یه گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، شیخ مرتضی زاهد در سال ۱۲۴۷ هجری شمسی در تهران و در محله حمام گلشن متولد شد. پدرش، آخوند ملاآقابزرگ، از وعاظ و روضهخوانهای شناختهشده تهران بود و «مجدالذاکرین» لقب داشت. شیخ مرتضی آموزشهای مقدماتی را نزد پدر و برخی فضلای تهران آغاز کرد و سپس در مدرسه مروی به تحصیل علوم دینی پرداخت. در ادامه نیز از محضر استادانی همچون آیتالله سیدعبدالکریم لاهیجی و شیخ فضلالله نوری بهره برد.
با وجود جایگاه علمی و استادانی که از محضر آنان بهره برده بود، آنچه در شخصیت شیخ مرتضی بیش از هر چیز برجسته شد، بیادعایی و توجه او به مردم بود. او خود را بیش از آنکه یک عالم صاحب عنوان بداند، واعظی برای مردم و خادمی در مسیر تعلیم و تربیت آنان میدانست و از اظهار فضل و خودنمایی پرهیز میکرد.
محراب؛ محل ارتباط با مردم
مسجد در سیره شیخ مرتضی زاهد جایگاه ویژهای داشت. او سالها در یکی از شبستانهای مسجد جامع تهران در بازار، اقامه جماعت میکرد و حتی نماز ظهر را با فاصلهای از اذان برگزار میکرد تا کسانی که به هر دلیل نتوانسته بودند در دیگر نمازهای جماعت حاضر شوند، امکان حضور در نماز جماعت را داشته باشند. این شیوه نشان میدهد که برای او مسجد باید در دسترس مردم باشد و امام جماعت نیز خود را با شرایط زندگی آنان هماهنگ کند.
اما فعالیت او در مسجد به اقامه نماز محدود نمیشد. بخش مهمی از حضور اجتماعی شیخ مرتضی زاهد به وعظ، بیان معارف دینی و تربیت اخلاقی مردم اختصاص داشت. در کنار برنامههای مسجد، خانه او نیز محل رفتوآمد مردم و بهویژه جوانانی بود که برای آشنایی بیشتر با معارف دینی و اخلاقی نزد او میآمدند. او جلسات متعددی برای تعلیم و تربیت برگزار میکرد و تلاش داشت مفاهیم دینی را با زبانی ساده و قابل فهم برای مردم بیان می کرد.
عنوان «زاهد» برای او صرفاً یک نام نبود؛ مردم این عنوان را به دلیل سبک زندگی و بیاعتنایی او به مظاهر دنیا دربارهاش به کار میبردند. در گزارشهای مربوط به زندگی او، از خانه ساده، قناعت و پرهیز از تجمل به عنوان ویژگیهای برجسته زندگیاش یاد شده است. حتی هنگامی که برخی دوستان و بازاریان قصد داشتند برای آسایش بیشتر او در خانهاش حمام احداث کنند، این پیشنهاد را نپذیرفت و شرایط زندگی خود را از مردم عادی جدا نکرد.
این سادهزیستی در رفتار روزمره او نیز دیده میشد. از او به عنوان عالمی یاد شده که تلاش میکرد کارهای شخصی خود را انجام دهد و خود را سربار دیگران نکند. برای او زهد، تنها کنار گذاشتن مظاهر دنیا نبود؛ بلکه نوعی سبک زندگی بود که در رفتار، معاشرت و ارتباط با مردم نیز خود را نشان میداد.
اخلاق؛ از حقالناس تا دقت در سخن
یکی از ویژگیهای اخلاقی برجسته شیخ مرتضی زاهد، حساسیت نسبت به حقالناس بود. در نقلهای مربوط به سیره او، بر رعایت حقوق مردم و مقدم دانستن ادای بدهی بر برخی کارهای مستحب تأکید شده است. همچنین در برگزاری برنامههای مذهبی، حتی رضایت همسایگان را مورد توجه قرار میداد و معتقد بود برای ایجاد مزاحمت احتمالی باید پیش از برگزاری مراسم از آنان اجازه گرفت.
دقت او در بیان مسائل دینی نیز قابل توجه بود. در نقلی از حجتالاسلام عالی آمده است که اگر متوجه میشد مسئله شرعی را اشتباه بیان کرده، برای اصلاح آن به سراغ افرادی میرفت که سخنش را شنیده بودند تا اشتباه خود را تصحیح کند. این رفتار را میتوان نمونهای از مسئولیتپذیری یک امام جماعت در برابر مردم و سخنی دانست که در محراب و منبر بیان میکند.
ایشان خداترس بودند و در اعمالشان اخلاص داشتند. هیچ کاری را به هوای نفس انجام نمیدادند. هر کس با ایشان اندکی معاشرت میکرد به خوبی برایش مسجل میشد که این بزرگوار فقط خدا را در نظر دارد و به دنبال شهرت و مقام نیست. گاهی در مجالس سخنرانیشان وقتی مردم از کنارشان عبور میکردند و با ایشان سلام و احوالپرسی میکردند زیر لب میگفتند: «خدایا! مردم مرا بیش از یک روضهخوان ندانند و نشناسند». مرحوم حاج غلامحسین عسکری که از انسانهای پاکدامن و محترم بودند، تعریف کردهاند: «قصد تشرف به حج را داشتم. مرحوم شیخ مرتضی زاهد به دیدن من آمدند و گفتند وقتی به محضر رسولالله مشرف شدید پیغام مرا به ایشان برسانید و بگویید مرتضی عرض میکند آیا راه و رسم من مورد پسند شما هست یا نه؟» مرحوم حاج غلامحسین عسکری میگفتند: «وقتی تشرف به مدینه حاصل شد یک شب در عالم رویا دیدم از طرف پیامبر اکرم قرآنی آورده شد و فرمودند این را به شیخ مرتضی بدهید تا صفحهی اول آن را امضا کند. وقتی قرآن را باز کردم در صفحهی اول امضاهای متعددی از بزرگان مشاهده کردم و گفته شد به شیخ زاهد بگویید باید در کنار اسامی آن بزرگان قرآن را امضا کند. تعبیر این خواب این بود که رفتار و اعمال ایشان مطابق قرآن است.
نخستین توصیهی ایشان برای هر کسی که میخواست دستورالعمل بگیرد، رعایت حریم شرع و واجبات بود. انجام واجبات و ترک محرمات نخستین و آخرین قدم برای سلوک است. روش و سیره وی چیزی جز عمل به دستورات شرع مقدس و توجه کامل بر انجام واجبات و ترک محرمات نبود. ماجرای آیتالله حقشناس که در سالهای جوانی یک شب در خواب شیخ مرتضی زاهد را میبینند و ایشان آیتالله حقشناس را به ترک محرمات و انجام واجبات توصیه میکنند معروف است.
ایشان در خواب میبینند همراه آقا و چند نفر دیگر از بازار واردمسجد میشوند و پیش میروند تا به حوض بزرگ صحن میرسند که یخزده بود. شیخ مرتضی پا روی یخ میگذارد و بدون واهمه از شکستن یخها از روی حوض عبور میکنند و به آن سوی حوض میروند اما آیتالله حقشناس و بقیه جرات نمیکنند از روی حوض رد شوند. بنابراین حوض را دور میزنند و خود را به ایشان میرسانند. آقای حقشناس در خواب از ایشان میپرسند شما چگونه به این مقام رسیدید؟ شیخ مرتضی در جواب میگویند اگر ترک محرمات کنید و واجبات را انجام دهید، به این مقام میرسید.
امام جماعتی که مسجد را به مردم نزدیک میکرد
در سیره شیخ مرتضی زاهد، محراب از مردم جدا نبود. نماز جماعت، وعظ، تربیت اخلاقی، ارتباط با جوانان و پاسخگویی به نیازهای دینی مردم در کنار یکدیگر قرار داشتند. به همین دلیل، مسجد در زندگی او تنها یک مکان برای برگزاری مراسم نبود؛ بلکه پایگاهی برای ارتباط مستمر با مردم و تربیت آنان بود.
شیخ مرتضی زاهد را میتوان از چهرههایی دانست که «امام جماعت بودن» را فراتر از ایستادن در محراب تعریف کردند. حضور در میان مردم، سادهزیستی، پرهیز از تجمل، توجه به حقالناس و تربیت اخلاقی، مجموعهای از ویژگیهایی بود که نام او را در خاطره مذهبی تهران ماندگار کرد.
از همین منظر، روایت زندگی او در مجموعه «ستارگان محراب» بیش از آنکه صرفاً بازخوانی زندگی یک عالم باشد، یادآور این حقیقت است که مسجد زمانی در متن زندگی مردم قرار میگیرد که امام جماعت آن، خود را در کنار مردم و همراه آنان بداند.
نظر شما