خبرگزاري شبستان-مازندران؛
اميري و اميري خواني نوعي جريان شعري در مازندران است كه در ميان مردم اين مرز و بوم رواج يافته و با هيچ پديده فرهنگي تأثيرگذار ديگري در آداب و رسوم اين ديار قابل قياس نيست به نحوی که در حال حاضر بخشی از فرهنگ عمومی آنان شده است.
اميري خوانان اين دلباختگان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) با الهام از بارقه ي فتوت، جوانمردي، راوی اوصاف ابر مرد تاريخ مولاي متقيان علي (عليه السلام) و فرزندان پاك و معصوم آن حضرت هستند.
قرنهاست كه اميري خواني يا اميري سرايي به تأسي از امير «امير پازواري از شعراي بنام و بزرگ تبري سرا» در مازندران رواج دارد و مردم بسياري از ضرب المثلها و يا اشعار محلي را در مراسم عروسي و عزا از ديوان «كنزالاسرار» امير، انتخاب ميكنند.
مردم مازندران از پير و جوان با اشعار امير مأنوس هستند و «اميري خواني» در حقيقت آينه آمال و آرزوها و زبان مردم مازندران و كساني است كه به زبان تبري تكلم ميكنند، است.
اميري خواني تجلی ارادت و اخلاص مازني ها به ائمه اطهار(عليهم السلام)
عيسي محمدی فيروزجايي، كارشناس فرهنگي و مدرس دانشگاه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري شبستان اظهار داشت: به گواه تاریخ، شمال ایران اسلام را با رنگ و بوی شیعی و علوی پذیرفته و در اعتلا و گسترش آن نیز از جان و دل مایه گذاشته است. این ارادت و دلداگی، این خلوص و پاکی، این عشق و فداکاری چیزی نیست که فقط در لابلای سطور کتاب قطور تاریخ مانده باشد بلکه در ضمیر و باطن مردمان این دیار نقش بسته و همواره در زندگی آنان جریان داشته است که اشعار امیری، نمونه ای گویا از عرض ارادت و نمایش محبت به ساحت ائمه اطهار(عليهم السلام) و آموزه های فرهنگ شیعی است که به یکی از شاخصه های مهم فرهنگ عامه در این مناطق نیز تبدیل شده است.
وي از امیر پازواری به عنوان شاعر نامدار و عارف دلسوخته خطه مازندران ياد كرد و گفت: شخصی به نام امیر پازواری در اواخر دوره صفویه در پازوار مازندران زندگی می کرده که نگاهی عارفانه و عاشقانه به زندگی داشته و دریافت های قلبی و درونی خویش را در قالب لطیف ترین و زیباترین وجه ممکن به صورت شعر سروده و مبدع سبک جدیدی در ادب عامه تحت عنوان « امیری » شده که استقبال بی نظیر جامعه را نیز به همراه داشته است.
محمدی فيروزجايي با اشاره به رواج جریان شعری تحت عنوان امیری در خطه شمال ایران و محبوبيت و جایگاه خاصی اين اشعار در نزد مردم، تصريح كرد: این جریان شعری را نباید متعلق به زمان و شخص خاصی دانست و آنرا محدود به شهر و دیاری نمود بلکه در نگاه عام، اینگونه اشعار را باید آیینه ایی از تجلی ارادت و اخلاص مردمان این سامان به ائمه اطهار(عليهم السلام) و پیروی عملی از فرهنگ شیعی دانست.
وي افزود: گستره نفوذ جریان شعری امیری، فراتر از محدوده مازندران مرکزی است به عنوان مثال، در سال های اخیر، دیوان اشعار امیر پازواری به تصحیح و ترجمه دکتر منوچهر ستوده و محمد داودی درزی کلایی انتشار یافت که کتابت نسخه اصلی آن در دوره قاجاریه در آبادی « لنگا » از توابع شهرستان عباس آباد در غرب مازندران صورت گرفته است یا خواندن اشعار امیری در گیلان را می توان ذکر کرد.
«امیری» میراث ماندگار فرهنگ عامه شمال ایران و بازتاب دین مداری مردمان اين ديار
فيروزجايي همچنين درخصوص گسترش دامنه نفوذ اشعار اميري در سرزمين گيلان، عنوان داشت: پژوهشگر معروف معاصر گیلان، مرحوم پاینده لنگرودی در کتاب ارزشمند « فرهنگ گیل و دیلم » ذیل مدخل « آبریزان » آورده است که مردم گیلان بویژه کوه نشینان رسم دارند تا در جشن « تیرماه سینزه » در کنار دورهم نشینی و صرف آجیل و تنقلات جشن، به خواندن اشعار امیری بپردازند که حال و هوای اشعار و ترانه های امیر پازواری را دارد یا اشعاری خوانده می شود که منسوب به امیر پازواری هستند.
وي اظهار داشت: این مستندات ما را به این نتیجه می رساند که با یک جریان شعری تحت عنوان « امیری » روبرو هستیم که تمیز و تشخیص سرایندگان واقعی اشعار چندان مممکن نیست چنانکه در حوالی نوشهر و کجور، اشعاری به سبک و سیاق امیری خوانده می شود که به عقیده برخی از پژوهشگران، متعلق به شاعر آن منطقه یعنی « رضا خراط » است.
محمدی فيروزجايي با بيان اينكه جریان شعری «امیری» میراث ماندگار حوزه فرهنگ عامه شمال ایران بالاخص مازندران است، افزود: اين جریان شعری که بخش مهمی از فرهنگ عمومی شده، بازتاب دین مداری و تجلی ارادت قلبی و درونی مردم به ائمه اطهار(عليهم السلام) بویژه امیر مومنان حضرت علی (عليه السلام) و فرهنگ شیعی است.
وي با اشاره به اينكه جریان شعری «اميري» زیباترین و ناب ترین اندیشه ها را به زبانی ساده و رسا و بیانی شیوا در حریر زیبای شعر تقدیم خیل مشتاقان نموده، خاطرنشان كرد: اين جريان شعري با کارکردهای تعلیمی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و ... نقش بارزی در تثبیت و اشاعه معارف الهی و نهادینه سازی آن در بطن فرهنگ عمومی مردم داشته است.
ورود اميري خواني به مجلس تعزيه دو طفلان مسلم/خواندن اشعاردر وصف اهل بيت(ع) شمالي ها طرب انگيز است
مهران اسماعيل تبار، منتخب جشنواره اميري خواني با اشاره به پيشينه حدود400-500 سال اميري خواني در شمال ايران به ويژه در مازندران، به خبرنگار خبرگزاري شبستان گفت: چوپانان و كشاورزان دو بيتي هايي از اشعار اميرپازواري را با آهنگ و ملودي زيباي اميري مي خوانند.
وي با بيان اينكه اميري خواني در ييلاقات مازندران با نواي سوزناك ني و لَله وا بر سر زبان بسياري از مردم به ويژه نشاگران و درو گران و چوپانان جاري است، افزود: اميري و كتولي نوعي از ترانه هاي محلي اين سرزمين در مدح و منقبت ائمه اطهار(عليهم السلام) هستند كه حدود 45سال و يا بيشتر در مازندران عمومی تر شده و پير و جوان آن ابيات عاشقانه و عارفانه را زمزمه مي نمايند.
اسماعيل تبار با اشاره به بهره گيري تعزيه خوانان عزاي سيد و سالار شهيدان از اميري خواني، تصريح كرد: شبيه خوانان و تعزيه خوانان مازندراني در تعزيه دوطفلان مسلم از اشعار امير پازواري استفاده مي نمايند بدين ترتيب كه در مواجه محمد و ابراهيم فرزندان مسلم بن عقيل با مرد چوپان در بيابان، قبل از ورود طفلان به ميدان شبيه خواني و بر خوردشان با چوپان، شبيه چوپان با لباس چوپاناني لَله وا ( ني چوپاني ) اشعاري سوزناك را در وصف رسول خدا، حضرت علي، امام حسين و كربلا مي خواند.
وي با بيان اينكه اميري خواني عموما در مدح و منقبت مولاي متقيان علي(عليه السلام) و فرزندان پاك و معصوم آن حضرت است، گفت: خواندن اشعاري در وصف اهل بيت(عليهم السلام) همواره براي مردمان شمال طرب انگيز و دلنشين است.
اميرپازواري شاعرِ زاهد و عارف
استاد رحمت الله حسن پور، یکی از شعرای بنام مازندارنی با اشاره به اینکه امیری خوانی بطور اعم در مازندران تاریخ مشخصی ندارد، به خبرنگار خبرگزاری شبستان در ساری گفت:این قالب شعری در دیلمان یعنی بخشی از گیلان و طبرستان دیروز تا فرازی از سلسله جبال البرز و در بخش مهمی که از قومس قدیم که امروز نا استان سمنان را یدک می کشد،متداول بود و بطور اخص با مطرح شدن نام امیرپازواری که در دربار ناصرالدین شاه به «شیخ العجم» اشتهار داشت در مازندران بومی تر شد.
وی اظهار داشت: امیر اهل پازوار بابل(بارفروش قدیم بود) و در مورد زندگی او نقل می کنند که کشاورزی بَلوُ بدست بود (بیل شالیزار) و این بیل تمام دارائی او بود.
حسن پور درخصوص شعرگویی این مرد وارسته که بطور معجزه آسائی به سرایش اشعار می پردازد، بیان داشت: می گویند سواری از کنار باغ امیرپازواری عبور می کرد و به امیرگفت خربزه ای به من بده تا از تشنگی نجات یابم امیرگفت هنوز بوته هایش سبز نشده و فصل رسیدن آن نیست. سوار به امیر می گوید باغت پر از هندوانه و خربزه است از من دریغ می کنی؟ وقتی امیرنگاهی به باغ انداخت آنرا پر از خربزه و میوه های متفاوت دید سپس دو دستی خربزه ای را به سوار تقدیم داشت که آن مرد نیمی را خورد و نصف دیگر خربزه را به امیر داد.
نَفَس امیری خوان به علی بن ابیطالب بند است/آميختگي اميري خواني با تغزيه
وی ادامه داد: می گویند بعد از آن امیر بی سواد روستائی به امیرخوانی پرداخت و در هر یک از ابیات خویش نام مولای متقیان علی (علیه السلام) را بر زبان جاری ساخت.
حسن پور با اشاره به جایگاه امیری خوانی در بین مردمان سرزمین مازندران، گفت: اشعار امیرخوانی بعد ها در بین مردم زبان به زبان گشت و حتی ملودی های عارفانه و عاشقانه ای پیدا کرد مانند داستان امیر و گوهر که دارای محتوای عاشقانه و عارفانه خوبی است.
وی با اشاره به آمیختگی اشعار امیری خوانی با تعزیه خوانی، تصریح کرد: در گذشته تعزیه خوانان برای آماده کردن ذهن تماشاگران تعزیه از افراد خوش صدا و خوش الحان برای امیری خوانی استفاده می کردند تا جاییکه امیرخوانی حکمت آمیز شد و اشعار حکیمانه هم در عین سادگی در اشعار امیرپازواری زمزمه می شد.
امیرگته که روز روزها بَووشه قاضی محمد و حاکم خدا بوَوشه
سنگ و ترازوی اونجه بپا بَووشه ثواب و گناه از هم جدا بَووشه
حسن پور با اشاره به ورود اشعار عاشورایی در قالب امیری خوانی، گفت: امیرخوانان با الهام از داستان آمدن شمر به کربلا و مظلومیت حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) به جایگاه قابل توجهی در تعزیه خوانی دست یافتند.
وی با توجه به تاریخ پیدایش امیری خوانی، خاطرنشان کرد: امروز آنچه مسلم است نَفَس امیری خوان به علی بن ابیطالب بند(مرتبط) است.
به گفته حسن پور تا نَفِس تو کَشِنه گالش و چپّون گلی لَله وازنده بیابون دِله نومِ علی
وی تصریح کرد: بیابان در بیابان، صحرا به صحرا اشعار امیر در نفس نی نوازان و با صوت محلی «لَله وا» در زندگی مردم فراگیر شد تاجاییکه با اعتقادات توده های مردم نیز ممزوج گردید.
نماشون سر ویشه بهیّه خاموش مستِ بلبلِ ناله بمو منه گوش
نامردِ فلک حلقه دَ کُرده مه گوش وِنه بَمِردن بوردن چهارکسِ دوش
در اینجا اشاره به پایان زندگی و مُردن دارد که بالاخره آدم باید بمیرد و بر دوش مردم بخاک سپرده شود.
حسن پور در جائی دیگر می گوید:
امیربهوته کهنه رباط رِ کورمه قلم آبنوس خالی دوات رِ کورمه
صد دل به غم و یکدل به شاد رِ کورمه بَمِردِ روز داد و بیداد رِ کورمه
در اینجا امیر به بی وفائی دنیا اشاره دارد که روز مرگ شیون کشیدن و آه کشیدن فایده ای ندارد باید قدر یکدیگر را بدانیم تا به روز مرگ فریادمان بلند نشود.
وی همچنین با بیان اینکه اشعار مذهبی در رگ و پوست و استخوان مردم مازندران ریشه دوانیده است، گفت: امیر می گوید:
آسمون سر بدیمه یک ستاره قنبر به جلو شاه مردون سواره
ای شاه مردون هاده مه مدعی رِ کشه بزنم قبر امام رضا رِ
در این ابیات نیز امیر به علی (علیه السلام) به عنوان شاه مردان اشاره دارد و از او می خواهد که زیارت امام هشتم غریب خاک خراسان را روزی او قرار دهد.
حسن پور با اشاره به اینکه حلقه های انس و الفت در ابیات امیر فراوان یافت می شود، اظهار داشت:بطور کلی در فرهنگ مردم مازندران امیری خوانی در تیرماه سیزده شو یعنی سیزدهمین شب از تیرماه تبری مصادف با 13آبان شمسی هر سال بر زبان ها جاری می شود.
وی افزود: مازندرانی ها تا پاسی از شب بیدار می مانند و بر این باورند که با این کار رونق و فراوانی و خوشبختی در طول سال به سراغ خانواده هایشان می آید؛ در این شب طولانی خانواده ها با دعوت از فامیل خوش الحان و دور هم نشینی به امیرخوانی می پردازند.
حسن پور با بیان اینکه در گذشته برخی از مازنی ها روز 12تیرماه به گورستان ها و زیارتگاه ها می رفتند و نیز به یاد گذشتگان خودخیرات و صدقات می دادند، گفت: در این روز امیرخوانان در جمع مردم با خواندن اشعار عبرت آموز از گذشتگان با ملودی امیری به مردم پند و اندرز می دادند.
وی با اشاره به همت هنرمندان مازنی جهت حفظ و احیای این قالب شعری، یادآورشد: در سال های اخیر جشنواره های امیری خوانی در صدا و سیمای شبکه طبرستان برگزار شده و اهل فن به جمع آوری اشعار امیرپازواری نیز همت گماردند.
پایان پیام/
گزارش:سودابه احمدپور ملكشاه
نظر شما