خبرگزاری شبستان _خراسانجنوبی؛ فاطمه رحیمزاده - زندگینامه منتشر شده از شهید احمد آتشدست روایتگر زندگی جوانی است که از سالهای نوجوانی، مسیر مبارزه، ولایتمداری و مجاهدت را برگزید و سرانجام نیز در همین راه به شهادت رسید.
شهید آتشدست سال ۱۳۳۹ در خانوادهای مذهبی و متوسط دیده به جهان گشود و دوران تحصیل خود را با موفقیت پشت سر گذاشت، به گونهای که هوش، استعداد و نبوغ او زبانزد معلمان و دانشآموزان و علاقه به واجبات دینی و معارف اسلامی از همان سالهای کودکی در وجود او نمایان بود.
وی در سالهای پایانی دوران دبیرستان و همزمان با تبعید رهبر شهید به ایرانشهر، با معظمله آشنا شد و این آشنایی به دوستی و ارتباطی عمیق و ماندگار انجامید. شهید آتشدست در کنار رهبر شهید به فعالیتهای فرهنگی و مبارزاتی علیه رژیم پهلوی پرداخت و با وجود تهدیدها و فشارهای ساواک، از مسیر خود عقبنشینی نکرد.
شهید آتشدست پس از قبولی با رتبهای ممتاز در دانشگاه پزشکی اصفهان، همزمان با تحصیل در عرصههای مختلف فرهنگی و انقلابی حضوری فعال داشت و پس از آغاز دفاع مقدس نیز بارها راهی جبهههای نبرد شد و رشادتهای فراوانی از خود بر جای گذاشت.
بر اساس زندگینامه شهید آتشدست چهل روز پیش از شهادت، مراسم عقد شهید با یکی از دانشجویان همفکر و همراهش در بیت رهبر معظم انقلاب برگزار شد و خطبه عقد آنان توسط رهبر شهید جاری شد، پیوندی که تنها چند هفته بعد با عروج این رزمنده جوان به اوج ماندگاری رسید.
شهید احمد آتشدست سرانجام در ۲۰ بهمن ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی فکه و در جریان عملیات والفجر، پس از سالها مجاهدت و خدمت به اسلام، به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود دست یافت.
در بخشی از وصیتنامه این شهید آمده است: «سلام مرا به آقای خامنهای برسانید و به برادر خامنهای بگویید که احمد خلاف انتظار شما گامی برنداشت و همواره از رهنمودهای شما ممنون بود.»
روزهای تبعید رهبر معظم انقلاب در ایرانشهر، برای بسیاری از مردم این منطقه تنها یک مقطع تاریخی نبود، بلکه خاطراتی زنده و ماندگار از جلسات تفسیر قرآن، نمازهای جماعت و روشنگریهای انقلابی را در ذهن آنان ثبت کرده است، خاطراتی که هنوز پس از گذشت دههها سال در روایت شاهدان آن دوران بازگو میشود.
در میان این روایتها، خاطرات نزدیکان شهید احمد آتشدست رنگ و بوی دیگری دارد، جوانی که آشنایی او با رهبر شهید از دوران تبعید ایشان در ایرانشهر آغاز شد و سرانجام نیز پیوند زندگی مشترکش با قرائت خطبه عقد توسط معظمله، به یکی از ماندگارترین خاطرات خانواده تبدیل شد.

سیداحمد ذبیحی، داماد و پسر خاله شهید آتشدست- در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسانجنوبی با اشاره به خاطرات خود از روزهای حضور رهبر معظم انقلاب در ایرانشهر اظهار کرد: آشنایی خانواده ما با رهبر شهید به سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و دوران تبعید ایشان در ایرانشهر بازمیگردد، زمانی که من دانشآموز بودم و شهید آتشدست نیز در همان شهر زندگی میکرد.
وی افزود: منزل شهید آتشدست در نزدیکی محل اقامت رهبر شهید قرار داشت و در آن دوران علاوه بر معظمله، چند روحانی دیگر از جمله حجتالاسلام راشد یزدی همراه رهبر شهید در ایرانشهر در تبعید به سر میبردند و همین نزدیکی سبب ایجاد ارتباط و آشنایی بیشتر شهید آتشدست با ایشان شده بود.
امام شهید نمازهای مغرب و عشا را در مسجد جامع ایرانشهر اقامه میکردند ذبیحی با اشاره به برگزاری نماز جماعت توسط رهبر شهید در مسجد جامع ایرانشهر گفت: امام شهید نمازهای مغرب و عشا را در مسجد جامع ایرانشهر اقامه میکردند و بین دو نماز نیز دقایقی را به بیان مطالب تفسیری، به ویژه تفسیر سوره حمد میپرداختند.
وی ادامه داد: در لابهلای مباحث تفسیری، اشارات و کنایههایی به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزگار مطرح میشد که افرادی با زمینه و آگاهی بیشتر متوجه پیامهای نهفته در سخنان ایشان میشدند و همین موضوع موجب شده بود مسجد جامع ایرانشهر به تدریج مملو از جمعیت شود و افراد بسیاری برای شرکت در نماز جماعت حضور پیدا کنند.
پسرخاله شهید آتشدست خاطرنشان کرد: من آن زمان دانشآموز سالهای اول و دوم دبیرستان بودم و همراه دوستان و شهید آتشدست برای شرکت در نماز جماعت به مسجد میرفتیم، شبی تصمیم به ضبط سخنان رهبر شهید با دستگاه ضبط صوت کردیم و به همین دلیل در صف دوم نماز نشستیم.
ذبیحی افزود: پیش از آغاز نماز مغرب و همزمان با اذان، نیروهای امنیتی و مأموران رژیم پهلوی با سلاح وارد مسجد شدند و فضای مسجد را تحت کنترل قرار دادند، شهید آتشدست به من اشاره کرد که از مسجد خارج شویم و پس از خروج، با موتور به سمت منزل به راه افتادیم و مأموران ساواک تیز ما را تحت تعقیب قرار دادند.
وی با بیان اینکه در آن شب موفق به ضبط سخنان رهبر شهید نشدیم، بیان کرد: من نیز در خانه شهید زندگی میکردم و در منزل شهید آتشدست تعداد زیادی اعلامیه و ... از امام راحل وجود داشت و آنشب به هر نحوی بود اعلامیه ها را به منزل یکی از اقوام بردیم، صبح روز بعد شهید آتشدست به ژاندارمی احضار شد و با وساطت برخی افراد و گرفتن تعهد، موضوع خاتمه یافت، اما همین اتفاق نشاندهنده حساسیت دستگاه امنیتی رژیم نسبت به فعالیتها و سخنان روشنگرانه رهبر شهید و امام راحل بود.
برگزاری جلسات تفسیر قرآن و گفتوگوهای صمیمانه رهبر شهید با مردم و جوانان ایرانشهر در مسجدجامع، از خاطرات ماندگار روزهای حضور معظمله در این شهرستان استبه گفته وی برگزاری جلسات تفسیر قرآن و گفتوگوهای صمیمانه رهبر شهید با مردم و جوانان ایرانشهر در مسجدجامع، از خاطرات ماندگار روزهای حضور معظمله در این شهرستان است، جلساتی که پیش از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد جامع برگزار میشد و فضای متفاوتی را برای نوجوانان و دانشآموزان منطقه رقم میزد.

داماد شهید آتشدست، اظهار کرد: رهبر شهید معمولاً حدود نیم ساعت پیش از نماز مغرب و عشا در مسجد جامع حضور پیدا میکردند، هرچند گاهی این حضور زودتر و حتی تا حدود یک ساعت پیش از نماز نیز انجام میشد.
امام شهید به بیان مباحث قرآنی و تفسیری میپرداختند و آنچه بیشتر در ذهن من باقی مانده، تفسیر سوره مبارکه حمد و مباحث مرتبط با آن استذبیحی افزود: در این جلسات، امام شهید به بیان مباحث قرآنی و تفسیری میپرداختند و آنچه بیشتر در ذهن من باقی مانده، تفسیر سوره مبارکه حمد و مباحث مرتبط با آن است.
وی ادامه داد: فضای جلسات بسیار صمیمی و آموزشی بود و رهبر شهید تلاش میکردند مفاهیم دینی و قرآنی را با بیانی روان و قابل فهم برای مردم، بهویژه نوجوانان و جوانان، تبیین کنند.
وی بیان کرد: محتوای این جلسات بیشتر پیرامون مباحث دینی، قرآنی و موضوعات مرتبط با انقلاب اسلامی بود و اگرچه سخنان مطرح شده مستقیماً وارد مباحث تند سیاسی نمیشد، اما رهبر شهید با اشارهها و مثالهایی، پیامها و مفاهیمی را منتقل میکردند که مخاطبان آشنا با فضای انقلاب به خوبی مقصود ایشان را درک میکردند.
وی با اشاره به ارتباط نزدیک رهبر شهید با دانشآموزان و جوانان گفت: پس از پایان جلسات، معمولاً دانشآموزان و نوجوانان دور امام شهید جمع میشدند و رهبر شهید نیز با حوصله با آنان گفتوگو کرده و به سؤالاتشان پاسخ میدادند.
یکی از خاطرات ماندگار آن روزها، اهدای کتاب به نوجوانان و دانشآموزان از سوی رهبر شهید بود و بنده نیز کتاب «از ژرفای نماز» را که به قلم رهبر معظم انقلاب نوشته شده بود، به عنوان هدیه از ایشان دریافت کردمداماد شهید آتشدست افزود: یکی از خاطرات ماندگار آن روزها، اهدای کتاب به نوجوانان و دانشآموزان از سوی رهبر شهید بود و بنده نیز کتاب «از ژرفای نماز» را که به قلم رهبر معظم انقلاب نوشته شده بود، به عنوان هدیه از ایشان دریافت کردم.
ذبیحی خاطرنشان کرد: آن شبها برای بسیاری از جوانان و دانشآموزان ایرانشهر به خاطراتی فراموشنشدنی تبدیل شده است و هنوز هم یاد و خاطره جلسات تفسیر قرآن، گفتوگوهای صمیمانه و هدیه گرفتن کتاب از دستان رهبر شهید در ذهن مردم منطقه باقی مانده است.
وی با اشاره به ارتباط شهید آتشدست با رهبر شهید پس از دوران تبعید گفت: شهید آتشدست پس از آن دوران نیز ارتباط خود را با معظمله حفظ کرده بود و زمانی که تصمیم به ازدواج گرفت، هماهنگیهای لازم برای قرائت خطبه عقد توسط رهبر شهید انجام شد.
ذبیحی گفت: به این ترتیب خانواده عروس و داماد پس از هماهنگی قبلی به تهران رفتند و خطبه عقد توسط رهبر معظم انقلاب جاری شد.
وی افزود: مراسم عقد در جمعی خانوادگی و محدود با حضور حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر برگزار شد.
پسرخاله شهید آتشدست ادامه داد: شهید آتشدست مدت کوتاهی پس از ازدواج دوباره عازم جبهههای نبرد شد و در ۲۱ بهمن ۱۳۶۱ به آرزوی خود رسیده و به شهادت رسید.
ذبیحی یادآورشد: هنگام شهادت شهید آتشدست، من نیز در جبهه حضور داشته و از این اتفاق اطلاع نداشتم و پس از بازگشت متوجه شدم که این دوست و همراه سالهای نوجوانیام به آرزوی دیرینه خود رسیده است، شهیدی که تنها چند ماه از آغاز زندگی مشترکش گذشته بود و در حدود ۲۱ سالگی به شهادت رسید.
نظر شما