خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: آغاز درگیری نظامی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران تنها یک رویارویی نظامی ساده نبود؛ این تقابل خیلی زود به جنگی در عرصه روایتها نیز تبدیل شد. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش میکند روایت خود از میدان را به عنوان حقیقت غالب تثبیت کند.
از نخستین ساعات پس از حمله، رسانههای غربی و مقامهای آمریکایی و صهیونیستی کوشیدند تصویری از یک عملیات «کنترلشده و موفق» ارائه دهند؛ تصویری که در آن سخنی از ابعاد واقعی خسارتها یا پیامدهای متقابل ایران به میان نیاید. با این حال، گذشت زمان و انتشار تدریجی گزارشهای میدانی، روایت دیگری را نیز در برابر افکار عمومی قرار داد.
در سوی دیگر، ایران بارها اعلام کرده بود که هرگونه تجاوز نظامی با پاسخی متناسب و فراتر از انتظار همراه خواهد بود. همین هشدارها سبب شده بود بسیاری از تحلیلگران منطقهای، حمله احتمالی به ایران را آغاز بحرانی گسترده در منطقه بدانند؛ بحرانی که دامنه آن میتواند از مرزهای جغرافیایی فراتر رود.
اکنون و با گذشت مدت کوتاهی از آغاز درگیری، نشانههایی از شکاف میان روایت رسمی غرب و واقعیتهای میدانی دیده میشود.
برخی تحلیلگران معتقدند پنهانکاری درباره تلفات انسانی، خسارتهای زیرساختی و پیامدهای امنیتی این درگیری، بخشی از تلاش برای کنترل افکار عمومی در داخل آمریکا و سرزمینهای اشغالی است.
در مقابل، فضای رسانهای منطقه و شبکههای اجتماعی پر از روایتهایی است که تصویری متفاوت از میدان ارائه میدهند. انتشار گزارشها از میزان آسیبپذیری زیرساختهای حساس و همچنین واکنشهای متقابل محور مقاومت، سبب شده نگاه بسیاری از ناظران نسبت به توازن قدرت در منطقه تغییر کند.
برخی کارشناسان مسائل راهبردی معتقدند آنچه در روزهای اخیر رخ داده، بیش از هر چیز نشاندهنده محدودیتهای قدرت نظامی در برابر اراده سیاسی و توان بازدارندگی منطقهای است.
به گفته آنان، حتی اگر جزئیات کامل تحولات هنوز منتشر نشده باشد، روند کلی تحولات نشان میدهد معادلاتی که سالها بر پایه برتری مطلق یک طرف شکل گرفته بود، اکنون با چالش جدی مواجه شده است.
از همین رو، بسیاری از تحلیلگران منطقهای معتقدند بحران اخیر تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه نقطهای تعیینکننده در بازتعریف توازن قدرت در غرب آسیا به شمار میرود؛ نقطهای که در آن، روایتهای رسمی دیگر به آسانی گذشته پذیرفته نمیشود.
در چنین فضایی، شاید مهمترین نتیجه جنگ روایتها این باشد که افکار عمومی بیش از گذشته به دنبال حقیقت میدانی است؛ حقیقتی که آرامآرام از میان لایههای تبلیغات و روایتهای رسمی بیرون میآید. حقیقتی که به باور بسیاری، اکنون سبب شده جملهای که در میان افکارعمومی شنیده میشود معنای تازهای پیدا کند: جهان فهمیده است «کت تن کیست».
نظر شما