تأکید رهبری بر توجه فراراهبردی به فرهنگ، نقشه راه تمدن نوین اسلامی است

دکتر بنیانیان با تأکید بر اینکه توجه فراراهبردی به فرهنگ، ناظر بر همه عرصه‌های حکمرانی است، گفت: فرهنگ صرفاً به برگزاری مناسک دینی محدود نمی‌شود، بلکه باید در رفتار مدیران، نحوه ارائه خدمات، تصمیم‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی روابط سازمانی تجلی پیدا کند؛ چراکه مردم بیش از آنکه سخنان ما را بشنوند، آثار فرهنگ را در رفتار و عملکرد مسئولان لمس می‌کنند.

دکتر «حسن بنیانیان»، کارشناس و تحلیل گر فرهنگی و عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان، در خصوص تبیین پیام آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب مبنی بر توجه فراراهبردی به فرهنگ گفت: این نگاه، همان نگاه امام شهیدمان است که ایشان در سال ۱۳۸۱ نیز به‌صورت جدی مطرح کردند. حضرت آقا حدود یک ساعت و نیم در شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره این موضوع بحث کردند تا مخاطبان اصلی انقلاب فرهنگی، نگاه جامع‌تری نسبت به کارکرد فرهنگ پیدا کنند و متوجه داد وستد میان فرهنگ و همه عرصه‌های زندگی جامعه شوند.ایشان به‌صورت مصداقی فرمودند: وقتی ساختمانی می‌سازیم، با این اقدام یک پیام و اثر فرهنگی تولید یا اشاعه می‌دهیم؛ وقتی در حوزه تولید فعالیت می‌کنیم نیز در حال تولید و اشاعه یک فرهنگ هستیم. حتی زمانی که در روابط خارجی اقدام جدیدی انجام می‌دهیم، در حال ساختن یک فرهنگ هستیم.

وی افزود: در واقع، این پرسش مطرح می‌شود که فرهنگی که باید در اقتصاد، سیاست، ساختمان‌سازی، کشاورزی، مسائل امنیتی و سایر حوزه‌ها جریان داشته باشد، چگونه باید هدایت شود؟ بنابراین، همه مدیران مخاطب این نگاه هستند؛ چراکه هر مدیری در هر بخشی که فعالیت می‌کند، میان اقدامات سازمان تحت مدیریت او و فرهنگ جامعه یک دادوستد دائمی وجود دارد و این دادوستد باید شناخته و مدیریت شود.

تمدن‌سازی در ابتدا باید از شکل‌دهی به یک فرهنگ منسجم مبتنی بر مبانی مکتب آغاز شود؛ فرهنگی که سبک زندگی متناسب با آن را ایجاد کند و این سبک زندگی نیز در بلندمدت به تمدن نوین اسلامی تبدیل شود«توجه فراراهبردی به فرهنگ» ادامه همان نگاه امام شهید است

این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه طرح مسئله توجه فراراهبردی به فرهنگ از سوی رهبری، در حقیقت رهنمودی کلی و ادامه همان نگاه امام شهید است، گفت: اگر قرار است تمدن نوین اسلامی برپا شود، مقدمه آن داشتن یک سبک زندگی مبتنی بر باورها، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری برخاسته از آن باورهاست؛ تمدن‌سازی در ابتدا باید از شکل‌دهی به یک فرهنگ منسجم مبتنی بر مبانی مکتب آغاز شود؛ فرهنگی که سبک زندگی متناسب با آن را ایجاد کند و این سبک زندگی نیز در بلندمدت به تمدن نوین اسلامی تبدیل شود.

بنیانیان با تأکید بر اینکه برای تحقق این هدف باید نگاه نخبگان و مدیران جامعه نسبت به مفهوم فرهنگ تغییر کند، اظهار کرد: متأسفانه فرهنگ در ذهن بسیاری از نخبگان و مدیران جامعه تقلیل پیدا کرده و در عمل، آن را به برگزاری مناسک ارزشمند دینی محدود کرده‌ایم. البته این مناسک بسیار ارزشمند و مفید هستند، اما مسئله این است که محتوای اعتقادات، ارزش‌های اخلاقی و رفتاری دین باید در زندگی روزمره مردم نیز تجلی پیدا کند.

فرهنگ باید در زندگی روزمره مردم دیده و لمس شود

وی ادامه داد: برای تحقق این اتفاق، همه سازمان‌های اجرایی کشور باید فهم عمیق فرهنگی داشته باشند؛ یعنی نخست کارکردها و پیامدهای فرهنگی اقدامات خود را بشناسند و سپس در صورت نیاز آنها را اصلاح کنند.

عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نمونه‌ای از تأثیر رفتار دینی در زندگی مردم گفت: تصور کنید یک پزشک جراح متدین را وقتی می‌دانید این فرد به قیامت باور دارد، ناخودآگاه اطمینان پیدا می‌کنید که اگر پیشنهاد جراحی می‌دهد، انگیزه اصلی او کسب پول نیست. همین باور برای بیمار اعتماد، اطمینان و آرامش ایجاد می‌کند.زمانی که بیمار در عمل نیز می‌بیند پزشک بهترین ملاحظات را برای موفقیت عمل انجام می‌دهد و در برخورد اخلاقی نیز با مهربانی، حوصله و سعه‌صدر با او رفتار می‌کند، در واقع لذت و آثار دین را در رفتار یک پزشک با تمام وجود احساس می‌کند.

بنیانیان ادامه داد: همین مثال را می‌توان درباره یک مکانیک مطرح کرد. ممکن است فردی خودرو اش را نزد مکانیکی ببرد و مکانیک پس از بررسی بگوید مشکل خودرو چندان جدی نیست و ظرف ۱۰ دقیقه آن را برطرف کند. این مکانیک می‌توانست خودرو را نگه دارد و برای روز بعد ده‌ها عیب روی آن بگذارد و هزینه بیشتری دریافت کند، اما وقتی فرد متدین باشد، احساس می‌کند نباید وقت یک انسان را بیهوده تلف کند و می‌تواند با دریافت حداقل دستمزد، مشکل او را برطرف کند.

وی تأکید کرد: اگر اخلاق و ارزش‌های دینی همراه با رعایت احکام شرعی در رفتار یک مکانیک نیز دیده شود، مردم لذت دینداری را لمس می‌کنند. بهترین راه تبلیغ و اشاعه دین برای نسل جوان، این است که آثار حضور دین را در اخلاق و رفتار انسان‌ها لمس و احساس کنند.

رسالت دستگاه‌های فرهنگی، احیای رفتارهای مبتنی بر اندیشه دینی در تصمیم‌گیری‌های روزمره و لحظه‌ای مدیران است. اگر این مسیر اتفاق بیفتد، به‌تدریج در مسیر تمدن اسلامی حرکت خواهیم کرد و حتی آثار آن را در آرامش اجتماعی، اعتماد به نظام اجرایی و کاهش مشکلات اقتصادی نیز مشاهده خواهیم کرد

رسالت دستگاه‌های فرهنگی، تزریق نگاه فرهنگی به همه دستگاه‌هاست

این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه این نگاه باید از سوی مدیران در همه دستگاه‌های اجرایی کشور دنبال شود، گفت: این موضوع فقط وظیفه دستگاه‌های فرهنگی نیست. رسالت دستگاه فرهنگی این است که این نگاه را به وزارت کشور، وزارت بهداشت و درمان، وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌ها منتقل کند.

وی افزود: رسالت دستگاه‌های فرهنگی، احیای رفتارهای مبتنی بر اندیشه دینی در تصمیم‌گیری‌های روزمره و لحظه‌ای مدیران است. اگر این مسیر اتفاق بیفتد، به‌تدریج در مسیر تمدن اسلامی حرکت خواهیم کرد و حتی آثار آن را در آرامش اجتماعی، اعتماد به نظام اجرایی و کاهش مشکلات اقتصادی نیز مشاهده خواهیم کرد. این‌گونه نیست که اصلاحات فرهنگی حتماً یک فرآیند بلندمدت باشد و هیچ اثر فوری نداشته باشد. از همان لحظه‌ای که یک مدیر تلاش می‌کند کارکردهای فرهنگی سازمان خود را اصلاح کند، آثار مثبت آن نیز آغاز می‌شود.

این کارشناس فرهنگی ادامه داد: همان‌طور که وقتی دارویی مصرف می‌کنید، به‌تدریج شرایط بدن به حالت طبیعی بازمی‌گردد، در حوزه فرهنگ نیز اگرچه رسیدن به نتیجه نهایی زمان‌بر است، اما از همان ابتدای مدیریت فرهنگی یک سازمان، علائم مثبت مانند نشاط، روحیه و انگیزه در کارکنان ظاهر می‌شود.کارکنان به‌تدریج احساس می‌کنند با چنین مدیری راحت‌تر می‌توان کار کرد، راحت‌تر می‌توان از او انتقاد کرد و حرف خود را به او زد و به او اعتماد کرد.

وی ادامه داد: این زمانی اتفاق می‌افتد که کارکنان ببینند مسئله مدیر، پست و میز و اتاق و خودرو و امکانات مدیریتی نیست، بلکه او عاشق خدمت به مردم است. البته این مسئله را نمی‌توان صرفاً با زبان مطرح کرد؛ بلکه مدیر باید در عمل، فداکاری و خدمت به مردم را نشان دهد. زمانی که این رفتار در عمل دیده شود، موتور اصلاحات فرهنگی نیز آغاز به حرکت می‌کند.

بنیانیان با اشاره به کلامی از حضرت علی(ع) اظهار کرد: حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «الناس بأمرائهم أشبه منهم بآبائهم»؛ یعنی مردم به زمامداران و مدیران خود شبیه‌ترند تا به پدرانشان.علت این مسئله آن است که مدیران اجرایی فقط به‌صورت مستقیم رفتارسازی نمی‌کنند، بلکه از طریق نظام پرداخت، نظام تشویق، نظام آموزشی و حتی ساختار و تجهیزات سازمانی، تفکر خود را در مجموعه جاری می‌کنند.بدون اینکه کارمندان حتی متوجه باشند، ظرف مدت کوتاهی سبک مدیریتی مدیر به رفتار آنها منتقل می‌شود و این رفتار در برخوردشان با مراجعه‌کننده نیز خودش را نشان می‌دهد.

وی ادامه داد: برای مثال، وقتی مدیری با تواضع همکار خود را در اتاق می‌پذیرد، با او صادقانه گفت‌وگو می‌کند و به حرف‌هایش گوش می‌دهد، این رفتار بدون اینکه فرد به‌صورت آگاهانه درباره آن فکر کند، بر نحوه برخورد او با مراجعه‌کننده نیز تأثیر می‌گذارد.: اما اگر مدیر از موضع بالا و بدون رابطه عاطفی مناسب با کارمند خود برخورد کند، مدتی بعد این کارمند نیز ناخودآگاه همین رفتار را با مراجعه‌کننده تکرار خواهد کرد.

وی این نگاه را همان نگاه فرانهادی دانست که رهبری بر آن تأکید کرده‌اند و گفت: به نظر ما که سال‌ها در حوزه فرهنگ فعالیت کرده‌ایم، اگر این مسئله به‌درستی فهم شود، بخش قابل توجهی از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور نیز می‌تواند وارد مسیر حل شدن شود.

آموزش فرهنگی مدیران ارشد؛ گام نخست 

بنیانیان در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین چالش در مسیر تحقق این نگاه چیست، گفت: مهم‌ترین اقدام این است که نهادی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، مبتنی بر راهبرد کلانی که رهبری تعیین کرده‌اند، دوره‌های آموزش و تبیین فرهنگی را برای همه مدیران ارشد اجرایی کشور برگزار کند. وزرا، معاونان وزرا، استانداران، فرمانداران و مدیران کل باید در این دوره‌ها شرکت کنند و مفهوم فرهنگ به‌صورت کاربردی برای آنها تبیین شود. سپس هر یک از مدیران باید موظف شوند آنچه را آموخته‌اند، در سازمان تحت مدیریت خود به یک برنامه اجرایی و عملیاتی تبدیل کنند.

عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: باید به نقطه‌ای برسیم که مثلاً یک مرکزیت در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، برنامه وزارت کشور را برای تجلی این راهبرد تدوین و برنامه وزارت بهداشت و درمان را نیز برای عملیاتی شدن این نگاه مشخص کند. سپس باید پس از یک سال ارزیابی شود که این برنامه‌ها چه میزان اجرایی و عملیاتی شده‌اند. تنها در این صورت است که این حرف از حالت کلی‌گویی خارج شده و وارد سطوح عملیاتی و میدانی می‌شود و مردم نیز آثار آن را در زندگی خود لمس می‌کنند.

باید افرادی که مسئله فرهنگ را به‌خوبی می‌فهمند، به‌عنوان مدرس وارد این حوزه شوند و به مدیران آموزش دهند که فرهنگ چه دادوستدی با سازمان آنها دارد. اصولاً مدیریت به‌تدریج یک نوع تکبر ناخودآگاه در انسان ایجاد می‌کند و فرد احساس می‌کند خودش فرهنگ را می‌فهمد؛ در حالی که فرهنگ بر ما اشراف دارد و فهمیدن فرهنگ مستلزم آن است که فردی از بیرون بیاید و برای مدیر توضیح دهد که فرهنگ با سازمان او چه دادوستدی برقرار می‌کندبنیانیان با تأکید بر ضرورت استفاده از صاحب‌نظران این حوزه اظهار کرد: باید افرادی که مسئله فرهنگ را به‌خوبی می‌فهمند، به‌عنوان مدرس وارد این حوزه شوند و به مدیران آموزش دهند که فرهنگ چه دادوستدی با سازمان آنها دارد. اصولاً مدیریت به‌تدریج یک نوع تکبر ناخودآگاه در انسان ایجاد می‌کند و فرد احساس می‌کند خودش فرهنگ را می‌فهمد؛ در حالی که فرهنگ بر ما اشراف دارد و فهمیدن فرهنگ مستلزم آن است که فردی از بیرون بیاید و برای مدیر توضیح دهد که فرهنگ با سازمان او چه دادوستدی برقرار می‌کند.

این کارشناس فرهنگی افزود: تجربه ۳۰ تا ۴۰ ساله ما در تعامل با مدیران مختلف نشان داده است که گاهی مدیر دچار یک احساس کاذب از فهم فرهنگی نسبت به سازمان خود می‌شود و تصور می‌کند بخش کوچکی از فرهنگ را شناخته و همان قسمت را اصلاح می‌کند؛ در حالی که فرهنگ با همه اجزای یک سازمان اجرایی ارتباط دارد.

عملکرد دستگاه‌ها مستقیماً بر نگاه مردم به نظام اثر می‌گذارد

وی ادامه داد: اگر فرهنگ حاکم بر یک سازمان اصلاح شود، نقش آن سازمان در فرهنگ جامعه نیز اصلاح خواهد شد. برای مثال، وقتی فردی به شهرداری مراجعه می‌کند، نوع برخوردی که با او می‌شود می‌تواند نگاه او نسبت به مدیران و نظام را بهبود ببخشد یا تخریب کند. بنابراین باید با مثال‌های ملموس، توجه مدیران را به این موضوع جلب کرد و حتی از آنها خواست درباره سازمان خود مقاله‌ای بنویسند و توضیح دهند که فرهنگ چه تأثیری بر ساختار، تصمیم‌ها و عملکرد آن سازمان دارد. اگر این فهم فرهنگی از سطح حرف و کلی‌گویی به برنامه و عمل تبدیل شود، می‌توان امیدوار بود که آثار آن در میدان و در زندگی مردم دیده شود.

کد خبر 1901743

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha