کربلا همچنان استمرار دارد و جبهه حق و باطل همچنان در برابر یکدیگر قرار دارند. بنابراین، مفهوم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» از همین معارف اهلبیت (علیهمالسلام) قابل برداشت است؛ هرچند این عبارت بهعنوان حدیث از معصوم(علیهمالسلام) نقل نشده باشد.
نهضت عاشورا همچنان در حال گسترش است
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: بر این اساس، انقلاب کربلا همچنان ادامه دارد و قیام سیدالشهدا (علیهالسلام) به پایان نرسیده است. تا زمانی که این انقلاب به نقطه پایان خود نرسد، نمیتوان درباره پیروزی یا عدم پیروزی آن قضاوت نهایی کرد.
وی با اشاره به روایتی از امام رضا(علیهالسلام) گفت: ریّان بن شبیب هنگامی که در محضر امام هشتم(علیهالسلام) حاضر شد، حضرت دستور عزاداری برای سیدالشهدا (علیهالسلام) را بیان کردند و در بخشی از فرمایشات خود فرمودند: «یا ابن شبیب، إن سرّک أن تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا وافرح لفرحنا». همچنین در نقل دیگری آمده است که هرگاه به یاد امام حسین(علیهالسلام) و یارانش افتادی، بگو: «یا لیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیماً».
وی افزود: امام رضا(علیهالسلام) حجت بالغه الهی هستند و هر دستوری که میدهند، مبتنی بر حقیقت و قابلیت تحقق است. اگر امری امکان تحقق نداشته باشد، حجت الهی انسان را به آن فرمان نمیدهد. وقتی امام(علیهالسلام) به ریّان بن شبیب میفرمایند آرزو کن که در کنار امام حسین(علیهالسلام) و یارانش باشی، این آرزو باید قابلیت تحقق داشته باشد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: ریّان بن شبیب حدود ۹۰ سال پس از واقعه عاشورا زندگی میکرد. ما نیز امروز حدود ۱۴۰۰ سال از آن حادثه فاصله داریم. اگر کربلا به پایان رسیده بود، چگونه امام رضا(علیهالسلام) دستور میدادند که انسان آرزو کند در کنار امام حسین(علیهالسلام) و یارانش باشد؟ این دستور نشان میدهد که کربلا تمام نشده و همچنان ادامه دارد. اگر کربلا پایان یافته بود، چنین آرزویی امکان تحقق نداشت و دستور به آن بیمعنا بود.
وی ادامه داد: از همین رو، تا زمانی که انقلاب کربلا ادامه دارد، نمیتوان درباره نتیجه نهایی آن قضاوت کرد. روزی که این انقلاب به پایان برسد، آنگاه میتوان ارزیابی کرد که آیا این نهضت به پیروزی رسیده است یا خیر.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: ما امروز نیز در متن همان انقلاب قرار داریم؛ انقلابی که پیوسته در حال توسعه و گسترش است. در سال ۶۱ هجری قمری، هنگامی که سیدالشهدا (علیهالسلام) این انقلاب را آغاز کردند، همه ظرفیت این نهضت در همان مقطع تاریخی خلاصه نمیشد. آن روز جمعیت همراه امام حسین(علیهالسلام) بین ۷۲ تا حدود ۱۲۰ نفر بود، اما امروز میلیونها انسان در کنار سیدالشهدا (علیهالسلام) قرار دارند.
وی افزود: این نشان میدهد که انقلاب کربلا توسعه یافته و جمعیت آن افزایش پیدا کرده است. لشکر اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) گسترش یافته و به همان نسبت، جبهه مقابل نیز توسعه پیدا کرده است. امروز میلیونها انسان در رکاب سیدالشهدا (علیهالسلام) حضور دارند و مسئله اساسی این است که ما در کدام یک از این دو جبهه قرار گرفتهایم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در ادامه سخنان خود گفت: برادران و خواهران، اینها واقعیتهایی است که باید در فلسفه عزاداری سیدالشهدا (علیهالسلام) مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در روزی که سیدالشهدا (علیهالسلام) قیام و نهضت خود را آغاز کردند، سه دسته انسان وجود داشتند. دسته نخست کسانی بودند که با امام حسین(علیهالسلام) میجنگیدند؛ عمر سعد و لشکریانش. دسته دوم کسانی بودند که در رکاب سیدالشهدا (علیهالسلام) ایستادند، دفاع کردند، وفادار ماندند و تا مرحله شهادت در کنار اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) حضور یافتند و جان خود را در این راه تقدیم کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: اما دسته سومی نیز وجود داشت؛ کسانی که امام حسین(علیهالسلام) را دوست داشتند و به وجود مقدس سیدالشهدا (علیهالسلام) علاقهمند بودند، اما در کنار ایشان نایستادند. آنان به دلیل مسائل مربوط به همسر، فرزند، خانواده، کسبوکار، درآمد و زندگی خود، از وجود مقدس سیدالشهدا (علیهالسلام) فاصله گرفتند و به دنبال زندگی خویش رفتند.
وی خاطرنشان کرد: کربلا تا امروز ادامه دارد. امروز نیز هم لشکر عمر سعد وجود دارد و هم لشکر امام حسین(علیهالسلام). سؤال این است که ما جزو کدامیک از این سه دسته هستیم؟ آیا از کسانی هستیم که در رکاب اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) تا مرز شهادت ایستادند و جان خود را در راه هدف سیدالشهدا (علیهالسلام) فدا کردند؟ یا از کسانی هستیم که در برابر امام حسین(علیهالسلام) صفآرایی کردند و به جنگ با آن حضرت برخاستند؟ یا از آن گروهی هستیم که امام حسین(علیهالسلام) را دوست داشتند، اما از ایشان فاصله گرفتند؛ کسانی که میخواستند زندگی آرام و مرفهی داشته باشند، نمازی بیدردسر بخوانند و عبادتی کمهزینه انجام دهند، اما آنجا که پای خطرپذیری و حضور در کنار حجت خدا در میان بود، حضور نداشتند؟
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: ما باید خود را ارزیابی کنیم و ببینیم در کدام دسته قرار داریم. بنابراین، کربلا امروز نیز ادامه دارد و جریان کربلا همچنان زنده است. باید ببینیم در میان افرادی که آن روز در کربلا حضور داشتند، ما به کدام گروه نزدیکتر هستیم.
پایان نهضت عاشورا با ظهور حضرت ولیعصر (عج)
وی ادامه داد: درباره پیروزی یا عدم پیروزی نهضت عاشورا زمانی میتوان قضاوت کرد که کربلا به پایان برسد. این سؤال مطرح است که کربلا چه زمانی به پایان میرسد و نهضت سیدالشهدا (علیهالسلام) چه زمانی خاتمه پیدا میکند تا بتوان درباره نتیجه نهایی آن داوری کرد؟
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: شما بارها شنیدهاید که وقتی وجود اقدس حضرت ولیعصر (عج) قیام میکنند، با چند جمله خود را به مردم جهان معرفی خواهند کرد. یکی از جملاتی که در معرفی خود بیان میفرمایند این است: «ألا یا أهل العالم، إنّ جدّی الحسین قُتل عطشاناً»؛ آگاه باشید که جدم حسین(علیهالسلام) با لب تشنه به شهادت رسید.
وی افزود: چرا حضرت ولیعصر (عج) خود را با این عنوان معرفی میکنند؟ آیا ـ نعوذ بالله ـ برای آن است که برای مردم روضه بخوانند؟ ما روضهخوان هستیم و فلسفه روضه را میدانیم، اما چرا امام زمان(عج) در میان چند جملهای که برای معرفی خویش به جهانیان بیان میکنند، این جمله را مطرح میفرمایند؟
آیتالله علمالهدی ادامه داد: در کنار عباراتی همچون «ألا یا أهل العالم أنا الإمام المنتظر» و «ألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم»، این جمله نیز مطرح میشود که «ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین قُتل عطشاناً». علت این مسئله آن است که این معرفی در حقیقت اعلام پایان انقلاب کربلاست.
وی تصریح کرد: معنای این سخن آن است که انقلاب کربلا تا امروز ادامه داشته و از جریان عاشورا و قافله امام حسین(علیهالسلام) یک نفر باقی مانده است و آن یک نفر، حجت بن الحسن (عج) است. حضرت با این بیان اعلام میکنند که من آمدهام تا این انقلاب را به سرانجام برسانم و امروز روز پایان این مسیر است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: بنابراین، تا پیش از ظهور حضرت ولیعصر (عج)، انقلاب کربلا همچنان ادامه دارد و یکی از روشنترین دلایل آن نیز همین است که امام زمان(عج) هنگام معرفی خود به جهانیان، خویش را با انتساب به نهضت عاشورا و مظلومیت حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) معرفی میکنند.
آمریکا با رسوایی عقب نشست
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در ادامه سخنان خود بیان کرد: ما در کجای این انقلاب قرار داریم و نقش ما در این مسیر چیست؟ برادران و خواهران، جنگ به پایان رسید، اما ما همچنان در کربلا هستیم و از کربلا خارج نشدهایم.
وی افزود: جنگ ما با آمریکا به پایان رسید، اما آمریکا در این میدان دچار استیصال و رسوایی شد و آبروی خود را در دنیا از دست داد. آمریکا آمده بود تا رهبر ما را از بین ببرد؛ امام ما را به شهادت رساند و قصد داشت نظام ما را براندازی کند، اما نهتنها نتوانست نظام را براندازد، بلکه حتی موفق نشد شعار ما را تغییر دهد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: آن روز میگفتیم «دست خدا بر سر ما، خامنهای رهبر ما» و امروز نیز همان شعار را تکرار میکنیم. آیا شکستی بالاتر از این برای دشمن وجود دارد که با هدف براندازی نظام و نابودی انقلاب وارد میدان شود، اما حتی نتواند شعار مردم را تغییر دهد؟ دشمن توانست امام شهید و مظلوم ما را به شهادت برساند، اما همان شعار و همان مسیر همچنان ادامه دارد.
وی خاطرنشان کرد: علت این مسئله آن است که شخصیت آن امام شهید و مظلوم در وجود مقدسی متجلی شده که همه ویژگیها و نشانههای آن شخصیت را در او مشاهده میکنیم. از اینرو شعار ما تغییر نکرد و دشمن در برابر افکار عمومی جهان دچار استیصال و رسوایی شد.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: امروز اگر رسانههای خارجی و سیاستمداران غربی را رصد کنید و ببینید از زمان امضای این تفاهم تاکنون چه میگویند و چه قضاوتی درباره انقلاب، کشور و مردم ما دارند، بهخوبی روشن میشود که این چیزی جز پیروزی نیست. پیروزی دقیقاً همین است.
وی افزود: در کربلا نیز پیروزی به همین شکل تحقق یافته است. امروز میلیونها انسان دست بر سینه میگذارند و میگویند : «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» و در مقابل، میلیونها انسان نیز میگویند : «لعن الله شمر و یزید و آل ابیسفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامة». آیا این پیروزی انقلاب کربلا نیست؟ پیروزی در همین حقیقت نهفته است؛ با این تفاوت که انقلاب کربلا هنوز به پایان نرسیده است.
مبارزه با نظام سلطه همچنان ادامه دارد
وی ادامه داد: مبارزه ما نیز پایان نمییابد. جنگ به پایان رسید، اما مبارزه ما با آمریکا ادامه دارد. امام ما را به شهادت رساندند، اما ما مسیر جنگ و مبارزه را ادامه خواهیم داد؛ زیرا برای ما دولت امروز آمریکا مطرح نیست، بلکه آنچه موضوعیت دارد، نظام سلطه آمریکاست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: چهلوهفت سال است که آمریکا علیه ما جنگیده، فتنهانگیزی کرده، توطئه طراحی کرده، جنگهای مختلف را به راه انداخته و انواع ضربهها را به ملت ما وارد کرده است. این اقدامات را نظام سلطه آمریکا انجام داده و هر رئیسجمهوری که در این کشور روی کار آمده، به شکلی انواع شیطنتها، رذالتها و خباثتها را علیه ملت ایران به کار گرفته است.
وی افزود: این تقابل همچنان ادامه دارد و برنامههای آنان پایان نخواهد یافت. ممکن است یک جنگ به پایان برسد، اما جریان دشمنی، جنایت، خباثت و رذالت همچنان ادامه خواهد داشت و حتی شدیدتر نیز خواهد شد؛ زیرا آمریکا تا امروز ضربه واقعی ملت ایران را نچشیده بود و شکست در برابر جمهوری اسلامی را بهصورت عینی تجربه نکرده بود.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: آمریکا همواره تصور میکرد روزی خواهد توانست بر ملت ایران مسلط شود، اما امروز قدرت جمهوری اسلامی را مشاهده کرده و شکست در برابر ملت ایران را چشیده است. طعم تلخ رسوایی، بیآبرویی و افتضاح جهانی در مقابله با جمهوری اسلامی را بهخوبی احساس کرده و به همین دلیل، بدون تردید بر میزان عناد و دشمنی آن افزوده خواهد شد و بیش از گذشته درصدد اجرای این عداوت و خصومت برخواهد آمد.
وی تصریح کرد: وقتی دشمنی آنان افزایش مییابد، ما نیز باید در عرصه مبارزه قویتر عمل کنیم. باید مبارزهای جدیتر، هوشمندانهتر و مؤثرتر داشته باشیم. این مبارزه در دو عرصه دنبال میشود؛ نخست، افزایش آمادگی و اقتدار در برابر دشمن از نظر تجهیزات، امکانات و توان رزمندگی، و دوم، افزایش وابستگی مردم به انقلاب و گسترش و توسعه جمعیت انقلابی در کشور.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تأکید کرد: این دو محور، راه ادامه مبارزه است و خوشبختانه در هر دو عرصه نیز موفقیتهای ارزشمندی به دست آمده است.
حماسه خیابان فرهنگ و سبک زندگی خیلی ها را تغییر داد
وی، تاکید کرد: شما برادران و خواهران، صد و ده شب است که در این میدان حضور دارید. جمعیت امشب با جمعیت شب اول یکسان نیست. افراد بسیاری در شبهای نخست، صرفاً با انگیزه احساسات ملی و به عنوان همراهی با حرکتی که در برابر دشمن شکل گرفته بود، در کنار شما قرار گرفتند. آنان لزوماً از فرهنگ، دین و اعتقادات شما نبودند، اما در این میدان حاضر شدند و پرچم به دست گرفتند.
وی افزود: امروز همان افراد از جنس شما شدهاند و فرهنگ آنان به فرهنگ شما نزدیک شده است. به بنده گزارش دادهاند که در بسیاری از این تجمعات، برخی از خواهرانی که در شبهای نخست بدون حجاب کامل در مراسم حضور پیدا میکردند و پرچم به دست میگرفتند، امروز با چادر در این اجتماعات حاضر میشوند و همان پرچم را در دست دارند. این بدان معناست که آنان در آغاز از فرهنگ شما نبودند، اما به تدریج به فرهنگ و جریان فکری شما ملحق شدند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: خواهران و برادران، اگر بناست این تکثیر و توسعه ادامه پیدا کند، باید در مسیر جذب دیگران به فرهنگ انقلابی و دینی خود تلاش کنیم. باید دیگران را به جریان انقلاب جذب کنیم. بدون تردید، هرچه این جمعیت گستردهتر شود، قدرت ما در برابر دشمن افزایش خواهد یافت و توان ادامه مبارزه نیز بیشتر خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: این همان مسیری است که شما برادران و خواهران باید در آن گام بردارید. به لطف الهی با مجاهدت شما، هم جمعیت فرهنگی انقلاب توسعه پیدا خواهد کرد و هم قدرت و توانمندیهای جامعه اسلامی افزایش خواهد یافت.
بهترین راه جذب مردم، پیوند دادن آنان با سیدالشهدا (علیهالسلام) است
آیتالله علمالهدی گفت: اهلبیت پیامبر(علیهمالسلام) ویژگی خاصی دارند؛ هر کس تنها به آنان نزدیک شود و با آنان ارتباط برقرار کند، به دین وابسته میشود و حاضر است همه هستی خود را در راه خدا تقدیم کند. البته شرط آن، برقراری ارتباط با اهلبیت (علیهمالسلام) است.
وی افزود: بهترین راه برای جذب افراد به فرهنگ دینی و انقلابی، علاقهمند کردن آنان به سیدالشهدا (علیهالسلام) و اهلبیت پیامبر(علیهمالسلام) است. این بزرگترین راه جذب است. اگر افراد از این مسیر حسینشناس شوند، به امام زمان(عج)، دین و فرهنگ اسلامی وابستگی پیدا میکنند. بنابراین باید تلاش کنیم آنان را از این طریق جذب کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی در ادامه به ماجرای زهیر بن قین اشاره کرد و گفت: هنگامی که قافله امام حسین(علیهالسلام) به سمت کربلا در حرکت بود، قافله دیگری نیز در همان مسیر حرکت میکرد. آن قافله متعلق به یکی از رؤسای قبایل عراق بود؛ فردی ثروتمند، قدرتمند، صاحب نفوذ سیاسی و اجتماعی که ریاست یکی از قبایل بزرگ عراق را بر عهده داشت. او زهیر بن قین بود؛ شخصیتی که هم جمعیت و نیرو داشت، هم ثروت فراوان و هم جایگاه سیاسی.
وی ادامه داد: زهیر به همراهان خود سفارش کرده بود که به گونهای حرکت کنند که با امام حسین(علیهالسلام) روبهرو نشوند؛ زیرا اگر با آن حضرت ملاقات میکردند، ممکن بود دستگاه اطلاعاتی حکومت یزید برای آنان پروندهسازی کند و آنان را وابسته به حسین بن علی(علیهالسلام) معرفی نماید. از سوی دیگر، اگر امام حسین(علیهالسلام) از آنان درخواست یاری میکرد، همراهی با آن حضرت را به مصلحت خود نمیدیدند. از این رو تلاش میکردند در هیچ منزلی با قافله سیدالشهدا (علیهالسلام) همزمان نشوند.
آیتالله علمالهدی افزود: این برنامه را تا مدتی رعایت کردند، اما در یکی از منازل، هر دو قافله ناگزیر در کنار یکدیگر فرود آمدند. زهیر به همراهان خود دستور داد بارها را باز نکنند، خیمهها را برپا نسازند و هرچه سریعتر پس از استراحت کوتاه، آن مکان را ترک کنند.
وی ادامه داد: در همان هنگام که زهیر به همراه همسرش مشغول صرف غذا بود، ناگهان صدایی از بیرون خیمه بلند شد که: «یا زهیر، أجب الحسین»؛ ای زهیر، حسین تو را فراخوانده است. زهیر با شنیدن این پیام، دچار اضطراب شد و گفت: از همین میترسیدم؛ نمیخواستم با امام حسین(علیهالسلام) روبهرو شوم و اکنون مرا احضار کردهاند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: همسر زهیر به او گفت: این فرزند پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و یادگار حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) است. چگونه میتوانی دعوت او را نادیده بگیری؟ نزد او برو، سخنانش را بشنو؛ اگر از تو یاری خواست و نتوانستی همراهی کنی، عذر خود را بیان کن، اما بیاعتنایی به دعوت فرزند پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شایسته نیست.
وی افزود: زهیر غذای خود را نیمهتمام رها کرد و با قدمهایی لرزان به سوی خیمه سیدالشهدا (علیهالسلام) حرکت کرد. اما هنگامی که در برابر امام حسین(علیهالسلام) قرار گرفت، در همان دیدار کوتاه، تمام وجودش دگرگون شد. مدت زیادی در خیمه نماند، اما وقتی بیرون آمد، انسانی دیگر شده بود.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: زهیر پس از خروج از خیمه، همسر خود را صدا زد و گفت: شما همراه قافله به سوی قبیله بازگردید؛ من دیگر با شما نخواهم آمد. من حسین را شناختم. او همه تعلقات خود، از قدرت و ریاست قبیله گرفته تا ثروت و حتی خانواده را رها کرد و در رکاب سیدالشهدا (علیهالسلام) قرار گرفت.
وی تصریح کرد: هنگامی که در روز عاشورا با بدنی مجروح و پارهپاره بر زمین افتاد، سیدالشهدا (علیهالسلام) بر بالین او حاضر شدند. زهیر در آن لحظات عرض کرد: ای فرزند رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله)، دوست دارم هزار بار کشته شوم و دوباره زنده شوم و باز در رکاب شما به شهادت برسم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: این سخن را کسی بیان میکند که دست و پایش مجروح شده، بدنش آماج ضربات دشمن قرار گرفته و درد و رنج شهادت را با تمام وجود احساس میکند؛ اما با این حال آرزو میکند هزار بار دیگر در راه امام حسین(علیهالسلام) جان خود را فدا کند.
وی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به مصائب حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) و تشنگی آن حضرت در روز عاشورا، به مرثیهسرایی و دعا پرداخت و از خداوند متعال خواست توفیق عزاداری خالصانه، تعجیل در فرج حضرت ولیعصر (عج)، بهرهمندی ارواح مطهر شهدا از این مجالس، تداوم عزت اسلام و مسلمین و نصرت و سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی را مسئلت کند.
نظر شما