خبرگزاری شبستان - کریم عباسپور: در میان هیاهوی روزگار و گرد و غبار میدانهای خبر، وقتی قلمی به نیت روشنایی بر کاغذ میغلطد، دوربینی در پی ثبت حقیقت شاتر میزند و یادداشتی از عمق دل، رمز بصیرت میشود، آنگاه راویان نه فقط ناظران که خود، ستونهای فتح و بیداریاند. و اینک در سرزمینی که تاریخ را با اولینهایش رقم زدهاند، نشان افتخاری بر سینهشان نشسته است؛ نشانی از جنس نور، به نام راویان بعثت مردم.
تبریز، شهر اولینها، این بار نیز پیشگام شد؛ در میانهای که بیسابقه بود. برای نخستینبار، سپاه سرافراز عاشورا با درکی عمیق از نقش رسانه در تداوم انقلاب، دست به ابتکاری زد که نه تقدیر صرف، که تجلی سپاس از مجاهدان عرصهی قلم و تصویر بود. این نشان، بیش از آن که فلزی باشد بر جامه، حماسهای ماندگار است از پاسداری از حقیقت؛ حقیقتی که در کوران حوادث، با نفس راویان زنده میماند.
و چه زیبا و پربرکت که این نشان بینظیر، در شهر اولینها، بر سینهی اصحاب رسانه نقش بست؛ نشانی که خود، روایتگر غیرت این سرزمین است و هر خط و نگین آن، حکایتی از ایثار و بیداری را در دل دارد. آن لحظه که نشان بر سینهها نشست، نه یک مراسم، که میثاقی دوباره بود میان راویان و آرمانهای بعثت؛ میثاقی که یادآور شد هر کلمه، هر تصویر و هر تحلیل، امانتی است در مسیر بیداری جامعه. روایت این نشان، خود، حماسهای است که از تبریز آغاز شد و قرار است تا همیشه، زنگِ بصیرت بر دلها بنوازد.
این نشان، سند افتخاری است برای آنانی که با جان خویش، نبض مردم را روایت کردند و حماسهی صبوری و مقاومت را به جهان هدیه دادند. آری، راویان بعثت مردم، امروز با این نشان، نه فقط مفتخر که متعهدتر از همیشهاند؛ چرا که افتخار این نشان، بار مسئولیت را بر دوششان دوچندان میکند تا همچنان، پاسداران بیادعای حقیقت باشند. این نشان، فقط یک مدال نیست؛ خود، روایتی است از تعهد، غیرت و عشق به حقیقت که بر سینهها نقش بسته و هر بار که نوری بر آن میتابد، حماسهای دوباره زنده میشود.
و اینک در فرجامِ این حماسهی بیبدیل، پیامی از تبریز، مهد اولین تاری، به گوش جهانیان میرسد؛ فریادی که راویان سربلند این مرزوبوم، با قلمی آغشته به خونِ حماسه و دوربینی نشانهرفته بر حقیقت، برافراشتند تا ثابت کنند روایت، خود، میدان نبردِ دوم است. این نشان، فقط یک مدال نیست؛ پیامی است به تمام جهان که مردمِ سرزمینِ آفتاب، هرگز از روایت آزادگی دست نمیکشند؛ راویان ما، کشتینشینان طوفانهای خبرند و بعثتِ این ملت، در سینههایشان چون شعلهی طور، جاودان میسوزد.
به گوش تاریخ بسپارید: حماسهنگارانی که از تبریز برخاستند، نه برای تزیینِ سینه، که برای ثبت فردای روشن این مرزوبوم، سوگند دوباره خوردهاند و اینک، فریاد ایشان، طنین بیداری تمدنهاست. حماسهنگاری ما، پایانناپذیر است و راویان بعثت مردم، تا همیشه، پاسداران حقیقتاند؛ حقیقتی که از تبریز آغاز شد و به افقهای جهان خواهد پیچید. نشان راویان، خود، روایتگر این مسیر بیپایان است؛ مسیری که در آن، هر سینهای که این نشان بر آن نشسته، چون منارهای است که فریاد بیداری را تا ابد، به آسمان تاریخ میفرستد.
درود بر این پیشگامیِ ماندگار، درود بر تبریزِ همیشهی اول، و درود بر این نشان جاودان که حماسهای از جنس نور را بر سینهی راویان، برای همیشه تاریخ، ثبت و حک کرد؛ حماسهای که هوش از سر هر شنوندهای میرباید و روح بیداری را در تمامی اعصار، جاویدان میسازد.
نظر شما