سایه سنگین ترامپ بر جام جهانی ۲۰۲۶؛ چگونه سیاست‌های آمریکا روح موندیال را به حاشیه برد؟

در حالی که جام جهانی همواره نماد همگرایی ملت‌ها و جشن جهانی فوتبال بوده است، به طوری‌که سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی و امنیتی آمریکا، میزبان اصلی جام جهانی ۲۰۲۶، این رویداد را پیش از آغاز با بحران مواجه کرده است؛ بحرانی که از محدودیت‌های ویزا و سختگیری‌های مرزی تا تأثیرات روانی بر بازیکنان، داوران و هواداران امتداد یافته و پرسش‌هایی جدی درباره نقش سیاست در بزرگ‌ترین جشن فوتبالی جهان ایجاد کرده است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: جام جهانی در هیچ دوره‌ای مجموعه‌ای از مسابقات فوتبال نبوده است. این رویداد جهانی همواره آینه‌ای از فرهنگ‌ها، تعامل ملت‌ها و نحوه مواجهه کشورها با جهان پیرامون خود به شمار آمده است. اما آنچه امروز درباره جام جهانی ۲۰۲۶ دیده می‌شود، تنها یک چالش اجرایی یا ضعف مدیریتی نیست؛ بلکه تصویری از بحران هویت و رویکردی انزواگرایانه است که بر نحوه میزبانی ایالات متحده از این رقابت‌ها سایه انداخته است.

ورزش در طول تاریخ مدرن، پلی برای ارتباط ملت‌ها بوده است، اما منتقدان سیاست‌های کنونی واشنگتن معتقدند که این پل اکنون جای خود را به دیوارهای امنیتی، محدودیت‌های مهاجرتی و فرآیندهای پیچیده کنترل مرزی داده است. در چنین شرایطی، فوتبال به جای آنکه عرصه‌ای برای همگرایی باشد، به ابزاری در معادلات سیاسی تبدیل شده و لذت این بازی جهانی، بهای سیاست‌های پیچیده آمریکا را می‌پردازد.

فوتبال در محاصره سیاست

با نگاهی فراتر از هیاهوی ورزشگاه‌ها و شور هواداران، می‌توان دریافت که جام جهانی ۲۰۲۶ در نقطه‌ای حساس از تاریخ مدیریت رویدادهای ورزشی بین‌المللی قرار گرفته است.

برهمین اساس، فوتبال از زمین مسابقه جدا شده و به میز سیاستمداران و نهادهای امنیتی منتقل شده است؛ جایی که پرونده‌های مهاجرتی و مقررات مرزی بیش از مسائل فنی و ورزشی بر سرنوشت مسابقات تأثیر می‌گذارند.

اگرچه ورزش هیچ‌گاه از تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی جدا نبوده، اما آنچه امروز در شیوه میزبانی آمریکا دیده می‌شود، فراتر از بهره‌برداری سیاسی معمول از رویدادهای ورزشی است.

منتقدان براین باورند که جام جهانی به جای آنکه جشنی جهانی باشد، به فضایی امنیتی تبدیل شده که بازتابی از چالش‌های داخلی و سردرگمی‌های راهبردی آمریکا در عرصه بین‌المللی است.

زمانی که بازیکنان، داوران یا هواداران به دلیل موانع اداری و امنیتی با مشکلات ورود به کشور میزبان روبه‌رو می‌شوند، موضوع دیگر صرفاً یک نقص اجرایی نیست.

منتقدان می‌گویند این وضعیت حاصل نگرشی است که هر فرد خارجی را تهدیدی بالقوه تلقی می‌کند و صدور ویزا را نه یک ضرورت برای برگزاری رویدادی جهانی، بلکه امتیازی سیاسی می‌داند.

«موندیال انزوا» زیر سایه ترامپ

منتقدان بر این باورند که بسیاری از سیاست‌های کنونی آمریکا در حوزه مهاجرت و کنترل مرزها، ریشه در رویکردی دارد که با بازگشت گفتمان‌های نزدیک به دونالد ترانپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر برجسته شده است.

از نگاه منتقدان، جام جهانی ۲۰۲۶ به تدریج به «موندیال انزوا» تبدیل می‌شود؛ تورنمنتی که سایه سیاست‌های محدودکننده بر آن سنگینی می‌کند.

در این چارچوب، گسترش فهرست‌های ممنوعیت سفر، تعلیق یا دشوار شدن روند صدور ویزا برای اتباع برخی کشورها و همچنین اعمال تضمین‌های مالی سنگین برای ورود برخی هواداران، تنها اقدامات امنیتی تلقی نمی‌شود؛ بلکه نشانه‌ای از تقسیم‌بندی سیاسی میان کسانی است که امکان حضور در این جشن جهانی را دارند و کسانی که عملاً از آن کنار گذاشته می‌شوند.

منتقدان معتقدند که چنین رویکردی با فلسفه بنیادین فوتبال در تضاد است. فوتبال همواره به دنبال از میان برداشتن مرزها و نزدیک کردن ملت‌ها بوده، در حالی که سیاست‌های انزواگرایانه بر تشدید فاصله‌ها و بی‌اعتمادی تأکید دارند. نتیجه آن است که جام جهانی به جای نمایش قدرت نرم آمریکا، به نمادی از نگرانی‌ها و تردیدهای این کشور نسبت به جهان خارج تبدیل می‌شود.

تأثیر روانی محدودیت‌ها بر فوتبال

فوتبال تنها به تاکتیک و آمادگی جسمانی وابسته نیست؛ بلکه به آرامش ذهنی و شرایط روانی بازیکنان و عوامل اجرایی نیز بستگی دارد.

 از این رو، تجربه بازجویی‌های طولانی، تأخیرهای مرزی و مشکلات ورود به آمریکا می‌تواند آثار روانی قابل توجهی بر افراد حاضر در مسابقات داشته باشد.

به عنوان نمونه، از ایمن حسین، مهاجم عراقی و همچنین طلال صلاح عکاس ورزشی عراقی، به عنوان افرادی نام برده شده که با مشکلات و بازجویی‌های طولانی در فرودگاه‌های آمریکا مواجه شده‌اند. منتقدان می‌گویند چنین تجربه‌هایی بر تمرکز ذهنی و آمادگی روحی افراد تأثیر منفی می‌گذارد.

این مسئله حتی داوران را نیز دربر گرفته است. نمونه‌ای که بسیار مورد توجه قرار گرفت، پرونده  عمر ارتان، داور سومالیایی، بود که طبق گزارش‌ها با مشکلاتی در ورود به آمریکا مواجه شداین موارد صرفاً اتفاقاتی پراکنده نیستند، بلکه نشانه‌ای از فضایی هستند که بر کل ساختار مسابقات سایه می‌اندازد.

تیم ایران؛ اردو در مکزیک، مسابقه در آمریکا

در این صفحه شطرنج پیچیده، وضعیت تیم ملی ایران به عنوان نمونه‌ای آشکار و غم‌انگیز از هرج و مرج لجستیکی که ژئوپلیتیک بر ورزش تحمیل می‌کند و چگونگی سوءاستفاده از نقشه‌ها برای محاصره و تسخیر حریفان، خودنمایی می‌کند. بی‌کفایتی بوروکراتیک منجر به رد ویزا برای پانزده نفر از کادر اداری و فنی کلیدی تیم شد این امر تیم را مجبور کرد که با اکراه به دنبال مکانی جایگزین باشد و در نتیجه، اردوهای آماده‌سازی در شهر تیخوانا در مکزیک برگزار شده و بازیکنان ناچار خواهند بود برای حضور در مسابقات، میان مکزیک و ایالت کالیفورنیا رفت‌وآمد کنند.

بزرگی این بار استراتژیک و روانی را تصور کنید؛ بازیکنانی که امید میلیون‌ها نفر را به دوش می‌کشند، مجبورند از ایست‌های بازرسی مرزی بین‌المللی که به شدت محافظت می‌شوند، هم برای رفتن به مسابقات خانگی و هم برای برگشت از آنها، درست در روزهای بازی‌های پیش‌بینی‌شده خود در کالیفرنیا، عبور کنند.

 این سفر طاقت‌فرسا صرفاً خستگی جسمی نیست که بتوان با کمی استراحت جبران کرد؛ بلکه یک تخلیه سیستماتیک و عمدی از وضوح و تمرکز ذهنی است. این یک انحراف سیستماتیک از انرژی است که باید برای زمین بازی ذخیره شود، نه برای خطوط کنترل گذرنامه، ایست‌های بازرسی امنیتی و دستگاه‌های اشعه ایکس.

آنچه اینجا اتفاق می‌افتد فراتر از رقابت ورزشی صرف است؛ این نشان دهنده تلاش آشکار آمریکا برای مجازات مخالفان سیاسی از طریق ابزارهای موذیانه است.

 واشنگتن به جای رویارویی با آنها در میدان‌های نبرد باز یا در سالن‌های سازمان ملل، ترجیح می‌دهد در زمین ورزشگاه‌ها به تسویه حساب بپردازد و از قدرت حاکمیتی خود به عنوان کشور میزبان سوءاستفاده کند.

وقتی یک امپراتوری جایگاه خود را از دست می‌دهد، در استفاده از همه چیز، حتی فوتبال، به عنوان سلاح تردید نخواهد کرد و نمایش ورزشی را به یک میدان نبرد سیاسی تبدیل می‌کند که در آن انصاف رقابت از بین می‌رود.

سکوت فیفا زیر ذره‌بین

در قلب این طوفان ژئوپلیتیکی که پایه‌های این بازی را می‌لرزاند، یک سوال اساسی مطرح می‌شود: سازمان بین‌المللی که وظیفه حفاظت از این میراث بشری را بر عهده دارد، کجا ایستاده است؟ هر کسی که موضع فیفا را مشاهده کند، نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد و در این سکوت مشکوک مکث نکند، سکوتی که نه نشان دهنده خرد یک ناظر، بلکه نشان دهنده تسلیم یک شریک ضعیف است.

این امپراتوری بزرگ ورزشی خود را بین چکش واشنگتن، با وزن سیاسی طاقت‌فرسایش، و سندان هوادارانی که حقوقشان در حال فرسایش است و لذتشان در دروازه‌های سفارتخانه‌ها و گذرگاه‌های مرزی مصادره می‌شود، گرفتار یافته است.

قرار بود فیفا سپر محافظ استقلال این بازی زیبا از تجاوز سیاست باشد، اما واقعیت، نهادی را آشکار کرده است که ترجیح داده به سایه‌ها عقب‌نشینی کند. این نهاد به صدور بیانیه‌های کسل‌کننده‌ای که با دقت حقوقی سرد بیان شده بود، بسنده کرده و مسئولیت خود را در قبال سیاست‌های «حاکمیت» ایالات متحده انکار می‌کند. این، از نظر استراتژیک، بی‌طرفی نیست، بلکه کناره‌گیری از مسئولیت و همدستی با ماشین بوروکراتیک کور است.

طنز آشکار ماجرا اینجاست که این نهاد که مدت‌هاست به بهانه «جلوگیری از دخالت دولت در ورزش» تهدید به تعلیق و تحریم علیه کشورهای جهان سوم را مطرح می‌کند، اکنون در مواجهه با دخالت آشکار آمریکا که پایه‌های این مسابقات را تضعیف می‌کند، بی‌تفاوت ایستاده است. فیفا به یک نهاد تجاری صرف تبدیل شده است، از ترس درگیری با دولت آمریکا، ترجیح می‌دهد اصول فرصت برابر، دسترسی عادلانه و جهانی بودن بازی را فدا کند تا بازده مالی نجومی و حقوق پخش حاصل از بازار آمریکا را حفظ کند.

این سکوت نهادی، بحران عمیق‌تری را نشان می‌دهد که ساختار نظم جهانی معاصر را تحت تأثیر قرار داده است، جایی که اصول توسط قدرت سرمایه فرسوده می‌شوند. در حالی که درهای ورزشگاه به روی شرکت‌های چندملیتی کاملاً باز است، در مقابل هوادار معمولی، که ضربان قلب واقعی سکوها است، به شدت بسته می‌شود. این اقدامات نشان می‌دهد که نهادی که ادعای مدیریت را دارد، نقش خود را در اولین آزمون واقعی قدرت رها کرده و توده‌ها و بازیگران را رها کرده تا به تنهایی با سرنوشت خود در میان آرواره‌های سیاست‌های خشن و پول‌های بی‌رحم روبرو شوند.

ورزشگاه‌هایی بدون روح؟

در نهایت، آنچه بیش از هر چیز نگران‌کننده به نظر می‌رسد، تأثیر این محدودیت‌ها بر حضور هواداران است. فوتبال بدون تماشاگران و تنوع فرهنگی سکوها، بخش مهمی از هویت خود را از دست می‌دهد.

دشوار شدن سفر برای بسیاری از هواداران، ممکن است ورزشگاه‌هایی کم‌رمق و فاقد شور و هیجان همیشگی جام جهانی را رقم بزند. فقداناین تنوع فرهنگی و لغو ناگهانی مجوز سفر حتی از طرف هواداران اروپایی مانند هواداران اسکاتلندی، باعث ایجاد استادیوم‌هایی می‌شود که از بار عاطفی واقعی خود تهی می‌شوند، استادیوم‌هایی بسیار شبیه به آمریکای امروزی: منزوی، پرتنش و با بدگمانی به دنیا نگاه می‌کنند.

مقایسه این وضعیت با تجربه جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر برای بسیاری اجتناب‌ناپذیر است؛ تورنمنتی که با سهولت جابه‌جایی و حضور گسترده هواداران از فرهنگ‌های مختلف، فضایی کم‌نظیر از تعامل و همزیستی را به نمایش گذاشت.

برهمین اساس می‌توان گفت که جام جهانی ۲۰۲۶ آزمونی فراتر از فوتبال برای آمریکاست؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا این کشور می‌تواند میان ملاحظات امنیتی و ماهیت جهانی فوتبال توازن برقرار کند یا اینکه سیاست، پیش از آغاز مسابقات، بر روح بازی غلبه خواهد کرد.

کد خبر 1888557

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha