رمضانِ مقاومت| روایت ایام جنگ و احیای لیلةالقدر خیابان

پاسی از شب گذشته اما مردم همچنان در جوش و خروش‌اند؛ گویا این احیا و شب‌زنده‌داری خیابانی، لیلة‌القدری است که‌ باید به مطلع‌الفجر برسد؛ در این احیای مقاومت هر کسی سعی می‌کند آنچه وظیفه می‌داند عمل کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان مستقر در میدان آزادی-یکی از مکان‌های محوری اجتماع شبانه بیعت و خون‌خواهی- خیل عظیمی از مردم در هفدهمین شب پیاپی در میدان حضور یافتند.

این مکان که از ساعات نخست اعلام شهادت قائد امت، طی مدت بیش از دو هفته به طور مستمر میزبان عاشقان ولایت است؛ سه‌شنبه شب(۲۶ اسفند) نیز شاهد حضور پرشور امت انقلابی کرمان است.

پیش از آغاز رسمی مراسم که دستگاه‌های صوتی-تصویری هنوز مستقر نشده بود؛ بانوی جوانی از جمع دوستان ما برمی‌خیزد و پرچم را بالا می‌برد و ندا سر می‌دهد: اسرائیل بی‌ریشه، تهران دمشق نمیشه و شعارهای بعدی را پشت هم ردیف می‌کند.
بانوانی که به صورت پراکنده در گوشه و کنار میدان نشستند، نزدیک زهرا می‌آیند و در سر دادن شعارها با او همراهی می‌کنند.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

رفته رفته مردها نزدیک‌تر می‌آیند و میکروفن دست می‌گیرند و میدان‌داری شعارها را به دست می‌گیرند.

با افزایش لحظه به لحظه‌ای جمعیت، شعارها هم متفاوت‌تر می‌شود: اسلام ما اساس است؛ حق ترامپ قصاص است!

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

مردم با مشت‌های گره کرده و البته این بار با بالا آوردن مشت دست چپ به یاد لحظه شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای همصدا فریاد زدند: ما همه خون‌خواه پدر؛ گوش به فرمان پسر!

مرد میانسالی از میان جمعیت شعار سر می‌دهد: ما با ولایت زنده‌ایم؛   سِد{سید}مجتبی آماده‌ایم و همه با صدای رسا با او همراهی می‌کنند و در ادامه شعارها می‌گویند: لبیک سیدمجتبی، فرماندهِ کل قوا.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

اما از شما چه پنهان من یک جا بین این شعارها پاهایم دوباره سست شد، کم‌رمق شدم، بغض کردم و باران از دیده‌ام بارید؛ دلم به وسعت یک جهان تنگ شد برای کسی که از ۹ اسفند تا همین حالا که این سطور را می‌نویسم داغ نبودنش بر دلم سنگینی می‌کند.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

حتی بودن در میان آن جمعیت پرشور میدان آزادی و تکاپو برای عکاسی و گزارش‌نویسی هم مانع از دلتنگی دوباره و غلیان احساساتم نشد؛ ((رهبر روسفید ما؛ ای پدر شهید ما)) همین الان هم که این شعار را می‌نویسم مرتب بغض می‌کنم و...

مردمی که ۱۷ شب پیاپی به میدان آمدند، شاه‌بیت همه خواسته‌ها و حرف دلشان فقط یک چیز است؛ منتقم امامیم؛ مدافع نظامیم! و خیلی جدی ادامه می‌دهند: ما پشت این نظامیم؛ در صف انتقامیم!

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

یک جمله‌ای هم خطاب به آن شمر معلون روزگار دارند؛ ترامپِ قمارباز: ما پای کار میهنیم؛ ترامپ را آتش می‌زنیم! و بعد هم ماکت او را به آتش می‌کشند تا به او پیغام روشنی داده باشند و آن اینکه اگر دستمان به وجود بی‌وجود و نحسِ تو برسد، مثل همین ماکت آتشت می‌زنیم و ادامه می‌دهند: برایت هدیه‌ای داریم: بفرما مُشت ایرانی! و سپس با همان مُشتی که دوست دارند بر دهان دشمنان خود به ویژه ترامپ و نتانیاهو بکوبند؛ فریاد می‌زنند: ما زن و مرد جنگیم؛ بجنگ تا بجنگیم.

شعارهای آتش‌بس، فریبه، ایران نمی‌پذیره! و ارتشی و سپاهی تشکر، تشکر! حُسن ختام شعارهای مردم بود.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

حضور دهه نودی‌ها و نسل جوان و نوجوان که پویا و سرحال بخشی از میدان را در این شب‌ها نگه‌داشتند هم قابل توجه است؛ از رنگی کردن صورت‌شان با نماد پرچم مقدس ایران تا پرچم‌گردانی و حمل پلاکارد و شعاردهی و...تا بدو بدو کردن‌ در گوشه و کنار میدان دیدنی است؛ شعارها را طوری سر می‌دهند گویا سال‌های زیادی از انقلاب را تجربه کرده باشند.

پاسی از شب گذشته اما مردم همچنان در جوش و خروش‌اند؛ گویا این احیا و شب‌زنده‌داری خیابانی، لیلة‌القدری است که‌ باید به مطلع‌الفجر برسد.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

زن میانسال گوشه‌ای از میدان نشسته و زبر لب ذکر می‌گوید؛ دختر جوانی که آن نزدیکی ایستاده و جمعیت را نگاه می‌کند، نزدیک می‌رود و یک دعای کارتی پِرس شده از کیفش بیرون می‌آورد و می‌گوید: حاج‌خانم دعای ۱۴ صحیفه سجادیه است، همان دعایی که آقا برای پیروزی جبهه مقاومت سفارش کرده بودند، بدم خدمتتون؟ زن با لبخند می‌گیرد و همان لحظه شروع به خواندن می‌کند.

دختر جوان کمی آن طرف‌تر سراغ دختران جوان دیگری می‌رود که گعده گرفتند؛ این بار برگه‌ای در ابعاد A5 از کیفش بیرون می‌آورد و می‌گوید: سوره فتح می‌خوانید؟ دخترها نگاهی به هم می‌کنند و از او می‌گیرند و شروع به خواندن می‌کنند.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

در گوشه دیگری از میدان، جمعی از بانوان گروه جهادی شهید مغفوری مشغول پخت روغن‌جوشی هستند تا در هوای سرد شبانه کرمان با چای ایستگاه صلواتی کناری نوش جان کنند.

روایت ایام جنگ| احیای مقاومت در لیلةالقدر خیابان

تا حوالی ۲۳ شب پشت هم روغن‌جوشی آماده می‌کنند؛ کمال سهن هم آوردند، از شیرینی‌های مخصوص کرمان که بعد از افطار با چای می‌چسبد.

خلاصه در این احیای مقاومت هر کس به نحوی می‌خواهد نقشی داشته باشد؛ یکی با پرچم‌گردانی، دیگری با شعار و یک نفر با سفارش به دعا و قرآن و گروهی هم با پذیرایی؛ خدا به احسن وجه قبول کند ان شاءالله.

طاهره بادامچی

کد خبر 1873049

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha