به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام سیدمحمدمهدی میرجلیلی، کارشناس مذهبی در سلسله جلسات تفسیر قرآن در حسینیه یزدیهای قلهک به تبیین آموزههای آیه ۶۱ سوره بقره پرداخت که در ادامه مرور میشود.
بعضی از آیات قرآن فقط روایتِ یک رخداد تاریخی نیستند؛ آینهای هستند که انسان میتواند در هر زمان، وضعیتِ خودش را در آن بازبشناسد. آیه ۶۱ سوره بقره از همین جنس است؛ آیهای که در ظاهر درباره خواسته غذایی بنیاسرائیل سخن میگوید، اما در عمق، یک حقیقت ماندگار در زندگی فردی و جمعی انسان را آشکار میکند: اینکه انسان گاه خیرِ برتر را رها میکند و بهسوی امرِ فروتر میرود، فقط چون نزدیکتر، آسانتر و ملموستر است.
قرآن میفرماید: «وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَیٰ لَن نَّصْبِرَ عَلَیٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِنۢ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَیٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ ۚ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ...»
«و [به یاد آورید] هنگامی را که گفتید: ای موسی، ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبایی نمیکنیم؛ پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین میرویاند، از سبزیها و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما بیرون آورد. [موسی] گفت: آیا چیزی را که فروتر است با چیزی که بهتر است جایگزین میکنید؟ به شهری فرود آیید که آنچه خواستهاید، برای شما خواهد بود...» (بقره: ۶۱)
در نگاه نخست، موضوع آیه شاید فقط تغییر ذائقه و تنوع غذایی به نظر برسد. اما لحنِ توبیخآمیزِ آیه نشان میدهد که مسئله، صرفاً غذا نیست. اعتراض موسی(ع) به خودِ سبزی و عدس و پیاز نیست؛ اینها در ذات خود چیزهای بدی نیستند. مسئله آنجاست که انسان نعمتی را که در آن نوعی تربیت، اعتماد و پیوند با خدا نهفته است، با چیزی جایگزین میکند که صرفاً عادیتر، محسوستر و نزدیکتر به عادتهای اوست.
اینجاست که میتوان از قاعده استبدال سخن گفت: قاعدهای که بر اساس آن، هرگاه انسان یا جامعه، امرِ برتر را با امرِ فروتر جایگزین کند، نوعی هبوط آغاز میشود. «أدنی» در این آیه فقط به معنای «پستتر» نیست؛ بلکه به چیزی اشاره دارد که دمدستیتر، آسانتر و زودفهمتر است. در مقابل، «خیر» آن چیزی است که ارزش برتر دارد، هرچند رسیدن به آن صبر، بلوغ و تحمل بخواهد.
از این منظر، آیه فقط درباره یک قوم در گذشته نیست؛ درباره همه ماست. ما نیز بارها در زندگی، «أدنی» را به جای «خیر» انتخاب میکنیم: راحتی را به جای رشد، مصرف را به جای قناعت، عادت را به جای آگاهی، و منفعت فوری را به جای حقیقت ماندگار. بسیاری از سقوطهای اخلاقی، نه از انتخاب شرّ آشکار، بلکه از همین ترجیحهای ظاهراً کوچک آغاز میشوند؛ از لحظهای که انسان، چیز فروتر را بهخاطر سهولت و نزدیکی، بر امر برتر مقدم میدارد.
این قاعده تنها در سطح فردی باقی نمیماند؛ در عرصه اجتماع و تاریخ نیز تکرار میشود. گاهی یک جامعه، عدالت را با رفاهِ بیمعیار عوض میکند؛ گاهی حقیقت را با مصلحت؛ و گاهی نیز ایدئولوژیهای سیاسی صهیونیستی، امرِ برترِ اخلاقی را—مانند کرامت انسان، حق و عدالت—به نفعِ امنیت، برتری، گسترش یا منفعتِ فوری به حاشیه میرانند. در چنین وضعی، معنا دیگر راهنمای قدرت نیست، بلکه به ابزاری در خدمتِ قدرت تبدیل میشود. و درست همینجاست که میتوان نشانههای «استبدال» را دید: جایی که خیر، معیار سیاست نیست، بلکه سیاست میکوشد خیر را مطابق منافع خود بازتعریف کند.
عبارت «اهبطوا مصراً» نیز در این افق، معنایی عمیقتر پیدا میکند. هبوط فقط یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ نوعی نزول در مرتبه زیست انسانی است. گویی انسان از افقِ معنا، توکل و تربیت الهی، به سطحی فرود میآید که در آن، همهچیز با ذائقه، منفعت و عادت سنجیده میشود. این هبوط، پیش از آنکه مکانی باشد، اخلاقی و وجودی است.
شاید یکی از مهمترین پیامهای این آیه برای انسان امروز همین باشد: همیشه خطر در این نیست که آدم بهسوی بدیهای آشکار برود؛ گاهی خطر اصلی آنجاست که چیزهای کمارزشتر، آرامآرام جای چیزهای برتر را بگیرند. آنوقت انسان در ظاهر چیزی از دست نداده، اما در باطن از مرتبهای فرو افتاده است.
آیه ۶۱ بقره به ما هشدار میدهد که زندگی فقط با تأمین خواستههای نزدیک معنا پیدا نمیکند. انسان زمانی انسان میماند که بتواند میان «آنچه میخواهد» و «آنچه برای او خیر است» فرق بگذارد. و درست از همان لحظهای که «أدنی» جای «خیر» را میگیرد، هبوط آغاز میشود؛ هرچند همهچیز در ظاهر عادی به نظر برسد.
نظر شما