روایت «جامعه کبیره» از راه و رسم ارتباط با خدا و رجعت به دنیا

حجت الاسلام باقی با بیان اینکه زیارت جامعه کبیره سبک منحصربفردی از زندگی را ترسیم می کند، گفت: این زیارت خدایی را معرفی می کند که در لحظه لحظه زندگی انسان حضور و اثر دارد و خروجی این سبک رجعت و زیستن در کنار اهل بیت(ع) است.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت امام هادی(ع) خالق زیارت «جامعه کبیره» که میراث منحصربفرد شیعه و بشریت محسوب می شود و به منظور بررسی سبک زندگی ای که این زیارت عرضه می کند با حجت الاسلام علی محمد باقی، استاد حوزه و کارشناس مرکز تخصصی نماز به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن به حضورتان تقدیم می شود:

 

زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع)، چه مدلی از سبک زندگی را ارایه می دهد؟

 

اساسا زیارت ها و ادعیه ما علاوه بر اینکه یک نوع ارتباطی میان ما و خدا و ما و امام برقرار می کنند، زندگی موفقی را به زیارت کننده یا دعاکننده می آموزند. درست است که موضوع زیارت یا دعا یعنی سخن گفتن با خداوند یا معصوم(ع) اما کارکرد پنهان این دعا و زیارت آموزش صحیح زندگی کردن است، به این معنا که ادعیه و زیارات به ویژه زیارت جامعه کبیره که کامل ترین و جامع ترین زیارات ماست، بنای شان بر این است که انسان زائر را حرکت دهد و به آن مقصد عالی برساند.

 

به همین جهت این زیارات در چندین بُعد موثر هستند، برای مثال زیارت جامعه کبیره در چندین بحث اعتقادات زائر را تصحیح می کند؛ این تصحیح اعتقادات در زیارت جامعه کبیره اول نسبت به مسئله توحید است.

 

در این زیارت نامه مرتبا از خدا و توحید بحث می شود و اینکه نگرش اهل بیت(ع) نسبت به خدا چگونه است، در واقع یک خدای زیبا به مخاطب نشان داده و خدایی حکیم، قادر و عالم به او معرفی می شود، خدایی که در این زیارت از آن صحبت می شود، خدایی نیست که در زندگی انسان دخالت نداشته باشد مثل خدایی که اکنون در کلیسا یا در سایر فِرَق و ادیان معرفی می شود که فقط خالق است، یعنی روز اول خلق کرده و از زندگی بشر پایش را بیرون کشیده است، ولی خدایی که امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره به ما معرفی می کند خدایی است که لحظه به لحظه در زندگی بشر وجود دارد، لذا این طور نیست که در اصل ایجاد خلقت خدا وارد شده باشد و در ادامه، بشر را به خودش وا گذاشته باشد، بلکه در تمام حالات و لحظات زندگی اشخاص حضور این خدا مشهود است. اگر خدا را این گونه در زندگی ببینیم و مدیر زندگی بدانیم، قطعا زندگی شیرینی خواهد شد. به قول سعدی:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                 عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

 

به همین دلیل امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره تصریح دارد که اهل بیت(ع) به شدت از خدا راضی هستند، ائمه عصمت و طهارت که در طول زندگانی خود اوج مشکلات زندگی بر آنان وارد شد و بیشترین مصائب و بلاها بر این عزیزان بود، با این وجود آنها بیشترین رضایت را از خداوند داشتند. امام هادی(ع) در این زیارت چنین فرمود: «وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضاءَ».

همواره گرفتاری ها، بلایا و مشکلات سنگین در زندگی ائمه(ع) وجود داشته است ولی آنها در اوج خرسندی از حضرت حق قرار داشتند چون خدا را به آن اوصاف می شناختند و مشکل امروز بشر همین است که خدا را در زندگی اش لمس نمی کند.

 

مشکل زندگیِ بشرِ امروز آن است که اگر خدا را در زندگی خود لحاظ  کند، آن خدا یک خدای بیجان و بی حس است، یک خدای از کار افتاده و ضعیف؛ این در حالی است که خداوند بی نهایت علم و قدرت برای حل مشکل به انسان داده است، بی نهایت محبت به آدمی دارد، لذا اگر در زندگی نقصی علی الظاهر دیده می شود، خدا که از خودِ انسان به او  مهربان تر است، قدرت و علم به حل مشکل انسان را دارد و اگر مشکل فردی حل نشد به دلیل مصلحت الهی است و قطعا در زمان دیگری برایش به گونه ای بهتر رقم خواهد و حکمت الهی را درک خواهد کرد.

 

شناخت خدا به اوصافی که در جامعه کبیره آمده و اعتقاد و ایمان به ویژگی ها چه رهاوردی برای انسان دارد؟

 

زندگی مومن یک سیر صعودی دارد که در کل زیارت جامعه کبیره این سیر مشهود است، خصوصا مقام شفاعتی که در این زیارت آمده و حضرت(ع) به آن اشاره می کند. بنابراین اگر زندگی مومن جایی دچار نقص شد و کمبودی را احساس کرد، بر اساس اعتقاد و اطمینان قلبی به خداوند می داند که قرار است امر بهتر و یا حداقل مثل همان چیز به او عطا شود.

 

یکی از اعتقاداتی که امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره مطرح می کند، باور به نبوت است، نبوت یعنی باور به اصل دین چراکه اساسا، پیامبر و نبی به پیام آوری اش معروف است. یعنی وقتی که بحث نبی مطرح می شود اولین چیز آن است که کسی از طرف خدا پیام یا امانتی را برای بشر آورده است؛ بشری که اعتقاد به این نبی پیدا کند، نسبت به دین امانتدار است.

 

اعتقاد به نبوت سبب می شود که انسان حاضر شود تمام هستی اش را فدای دین کند همان طور که امام حسین(ع) نشان داد که می توان چنین بود. از همان ابتدای زیارت نامه می خوانیم «السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ»؛ این توصیف و عبارت یعنی شما روی دین پیامبر(ص) محکم ایستاده و زندگی خود را بر محور دین تنظیم کرده اید نه بر محور امیال و خواسته های شخصی.

 

این سبک زندگی مهم است چون غالب ما در زندگی ابتدا به این می اندیشیم که چه طور زندگی کنیم بعد درصدد تطبیق دین با زندگی مان برمی آییم! اما امام زندگی را جدا از دین نمی داند و زندگی را بر محور نبوت و دین ترسیم می کند، در جامعه کبیره دنیا هم خواسته می شود ولی دنیایی که بر محور دین است.

 

با توجه به اینکه در آستانه عید غدیر قرار گرفته ایم، آیا در زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع) نسبت به مساله امامت و ولایت اشاره ای شده است؟

 

بله، بحث اعتقاد به کلیت امامت در این زیارت مطرح شده است. در مورد امامت در زندگی دو سیر را می توان مطرح کرد یا دو نوع حرکت که انسان برای رسیدن به مقصد ذیل پرچم امامت باید داشته باشد.

 

حرکت اول حُبی است و حرکت دوم حرکت محبوبی است. حرکت حُبی به این معنا که هیچ حرکتی از هیچ شخصی در عالم صورت نمی گیرد مگر آنکه یک محبتی در ضمن اش وجود داشته باشد؛ برای مثال اگر طفل به سمت سینه مادر حرکت می کند، علت این است که میل به بقا دارد و می خواهد زنده باشد، اگر کسی کار می کند دلیل آن است که می خواهد زندگی و امرار معاش کند، اگر زنی برای زندگی تلاش می کند برای آن است که به همسر و فرزندانش محبت دارد.

بنابر این، حرکت در نظام آفرینش بر اساس محبت است، البته آن محبت گاهی محبت مادی و دنیای و گاهی معنوی است، گاهی محبت، محبت محبوب است نه محبت به خود؛ چون در زندگی مادی معمولا محبت به خود مطرح است، یعنی اگر خودم رشد کنم و بتوانم به جایگاه اجتماعی برسم یک کارهایی انجام می دهم. در مقابل اما یک سری محبت ها، محبت محبوب است یعنی فرد کاری می کند تا محبوب خوشحال شود، عشق مجنون به لیلی در حقیقت محبت مجنون به خودش است چون می خواهد خودش به آرامش برسد.

ولی در یک مرتبه ای ای دیگر محبت نفس مطرح نیست بلکه محبت او مطرح است:

گر از دوست چشمت بر احسان اوست                   تو در بند خویشی نه در بند دوست

 

اما عشقی که برای محبوب باشد ولو اینکه محبوب هیچ توجهی هم نکند، منظور نظر ماست. در زیارت جامعه کبیره این نوع از محبت پررنگ می شود، یعنی عشقی که اهل بیت(ع) به خداوند داشتند و نه به خاطر چشمداشت که به خاطر خود خدا به حضرت حق محبت داشتند.

 

پس در حرکت حُبی اگر شخص به این مرتبه برسد که به خاطر خودِ خدا عملی را انجام دهد آن وقت حرکت محبوبی ایجاد می شود. حرکت محبوبی حرکتی است که محبوب یا معشوق دست عاشق را می گیرد و به سمت خودش حرکت می دهد. در زیارت جامعه کبیره به این قضیه اشاره شده است، از قرآن می توانیم برداشت کنیم که این حرکت محبوبی به دست امام صورت می گیرد، یعنی اگر خدا بخواهد دست کسی را بگیرد به واسطه «ولی» این کار را می کند.

 

پس در حرکت محبوبی امام کاری می کند که سالک بدون آنکه متوجه شود به مقصد برسد، به بیان دیگر کسی که در حرکت حُبی با امام بیعت می کند و دست به دست امام می دهد ثمره اش این می شود که در مسیر زندگی خود به سمت نور حرکت می کند یعنی امام دست اش را می گیرد و از آن ظلمت کده غیرخدا نجات می دهد.

 

آیا جامعه کبیره راه و رسم این حرکت محبوبی را به ما نشان می دهد؟

 

بله؛ برای رسیدن به این حرکت محبوبی امام هادی(ع) چند راهکار را در زیارت جامعه کبیره مطرح می کنند.

 

کار اول اقرار به مقامات اهل بیت(ع) است، وقتی که اقرار به مقام امام(ع) کردید این اقرار یعنی خضوع در برابر امام، اقرار به مقام یعنی خضوع در مقابل امام، این خضوع در مقابل هر مقام از مقامات امام باعث می شود که درب آن مقام به روی انسان باز شود؛ یعنی اگر به مقام عالم بودن امام اقرار کردید در علم به روی شما باز می شود. اگر به مقام قدرت امام اقرار کردید آن وقت قدرت امام شامل حال شما هم می شود، اگر به مقام جود و کرم امام اقرار کردید آن کرم و جود درب اش به روی شما گشوده می شود.

 

حال اگر کسی این اوصاف امام را در خودش متجلی کند هر بدی از وجودش خواهد رفت. به این معنا که وقتی نور به یک وجودی بتابد همه ظلمت ها از بین می رود. به همین دلیل است که بعد از اقرار به مقامات امام در این زیارت می گوییم: خداوند شما را از هر رجسی پاک کرد و ما با اقرار به این که امام مطهر و پاک است خود را تطهیر می کنیم.

 

اما مساله دیگر این است که وقتی در حوزه ولایت ولایت امام قرار گرفتیم و به آن اقرار کردیم در واقع در حوزه محبت امام قرار گرفته ایم. نتیجه چنین زندگی که بر اساس رضایت امام(ع) باشد، شفاعت است. اساسا شفاعت یعنی همراهی، یعنی جفت شدن، یعنی یکی شدن، شفع یعنی جفت، یعنی به هم رسیدن، در اینجا می گوییم خدایا اکنون که من این مقدمات را رعایت کردم، مرا شفع امام کن، نه فقط در آخرت که در دنیا، شفاعت در این دنیا هست و در آخرت هم هست، یعنی در هم در این دنیا همراه با امام باشم و هم در آخرت.

 

ثمره این زندگی با ویژگی هایی که یاد کردید در زیارت جامعه کبیره چگونه بیان شده است؟

 

ثمره این زندگی «رجعت» می شود که در زیارت جامعه کبیره چندین جا اشاره شده است؛ از جمله اینکه خدایا! مرا در دولت اهل بیت(ع) باز گردان. این عالی ترین مقصدی است که یک زندگی می تواند به آن ختم شود.

ثمره این می شود که پایان زندگی شخص همراهی با امام در دوران رجعت است که اهل بیت(ع) نیز به دنیا بر می گردند، این یک نمای کلی از سبک زندگی در زیارت جامعه کبیره است.

کد خبر 723995

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha