به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از روابط عمومی حزب موتلفه اسلامی، اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی به همراه جمعی از اعضای این حزب به منظور پاسداشت و تکریم مقام شامخ شهدا با خانواده معظم شهید دکتر علی لاریجانی دیدار کردند.
در این دیدار خانم مطهری همسر شهید لاریجانی با یادی از رهبر شهید انقلاب و شهدای جنگ رمضان اظهارداشت:به نظر شخصیت سیاسی و علمی آقای دکتر لاریجانی برای جامعه ما کاملا مشخص و مبرهن است؛ لذا بنده تمایل دارم از فضایل اخلاقی و شخصی ایشان بگویم؛ رفتار و کردار ایشان مجموعهای از مکارم اخلاق بود به گونهای که از همان ابتدای زندگی من گویی که وارد کلاس درس شدم و از ایشان درس میآموختم.
همانطور که در نهج البلاغه آمده که سیمای حقیقی افراد در دگرگونیهای روزگار آشکار میشود؛ ایشان نیز در دگرگونیهای روزگار، بهترین تصمیم و خداپسندانهترین تصمیم را میگرفت، چیزی که برای ایشان مطرح نبود منیت بود و این ویژگی واقعاً به همه ما درس میداد.
وی در بیان ویژگیهای اخلاقی شهید لاریجانی به ولایتمداری و تبعیت محض ایشان اشاره کرد و گفت: ایشان مرتب با حضرت آقا مشورت میکردند مخصوصا اگر مسئلهای در مجلس باید صورت میگرفت، به محضی که اشارتی از حضرت آقا متوجه میشدند، بلافاصله تصمیم را به سمتی که حضرت آقا نظر داشتند، میبردند؛ ولایتپذیری یک اصل محکم و مستحکم برای ایشان بود؛ ایشان بارها گفته بودند که حضرت آقا فردی بسیار متقی و با ورع و پرهیزکار هستند و همهی ما خانوادگی مقلد حضرت آقا بودیم.
خانم مطهری از روزهای پایانی زندگی همسر و فرزندش گفت و تصریح کرد: میزان علاقه آقای لاریجانی به حضرت آقا آنقدر زیاد بود که بعد از شهادت حضرت آقا، آقای دکتر و آقا مرتضی به واقع دنیا را دوست نداشتند و برای شهادت لحظهشماری میکردند، من متوجه حالات ایشان بودم. گرچه از روز بعد شهادت حضرت آقا من دیگر آنها را به طور کامل نمیدیدم.
بعد از بمباران دفاتر جا و مکان آنها خیلی مشخص نبود و خیلی مواقع آنها در ماشین زندگی میکردند، به ما هم گفته بودند به قم برویم. در این روزهای آخر خیلی زندگی سختی داشتند عکسهای روزهای آخرشان هست که چقدر چهرههای خسته داشتند، لاغر شده بودند. حال عجیبی داشتند؛ همان روزهای آخر دکتر به مرتضی گفته بود برویم پیش مداحی که آشنا و دوست اوست تا برایشان روضهای بخواند. همان روز مرتضی به دوستش گفته بود که ما چند روز دیگر شهید میشویم. میخواهم بدانید که آنها عالمانه و آگاهانه پا در این میدان گذاشتند. دکتر بارها و بارها به مرتضی گفت که شما دو تا فرزند دارید، این بچه ها جلو چشم من هستند و من ناراحتم شما با من نیایید، ولی مرتضی تحت هیچ شرایطی نمیخواست از پدرش جدا شود و همسرشان هم خیلی همراه و مشوق آقا مرتضی بودند که در این راه جهاد پا گذاشتهاند؛
وی در ادامه گفت: حتی خاطرم هست ایشان برای آنکه دکتر را راضی کند استادشان را واسطه کردند تا همراه پدر باشند؛ واقعا نگهداری مرتضی بعد از دکتر خیلی سخت میشد و من هماکنون به این موضوع بیشتر رضایت دارم که آقا مرتضی شهید شده؛ زیرا میدانستم مرتضی بدون پدرش نمیتوانست دوام بیاورد.
خانم مطهری به بیان تعیین محل دفن آقای دکتر لاریجانی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها پرداخت و گفت: مطابق وصیت آقای دکتر ایشان ابتدا نجف، بعد از آن مشهد و بعد از آن قم را برای دفنشان عنوان کرده بودند؛ لذا بنده پیگیر دفن آنها در مشهد بودم که خیلی از علما و مسئولین قم درخواست کردند ایشان را به جهت آنکه نماینده مردم قم بودند در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها دفن کنیم، اما من به جهت وصیت ایشان خیلی موافق نبودم تا اینکه آنها گفتند یک قبر دو طبقه در کنار والد ایشان وجود دارد که خیلی از آنها اطلاعی از آن نداشتند، لذا بنابر درخواست علما و مردم قم ایشان آنجا دفن شدند.
خانم مطهری در ادامه تصریح کرد: من به یاد خوابی افتادم که حدود ۱۰الی ۱۲ سال پیش دیده بودم، افتادم که مکرر آن خواب در سالهای متمادی برای من تکرار شده بود . خواب دیدم در قبر آقاجان (پدر آقای دکتر) مرتضی و دکتر آرامیدهاند. وقتی به یاد خوابم افتادم دلم آرام گرفت و قلبم مطمئن شد.
وی در ادامه سخن اظهار کرد: درست است که آقای دکتر و آقا مرتضی خیلی مشتاق شهادت بودند ولی بعد از رفتنشان ما خیلی از نظر عاطفی و روحی ضربه خوردیم . من برای خودشان خیلی خوشحالم که به آرزویشان رسیدند ولی حضور آقای دکتر در منزل آنقدر گرم و صمیمانه بود که شاید باور نکنید، من که ۴۸ سال با ایشان زندگی کردم، اصلا علاقه نداشتم تا وقتی ایشان منزل هستند از خانه بیرون بروم . ایشان مجموعهای از عقل و دین و ادب و حیا و حسن خلق و سخاوت؛ و در یک کلام مجموعهای از مکارم اخلاق بود.
مادر شهید مرتضی لاریجانی درپایان سخنان خود به صفات و خصوصیات روحی و معنوی فرزندش پرداخت و اظهارکرد: نام مرتضی را پدرشهیدم دررویای صادقهای به آیتالله علامه حسنزاده سفارش کرده بودند. ایشان 33 سال بعد از شهادت پدرم در ماه مبارک رمضان به دنیا آمد.
از بچگی یک زهد شخصی، یک حالت روحی معنوی خاصی داشت کاملاً هم مشخص بود. همیشه مرحوم والده ما میگفتند مرتضی خیلی خاصه است. تقوا و پرهیزش، زهد شخصی خاصی بود. در کودکی چند حادثه برای ایشان رخ داد که جان ایشان به خطر جدی افتاد اما به خواست خداوند ایشان نجات یافتند. انگار خداوند عالم او را نگه داشت برای همراهی پدرش و شهادتی که نهایت و غایت آرزوی خودش و پدرش بود.
نظر شما