به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این مطلب که از سوی رایزنی فرهنگی ایران در لبنان تهیه شده، آمده است:
سؤالی دیرینه و بنیادین همواره در ذهنها طنینانداز است: «رهبر کیست؟» بیگمان، آنکه بر مسند رهبری تکیه میزند، باید از ویژگیهایی بزرگ و ابعادی چندگانه برخوردار باشد؛ فارغ از آنکه چه عقیدهای دارد یا چه موضعی اتخاذ مینماید.
در پاسخ میتوان گفت: نخست آنکه رهبر، آیینه، تمامنمای ملت خویش است؛ باید آرمانها، رنجها و امیدهای مردم را بهدرستی دریابد و آنان را با شایستهترین گونه مدیریت کند.
دوم آنکه از نیروی تأثیرگذاری برخوردار باشد؛ بهویژه در بزنگاههای تاریخساز، آنگاه که تصمیمی سرنوشتساز، جامعهای را از جایی به جای والاتری رهنمون میسازد.
سوم آنکه دل در گرو مردم داشته باشد، نه آنکه جایگاه خویش را نردبانی برای منافع شخصی و اغراض فردی سازد.
و چهارم آنکه، با بصیرتی ژرف، حوادث را دریابد و با نگاهی نقادانه به تاریخ بنگرد، تا از آن چراغی فرا راه آینده بیفروزد.
اگر اینها معیارهای رهبری است، بیتردید شهید بزرگ ما، رهبری بهتمام معنا بوده که شایسته این عنوان و سزاوار آنکه نامش به نیکی در صحیفه تاریخ ماندگار شود، چه با نظر او همراه باشیم و چه در برخی مواضع با او همرأی نباشیم و اگر باور داشته باشیم که او فراتر از زمان خویش میاندیشید و تصمیماتی اتخاذ کرد که نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای همه مستضعفان جهان الهامبخش است، آنگاه عظمت او جلوهای دوچندان مییابد.
رهبر بزرگ، راه امام خمینی(رحمهاللهعلیه) را ادامه بخشید؛ همانکه در واپسین سالهای قرن بیستم، بنایی نو بر بنیاد اسلام برپا داشت و میان میراث کهن و پرمایه اسلامی و دستاوردهای نوین بشری پلی استوار زد.
از برجستهترین جلوههای این مسیر، جمع میان رهبری دینی- در قالب نهادهایی چون مجلس خبرگان و شورای نگهبان- و مشارکت مردمی از طریق انتخابات بود؛ آمیزهای از سنت و تجربه، از شریعت و قانون، که پیوندی ژرف میان گذشته و امروز برقرار ساخت.
در این میان، احیای شعارهای بلند اسلامی، بهویژه مبارزه با استکبار، جایگاهی ویژه داشت؛ همان استکباری که هنوز بر معادلات جهانی سایه افکنده و ثروتهای ملتهای محروم را در خدمت مطامع خویش بهکار میگیرد.
پس از رحلت امام خمینی(ره)، بیم و نگرانی در دلها راه یافت؛ چرا که ادامه آن راه سترگ، عزمی استوار و توانی کمنظیر میطلبید. جانشین او میبایست خلأیی عظیم را پر کند و اعتماد و همراهی مردمی را که بهگونهای استثنایی شکل گرفته بود، تداوم بخشد.
اینجانب نیز در دیداری که بهمنظور تبریک انتخاب با ایشان داشتم، این دغدغه را بازگو کردم. اما گذر زمان، شنیدن سخنان ژرف و راهگشا، و مشاهده مواضع شجاعانه و روشنبینانه ایشان، آن نگرانیها را به اطمینانی راسخ تبدیل ساخت؛ اطمینانی به شخصیتی که به راستی «مرد میدان» بود.
امام خمینی(ره) برای آغاز و استقرار انقلاب ضرورتی تاریخی بود و رهبری خامنهای برای تداوم، تطبیق با تحولات و هدایت در پیچ و خم حوادث، ضرورتی کنونی را به خود اختصاص داد. حاصل این تداوم، پس از دههها، شکلگیری نظامی استوار و مقاوم است که در برابر فشارها، تحریمها و هجمههای گوناگون ایستاده و در عین پیشرفت، از اصول خویش دست نکشیده است؛ تجربهای که در شمار برجستهترین تجارب نوین قرار میگیرد.
به یاد میآورم نخستین دیدار با ایشان در ژوئن ۱۹۸۱ بود، آنگاه که خطیب جمعه تهران و رئیس حزب جمهوری اسلامی بودند. بیان ایشان درباره اصول انقلاب و شیوه برخورد با دوست و دشمن، با حفظ ارزشها و پرهیز از فرصتطلبی، بیبدیل و الهامبخش بود؛ در تضاد با آنچه در بسیاری از جریانهای آن روزگار مشاهده میشد.
شگفت آنکه همان سخنان، با همان صراحت و استواری، در طول سالیان تکرار شد؛ نشانهای از ثبات قدم، روشنی مسیر و پایبندی به اصول، بیآنکه حوادث سهمگین یا وسوسههای دنیوی در آن خللی وارد سازد.
با این همه، آرزوی وحدت هرچه بیشتر مسلمانان، همچنان در دلها باقی ماند؛ اما واقعیت آن بود که بسیاری از نخبگان دینی، استقلال لازم در تصمیمگیری نداشتند و ارادهها در سایه قدرتهای سیاسی و جهانی شکل میگرفت.
نگاهی به بصیرت رهبر
در این میان، آنچه بیش از پیش جلوهگر میشود، ژرفاندیشی و آیندهنگری ایشان است؛ چنانکه شهید بزرگ، سید حسن نصرالله، بارها به آن اشاره کرده است. نقل وقایعی از زبان او، پرده از بصیرتی برمیدارد که فراتر از تحلیلهای معمول است. از جمله در سال ۱۹۹۹، در جمعی از فرماندهان مقاومت، سخن از آینده و پیروزی به میان آمد.
یکی از حاضران تحقق آن را به نسلهای آینده حواله داد، اما رهبر با آرامش و اطمینان فرمود: «همه شما که در اینجا حضور دارید، به اذن الهی پیروزی را خواهید دید» و چنین نیز شد؛ کمتر از یک سال بعد، جنوب لبنان آزاد گردید.
نمونههای دیگر نیز، از پیشبینی تحولات منطقه تا استمرار مسیر مقاومت، همگی گواه نگاهی نافذ و افقی دوردست است. بر این بنیاد، بار دیگر بر شایستگی این رهبر برجسته تأکید میشود؛ رهبری در جهانی آکنده از توطئه، که در پی خاموش کردن چراغ این اندیشه است.
از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که به سید مجتبی توفیق دهد تا این مسیر را استمرار بخشد و اسباب توفیق و سربلندی او را فراهم سازد. امید آن داریم که آینده، نوید بخش پیروزیهایی بزرگ و سرنوشتساز باشد و وعده الهی تحقق یابد: «لیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة، ولیتبروا ما علوا تتبیراً».
و الحمدلله رب العالمین.
نظر شما