میان آتش و مذاکره؛ اسرائیل، لبنان و بازی چندلایه واشنگتن

در حالی که آتش‌بس موقت در جبهه لبنان برقرار شده، تحلیل‌های اسرائیلی نشان می‌دهد این آرامش نه برای تثبیت صلح، بلکه بخشی از معادله بزرگ‌تر واشنگتن در مسیر مذاکرات با ایران است؛ معادله‌ای که همزمان میدان جنگ، سیاست داخلی لبنان و توازن قوا را تحت تأثیر قرار داده است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: اسرائیلی‌ها پنهان نمی‌کنند که واشنگتن خواهان آتش‌بس با لبنان بوده تا فضای آرام‌تری برای پیشبرد مذاکرات با تهران فراهم شود. به همین دلیل، آن‌ها ناچار شدند آتش‌بسی موقت را ابتدا برای ۱۰ روز و سپس با تمدید سه‌هفته‌ای بپذیرند و منتظر نتیجه مذاکرات با ایران بمانند.

با وجود آنکه دونالد ترامپ از احتمال تحقق صلح میان لبنان و رژیم صهیونیستی از طریق دیداری در کاخ سفید میان جوزف عون و بنیامین نتانیاهو سخن می‌گوید، اما در نگاه اسرائیلی، هدف واقعی این آتش‌بس و مسیر دیپلماتیک، تسهیل مذاکرات با ایران است، نه پیشبرد روند صلح با لبنان؛ موضوعی که به‌زعم آن‌ها اساساً در اولویت ترامپ قرار ندارد.

آتش‌بس به‌مثابه محدودیت، نه فرصت

برهمین اساس، این باور در رژیم صهیونیستی تقویت شده که آتش‌بس فعلی در لبنان به زیان این رژیم است. برخلاف آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴، اکنون رژیم صهیونیستی باوجود نقض آتش بس، حزب الله را مقاوم و جسورتر و پاسخگوتر می‌بینند، به طوری که حملات خود را افزایش داده و در تلاش است قواعد درگیری جدیدی را تحمیل کند.

در واقع، اسرائیل به‌نوعی اذعان دارد که موازنه‌ها به سود مقاومت تغییر کرده است. حزب‌الله بار دیگر معادلاتی را تثبیت کرده که پیش‌تر از سوی یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی «پایان‌یافته» اعلام شده بود.

این وضعیت، به‌طور مستقیم بر تصویر دولت نتانیاهو اثر منفی گذاشته و حتی آزادی عمل ارتش صهیونیستی در لبنان را نیز محدود کرده است، محدودیتی که به‌گفته تحلیلگران اسرائیلی، ناشی از قواعدی است که ایران از طریق واشنگتن تحمیل کرده است.

تردید در گزینه جنگ گسترده

با وجود تمایل نتانیاهو برای بازگشت به یک رویارویی گسترده‌تر، در داخل سرزمین‌های اشغالی، اجماع روشنی درباره کارآمدی این گزینه وجود ندارد. ورود عمیق‌تر به لبنان، با توجه به قدرت نظامی حزب‌الله، پرهزینه و نامطمئن ارزیابی می‌شود.

اما آنچه برای نتانیاهو قطعی است، ناپایداری وضعیت کنونی است؛ وضعیتی که به ارتش و دولت اسرائیل در برابر افکار عمومی داخلی آسیب جدی وارد کرده است.

در نگاه بسیاری از اسرائیلی‌ها، سطح سیاسی باید تصمیمی قاطع درباره نحوه مواجهه با لبنان اتخاذ کند، چراکه ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» مانع از شکل‌گیری یک راهبرد امنیتی روشن شده است. این درحالی است که ارتش صهیونیستی حملات خود را به لبنان ادامه می‌دهد.

شکاف میان انتظار و واقعیت

جامعه اسرائیلی انتظار یک پیروزی قاطع حتی تا رود لیتانی را داشت، اما آنچه در میدان محقق شد، محدودتر بود؛ کاهش تهدیدات مستقیم، بهبود خطوط دفاعی و ایجاد یک کمربند امنیتی محدود.

دلایل این محدودیت‌ها شامل فرسایش نیروهای زمینی و ذخیره، نگرانی از تلفات سنگین، محدودیت‌های تحمیل‌شده از سوی آمریکا و ضرورت حفظ بخشی از توان نظامی برای مقابله احتمالی با ایران است.

بازی دوگانه در میدان و دیپلماسی

در این میان، پاسخ‌های حزب‌الله به نقض آتش‌بس از سوی اسرائیل، به یک آزمون متقابل تبدیل شده است. حزب الله تلاش می‌کند میزان آزادی عمل اسرائیل در چارچوب محدودیت‌های آمریکایی را بسنجد، در حالی که رژیم صهیونیستی نیز سعی دارد بدون برهم زدن تفاهمات با واشنگتن، سطحی از بازدارندگی را حفظ کند.

این وضعیت، رژیم صهیونیستی را در یک «منطقه خاکستری» قرار داده است؛ پاسخ‌هایی وجود دارد، اما نه در سطحی که بتواند رفتار حزب‌الله را به‌طور اساسی تغییر دهد.

لبنان؛ دولت یا بازیگر واقعی؟

از منظر رژیم صهیونیستی، دولت رسمی لبنان بازیگر اصلی نیست. توافق‌ها با دولت امضا می‌شود، اما تصمیم واقعی جنگ و صلح در اختیار حزب‌الله و در سطحی بالاتر، ایران است. از این رو، هر آتش‌بس بدون تعهد واقعی حزب‌الله، ناقص تلقی می‌شود.

سناریوهای پیش رو

در شرایط فعلی، رژیم صهیونیستی به‌طور موقت و با اکراه، به مهار واکنش‌های محدود حزب‌الله تن داده و در انتظار لحظه‌ای مناسب برای گسترش عملیات است؛ لحظه‌ای که می‌تواند با شکست مذاکرات آمریکا و ایران یا وقوع یک حادثه خونین رقم بخورد.

همچنین، پایان مهلت تمدید آتش‌بس در اواسط ماه می، به‌عنوان یک نقطه احتمالی برای بازگشت به درگیری گسترده در نظر گرفته می‌شود.

فشار بر لبنان؛ از سیاست تا ارتش

اسرائیل بر این باور است که ادامه مسیر مذاکرات با لبنان در کنار فشار نظامی، می‌تواند موقعیت دولت لبنان را در برابر حزب‌الله تقویت کند و آن را به اتخاذ مواضع سخت‌تر سوق دهد.

 در همین حال، حتی سناریوی کشاندن لبنان به درگیری داخلی نیز مطرح است؛ تغییری در کارکرد سلاح مقاومت و ارتش لبنان از «دفاع ملی» به «درگیری داخلی».

برهمین اساس، نقش ارتش لبنان و فرمانده آن، رودولف هیکل، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. گزارش‌هایی در رسانه‌های عبری حاکی از آن است که آمریکا خواستار برکناری اوست، زیرا مانعی در مسیر تقابل با حزب‌الله تلقی می‌شود.

همچنین مواضع او از جمله نام نبردن حزب‌الله به‌عنوان یک سازمان تروریستی در چارچوب لبنان سؤالاتی درباره میزان همراهی ارتش با سناریوهای مورد نظر آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است.

ارتش لبنان طی سال‌های اخیر سیاست پرهیز از درگیری با حزب‌الله را دنبال کرده، به‌دلیل ملاحظات سیاسی و ترس از جنگ داخلی. با این حال، آمریکا و اسرائیل ممکن است در پی تغییر این معادله باشند و ارتش را به‌عنوان تنها ضامن امنیت معرفی کنند سناریویی که عملاً به تقابل داخلی منجر می‌شود.

 به‌نظر می‌رسد اسرائیل تلاش دارد با ترکیب فشار نظامی، مسیر دیپلماتیک و تحریک شکاف‌های داخلی، لبنان را در موقعیتی قرار دهد که یا به شروط جدید تن دهد یا درگیر تنش‌های داخلی شود؛ مسیری که در نهایت، به تضعیف این کشور و تقویت اهداف راهبردی اسرائیل منجر خواهد شد.

کد خبر 1880718

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha