ثروت، غرور و تباهی: نگاهی به سایه بلند «بغی» بر ساحت قدرت

داستانِ قارون، داستانِ امروزِ بسیاری از صاحبانِ قدرت است. وقتی انسان در آینه‌ی ثروت، فقط چهره‌ی خود را ببیند و دیگران را کوچک بشمارد، دچارِ همان «بَغی» شده است که سرانجامش «خسوفِ اخلاقی» است.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام محمدمهدی میرجلیلی، کارشناس مذهبی در یادداشتی به بررسی رفتار رئیس جمهور آمریکا و سرانجام آن از منظر قرآن پرداخته است.

در تاریخِ اندیشه و اخلاق، همواره میان «قدرتِ ثروت» و «سقوطِ اخلاق» رابطه‌ای معنادار ترسیم شده است. این پیوند، بیش از آنکه یک قضاوتِ لحظه‌ای باشد، هشدارِ بلندِ تمدن‌ها درباره‌ی مرز باریک میان «موفقیت» و «تجاوزگری» است. وقتی به چهره‌های قدرتمند جهانِ امروز می‌نگریم، گاهی رفتارهایی را می‌بینیم که گویی بازتولیدِ همان الگوهای باستانی در قالبی مدرن هستند. دونالد ترامپ، به عنوان نمادی از پیوندِ ثروت و سیاستِ رادیکال، نمونه‌ای گویا برای بررسی این پدیده است.

خودشیفتگی و سرمستیِ آشکار از منظر روان‌شناسی مدرن، می‌توان بخش‌هایی از رفتارهای ترامپ را با اصطلاح «اختلال شخصیت خودشیفته» (Narcissistic Personality Disorder) تحلیل کرد. او در سخنرانی‌هایش نه تنها به ثروت خود می‌بالد، بلکه آن را «گواهی بر هوش و برتری ذاتی‌اش» می‌داند. او در کلامش همواره در حال «نمایشِ خود» (Self-display) است؛ از برج‌های طلایی‌اش تا موفقیت‌های تجاری‌اش، همگی در خدمتِ ساختنِ تصویری از یک «ابرقهرمانِ بی‌رقیب» است.

این «سرمستی» (Exultation) در کلام او موج می‌زند. وقتی او با تحقیرِ رقبای سیاسی‌اش—مانند «جو بایدن» یا سایر رؤسای جمهور—آن‌ها را با القاب تمسخرآمیز خطاب می‌کند، شاهدِ رفتاری هستیم که در روان‌شناسی به آن «بی‌ارزش‌سازی دیگران» (Devaluation) می‌گوییم. او برای اثباتِ بزرگیِ خود، به کوچک کردنِ دیگران نیاز دارد. این «بغی» یا همان تجاوزِ کلامی و روانی، صرفاً یک سبکِ انتخاباتی نیست؛ بلکه نمایشی از عدمِ تعادل در پذیرشِ واقعیتِ انسانیِ دیگران است. او چنان در «مستیِ ثروت و قدرت» غرق است که تفاوتِ میانِ «نقدِ سیاسی» و «توهینِ تحقیرآمیز» را از میان برده است.

بازخوانیِ یک هشدارِ کهن هزاران سال پیش، قرآن در سوره مبارکه قصص، این الگوی رفتاری را در شخصیت «قارون» به تصویر کشید: «إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ» (همانا قارون از قوم موسی بود، با این حال بر آنان تجاوز (بغی) کرد. به او آن‌قدر از گنج‌ها داده بودیم که حملِ کلیدهایش برای گروهی نیرومند هم دشوار بود. آن‌گاه که قومش به او گفتند: سرمستی و غرور نکن، که خداوند سرمستانِ مغرور را دوست ندارد.)

میراثِ قارونی در جهانِ مدرن آیه، سه مفهوم کلیدی را در تقابل با «بغیِ قارونی» قرار می‌دهد: ۱. بغی (تجاوز): قارون چون ثروت داشت، گمان کرد حق دارد به قوم خود زور بگوید. در جهانِ ترامپ، «بغی» در تحقیرِ مخالفان و استفاده از ادبیات تهاجمی نمود می‌یابد؛ جایی که ثروت، مجوزی برای نادیده گرفتنِ نزاکت و احترام انسانی می‌شود. ۲. فرح (سرمستی): «فرح» در اینجا شادیِ ساده نیست؛ بلکه «سرمستیِ ناشی از ثروت» است که مانعِ دیدنِ حقیقت می‌شود. وقتی ترامپ ثروتِ خود را به رخ می‌کشد، عملاً در حالِ انجامِ همان «فرحِ مذموم» است؛ یعنی استفاده از دارایی برای القای حسِ برتری. ۳. تذکرِ نهایی:«خداوند سرمستان را دوست ندارد». این جمله یک خطِ قرمزِ اخلاقی است. تاریخ به ما می‌آموزد که هرگاه ثروت، وسیله‌ای برای «طغیان» و «تجاوز» شود، آن قدرت—هر چقدر هم عظیم—در نهایت با یک فروپاشیِ درونی یا بیرونی مواجه خواهد شد.

داستانِ قارون، داستانِ امروزِ بسیاری از صاحبانِ قدرت است. وقتی انسان در آینه‌ی ثروت، فقط چهره‌ی خود را ببیند و دیگران را کوچک بشمارد، دچارِ همان «بَغی» شده است که سرانجامش «خسوفِ اخلاقی» است. یادداشتِ امروز ما نه برای قضاوتِ سیاسی، که برای یادآوریِ یک اصلِ انسانی است: عظمتِ واقعی در دارایی نیست، بلکه در نحوه برخورد با دیگران، حتی در اوجِ قدرت است.

کد خبر 1884593

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha