به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، حجتالاسلام سیدمحمدمهدی میرجلیلی، کارشناس مذهبی در یادداشتی به مناسبت فرارسیدن عید سعید غدیر آورده است:
غدیر؛ آنگاه که درِ آسمان بسته نشد
در روزگاری زندگی میکنیم که زمین شلوغتر از همیشه است، اما دل انسان از همیشه تنهاتر. صداها بسیار شدهاند، اما معنا کم شده است. راهها فراواناند، اما مقصدها گم. انسان امروز، در میان انبوهی از خبر، تصویر، قدرت، تکنولوژی و هیاهو، بیش از هر چیز از یک فقدان رنج میبرد: فقدانِ تکیهگاهی که او را از پراکندگی نجات دهد و از خاک، دوباره به افق پیوند بزند.
در چنین جهانی، غدیر فقط خاطره یک واقعه در گذشته نیست؛ غدیر پرسشی زنده برای امروز ماست. پرسش این است: آیا آسمان، پس از پیامبر(ص) از زمین روی برگرداند؟ آیا انسان در میانه تاریخ، قدرت، اختلاف و تردید، تنها گذاشته شد؟ یا آنکه هنوز رشتهای از هدایت، از ملکوت تا زندگی انسان کشیده شده است؟
غدیر، در ژرفترین معنای خود، یادآور این حقیقت است که درب آسمان بسته نشده است. نه به این معنا که وحی تشریعی ادامه یافته، بلکه به این معنا که خداوند، راه هدایت را در تاریکی تاریخ وانگذاشته است. دین، اگر بخواهد در جان انسان بماند و در متن جامعه زنده بماند، تنها با مجموعهای از احکام و الفاظ باقی نمیماند؛ دین به الگو نیاز دارد، به تجسم نیاز دارد، به چهرهای نیاز دارد که حقیقت را بتوان در آیینه او دید و چه آیینهای روشنتر از علی؟
علی(ع) فقط شخصیتی بزرگ در یک مذهب نیست؛ او از بلندترین قلههای انسانیت در سراسر تاریخ اسلام است. نام او، فقط در خانههای شیعیان با احترام برده نمیشود؛ در دل و زبان اهلسنت نیز، علی نامی آشنا با شرافت، عدالت، دانش، شجاعت و پاکی است. او در وجدان مسلمانان، فراتر از مرزهای فرقهای، چهرهای است که عظمتش انکارناپذیر است. کمتر شخصیتی در تاریخ اسلام را میتوان یافت که اینگونه همزمان محل محبت، تکریم و ستایش طیفهای گسترده امت باشد.
اهلسنت، همچون شیعیان، علی را دوست میدارند؛ او را از بزرگان صحابه، از نزدیکترین یاران پیامبر(ص)، از اهلبیت پاک، و از پیشگامان ایمان میدانند. خطبههایش، حکمتهایش، عدالتش و حتی سکوتهای پرمعنایش، قرنهاست که دلها را تسخیر کرده است. از همینجاست که غدیر میتواند از یک نقطه اختلاف تاریخی، به نقطهای برای تأمل مشترک بدل شود. زیرا حتی آنجا که تفسیرها متفاوت است، محبت علی و عظمت علی، نقطهای است که دلهای بسیاری در آن به هم میرسند.
شاید یکی از خطاهای ما این بوده که غدیر را تنها در قاب یک منازعه متوقف کردهایم؛ گویی همه حقیقت غدیر در این خلاصه میشود که چه کسی چه برداشتی از آن روز دارد. حال آنکه غدیر، اگر درست فهم شود، حامل پیامی بزرگتر نیز هست: اینکه هدایت الهی، امری رها و بیسرپرست نیست. اینکه ولایت، پیش از آنکه نام یک نزاع باشد، نام پیوند انسان با نور خداست. و اینکه علی، در این میان، تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه نشانهای است از امکانِ زیستنِ حقیقت در قامت یک انسان.
امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر، محتاج نقاط وصل است. محتاج کلماتی که بهجای افزودن بر شکافها، راهی به سوی همدلی بگشایند. غدیر، با همه بار تاریخی و اعتقادیاش، میتواند در افق امروز ما چنین نقشی ایفا کند؛ اگر آن را صرفاً محل مناقشه ندانیم، بلکه نشانهای از تداوم هدایت، کرامت اهلبیت، و ضرورت پیوند دین با اخلاق و عدالت ببینیم.
اگر چنین بنگریم، غدیر فقط یک روز در تقویم نخواهد بود؛ به یک افق تبدیل میشود. افقی که در آن، شیعه، علی را امام خویش میبیند و سنی، علی را محبوب و بزرگمردی از تبار نور. و همین محبت مشترک، میتواند آغازی باشد برای سخن گفتن از آنچه ما را به هم نزدیکتر میکند، نه فقط آنچه از هم دور میسازد.
شاید پیام غدیر برای انسان خسته امروز همین باشد: در جهانی که بسیاری از درها بسته شدهاند، هنوز دری از آسمان باز است؛ و نام این درِ گشوده، اگرچه در تاریخ با علی درخشیده، در حقیقت، همان ولایت خداوند بر دلهای بیدار است.
نظر شما