نبض شهر در دست مردم؛ از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، جشنِ روایت و مقاومت

امروز از میدان امام حسین تا میدان آزادی، شهر تبدیل به صحنه‌ای شد که مردم در آن، حضورشان را معنا کردند.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان؛ در میانه خیابان‌های شلوغ تهران، جایی میان هیاهوی جمعیت و پرچم‌ها، «اجتماع امام رضایی‌ها» فقط یک مراسم نبود؛ صحنه‌ای زنده از حضور مردمی که با هنر، گفت‌وگو و مشارکت، روایت خودشان را از همبستگی و هویت جمعی نوشتند.


آفتاب در حال جمع کردن نور خود از شهر است، اما خیابان انقلاب و مسیر منتهی به میدان آزادی، حال‌وهوای عصرهای شلوغ را دارد. جمعیت، آرام اما پیوسته در حرکت است. برخی خانواده‌ها زیرانداز به دست دارند، بعضی پرچم، بعضی فقط آمده‌اند تماشا کنند؛ اما خیلی زود تماشاچی‌ها هم بخشی از ماجرا می‌شوند.

چهارراه ولیعصر(عج)، نقطه‌ای است که مسیر راهپیمایی برای لحظاتی مکث می‌کند؛ نه از سر توقف، بلکه برای تجربه کردن. پردیس فرهنگی هنری اینجا، شبیه یک ایستگاه معمولی نیست؛ بیشتر به یک میدان کوچک از ایده‌ها و تجربه‌ها می‌ماند.

در بدو ورود، صداها توجه را جلب می‌کند. ترکیبی از موسیقی، خنده، گفت‌وگو و گاهی تشویق. «استودیو لباهنگ» یکی از شلوغ‌ترین بخش‌هاست. چند نوجوان جلوی دوربین ایستاده‌اند و با حرکات هماهنگ، قطعه‌ای حماسی را بازآفرینی می‌کنند. اطرافشان جمعیت ایستاده؛ برخی فیلم می‌گیرند، برخی لبخند می‌زنند و برخی هم منتظرند نوبتشان برسد.

نبض شهر در دست مردم؛ از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، جشنِ روایت و مقاومت

چند قدم آن‌طرف‌تر، فضا آرام‌تر است. بوی رنگ و جوهر در هوا پیچیده. هنرمندی با دقت، روی پارچه‌ای سفید جمله‌ای را خوشنویسی می‌کند. پیرمردی کنار دستش ایستاده و با دقت نگاه می‌کند. می‌گوید: «این‌ها یادگاری می‌مونه.» کمی جلوتر، دختر بچه‌ای پارچه چاپ‌شده‌ای را در دست دارد و با ذوق به مادرش نشان می‌دهد.

در بخش نقاشی دیجیتال، تکنولوژی و هنر کنار هم نشسته‌اند. صفحه نمایش بزرگی که تصویر حرم را لحظه‌به‌لحظه کامل‌تر می‌کند، نگاه‌ها را میخکوب کرده. یکی از تماشاگران آرام زیر لب می‌گوید: «آدم حس می‌کنه خودش اونجاست.»

اما همه‌چیز به تماشا ختم نمی‌شود. دیواری که برای نوشتن نظرات مردم در نظر گرفته شده، پر از جمله‌های کوتاه و بلند است. برخی با خطی شتاب‌زده، برخی با دقت. اینجا هرکسی فرصت دارد صدایش را ثبت کند؛ بی‌واسطه، بی‌تشریفات.

در بخش کودک، هیاهو شکل دیگری دارد. خنده‌ها بلندتر است و رنگ‌ها شادتر. بچه‌ها دور میزها نشسته‌اند و تصویرهایی را رنگ می‌کنند که برایشان بیشتر شبیه بازی است تا آموزش. مربی‌ها آرام راهنمایی می‌کنند، اما اجازه می‌دهند خیال کودکانه مسیر خودش را برود.

کمی آن‌طرف‌تر، «شهر لگویی» شبیه یک دنیای کوچک ساخته شده؛ شهری که در آن مفاهیم بزرگ با قطعات کوچک روایت می‌شود. دو کودک بر سر ساخت یک سازه بحث می‌کنند و در نهایت به توافق می‌رسند؛ شاید ساده، اما شبیه همان چیزی که بزرگ‌ترها در مقیاسی دیگر دنبالش هستند.

نبض شهر در دست مردم؛ از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، جشنِ روایت و مقاومت

بخش رسانه، حال‌وهوای متفاوتی دارد. جوان‌هایی با موبایل و دوربین، مشغول ضبط و تمرین‌اند. یکی از مربیان درباره «روایت‌گری» صحبت می‌کند و تأکید دارد که «هرکسی می‌تواند یک رسانه باشد.» در گوشه‌ای دیگر، چند نفر مشغول تدوین یک ویدئو کوتاه‌اند؛ سریع، بی‌وقفه، در دل همان رویداد.

در فضای کتاب، سکوت نسبی برقرار است. نه سکوت کامل، بلکه نوعی تمرکز. چند نفر دور یک میز نشسته‌اند و درباره یک کتاب حرف می‌زنند. کمی آن‌طرف‌تر، نویسنده‌ای با مخاطبانش گپ می‌زند؛ نه رسمی، نه از بالا، بلکه هم‌سطح.

یکی از بخش‌های قابل‌تأمل، جایی است که مردم نامه می‌نویسند. کاغذها روی میز چیده شده و افراد یکی‌یکی می‌نشینند. بعضی سریع می‌نویسند و می‌روند، بعضی مکث می‌کنند، فکر می‌کنند و بعد شروع می‌کنند. اینجا نوشتن، فقط نوشتن نیست؛ نوعی بیان است.

در «کوچه ایران»، تصاویر حرف می‌زنند. عکس‌هایی از فعالیت‌های مردمی، کمک‌ها، همدلی‌ها. یک زوج جوان مقابل یکی از تصاویر ایستاده‌اند و درباره‌اش صحبت می‌کنند. انگار این تصاویر، فقط نمایش نیستند؛ دعوت به ادامه دادن‌اند.

با گذشت زمان، نه‌تنها از جمعیت کم نمی‌شود، بلکه به نظر می‌رسد انرژی فضا بیشتر هم شده. اینجا خبری از تماشاگر صرف نیست. هرکس، به شکلی وارد ماجرا می‌شود؛ با نوشتن، با ساختن، با گفت‌وگو یا حتی با ایستادن و فکر کردن.

نبض شهر در دست مردم؛ از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، جشنِ روایت و مقاومت


مردم از اقشار مختلف، از خرد و کلان، پیر و جوان، در این مراسم حاضر شدند و فضای شهر را به شور و هیجان خاصی آکنده کردند. برخی با دست گرفتن دستان کودکان خود و برخی دیگر همراه با مادران پیر و کهنسال، به این جشن پیوستند. همه با روحیه‌ای یکپارچه و با نگاه‌های پر از محبت و ایمان به امام مهربانی، به این مناسبت ویژه حضور یافتند.

امسال، تصویری خاص از سه رهبر بزرگ کشور، امام خمینی (ره)، امام خامنه‌ای و سید مجتبی خامنه‌ای، در دستان مردم دیده می‌شد. این تصاویر، که گویای وحدت و همبستگی ملی است، نمادی از پایبندی مردم به آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهبران آن، حتی در سخت‌ترین شرایط بود.

این اتفاقات نشان‌دهنده اتحاد مردم در برابر مشکلات و بحران‌های مختلف کشور است و بیانگر احساس و عاطفه‌ای عمیق به امام رضا (ع) و رهبران انقلاب است.

نبض شهر در دست مردم؛ از میدان امام حسین(ع) تا آزادی، جشنِ روایت و مقاومت

از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی، موکب‌ها و غرفه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی برپا شده بود. غرفه‌های پذیرایی و فرهنگی، که در کنار پرچم‌هایی با نمادهای ملی و مذهبی قرار داشتند، فضایی صمیمی و میهنی را برای بازدیدکنندگان فراهم کرده بودند. در این میان، غرفه‌هایی برای نقاشی کودکان نیز طراحی شده بود که هرکدام از این نقاشی‌ها، نمادهایی از همبستگی و عشق به وطن را به تصویر می‌کشید.

بخشی دیگر از این جشن، حضور هنرمندان و گروه‌های فرهنگی بود که در غرفه‌های مختلف به نمایش آثار هنری خود پرداخته و فضای جشن را پر از رنگ و نشاط کردند. این رویداد فرهنگی، علاوه بر آنکه روحیه وحدت و عشق به امام رضا (ع) را تقویت می‌کرد، به‌عنوان پیامی محکم به دشمنان کشور بود که با دیدن این تجمع عظیم، فهمیدند که مردم ایران همچنان در کنار نظام اسلامی خود ایستاده‌اند و هیچ‌گاه از مسیر انقلاب منحرف نخواهند شد.

این جشن، به‌ویژه در شرایط حساس کنونی که کشور با تهدیدات و بحران‌های مختلف روبه‌رو است، نشان‌دهنده عزم راسخ مردم برای حفظ وحدت و دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی است. مردم با پرچم‌هایی در دست و شور و هیجان خاصی، مشتی محکم به دهان دشمنان ایران زدند که به دنبال تفرقه‌اندازی و القای این تصور بودند که مردم از نظام بریدند.

این اجتماع، بیش از آنکه یک برنامه از پیش طراحی‌شده باشد، به یک روایت جمعی شبیه است؛ روایتی که هرکس بخشی از آن را می‌نویسد. از میدان امام حسین تا میدان آزادی، شهر فقط میزبان نبود؛ خودش تبدیل به صحنه‌ای شد که مردم در آن، حضورشان را معنا کردند.

کد خبر 1880523

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha