حضرت ابوالفضل (ع)؛ نماد تسلیم در برابر حجت الهی

حجت الاسلام والمسلمین پورامینی گفت: حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) نماد تمام‌عیار «تسلیم در برابر امام » بود؛ مردی که با تمام هستی خود ثابت کرد ایمان راستین، جز در سایه‌ی اطاعت بی‌چون‌وچرا از امام معصوم معنا پیدا نمی کند.

حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر پورامینی دانشیار گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرگزاری شبستان در استان قم، با تسلیت تاسوعای حسینی گفت: در قاموسِ مکتبِ علوی، «تسلیم در برابر حجت خدا» والاترین درجه‌ی بندگی آگاهانه است که در آن، اراده‌ی عبد در مسیر اراده‌ی مولا گم می‌شود و هیچ‌چیز، حتی جانِ عزیز، نمی‌تواند این پیوند مقدس را بگسلد. حضرت ابوالفضل‌العباس بن علی (ع) نه فقط یک قهرمانِ میدانِ نبرد، که تجسّدِ عینی این حقیقت ناب کلامی است؛ ایشان نماد تمام‌عیارِ «تسلیمِ در برابرِ امام » است؛ مردی که با تمام هستی خود ثابت کرد ایمان راستین، جز در سایه‌ی اطاعت بی‌چون‌وچرا از امام معصوم معنا پیدا نمی کند.

اصلاح، تنها به عبادت فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه اصلاح جامعه و مبارزه با فساد را نیز در بر می‌گیرد.

وی ادامه داد: امام صادق (ع) در زیارت‌نامه‌ای که به عنوانِ کامل‌ترین دستورالعملِ زیارتِ قبرِ آن بزرگوار به ابوحمزه‌ی ثمالی تعلیم فرمود، در نخستین گام، حضرت عباس (ع) را چنین می‌ستاید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ». این سلامِ بلند، فراتر از یک درودِ عاطفی، بیانیه‌ی افتخارآمیزِ یک نظامِ اعتقادیِ منسجم است. امام (ع) با تأکید بر عنوانِ «عبد»، نشان می‌دهد که اوجِ قربِ الهی، در گروِ بندگی خالصانه است و با افزودن وصف «صالح»، بُعد اجتماعی این بندگی را نیز به تصویر می‌کشد؛ چنان‌که علامه طباطبایی (ره) در تفسیر «المیزان» بر این نکته پای می‌فشارد که اصلاح، تنها به عبادت فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه اصلاح جامعه و مبارزه با فساد را نیز در بر می‌گیرد.

این استاد حوزه ادامه داد: اما آنچه این عبدِ صالح را به اوجِ قله‌های معرفت می‌رساند، صفت «مُطیع» است؛ اطاعتی که به صورتِ یک زنجیره‌ی نورانی از خداوند آغاز، به رسول اکرم (ص) گره می‌خورد و سپس به امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین (ع) منتهی می‌شود. این توالی منظم، نشان می‌دهد که تسلیم حقیقی، هرگز گسست‌پذیر نیست و مؤمن ترازِ شیعی، در هر عصری، باید این زنجیره را تا امام زمان خویش ادامه دهد. این تسلیم محض، هرگز از روی جهالت و تقلید کورکورانه نبود؛ بلکه مبتنی بر «بصیرتی نافذ» بود که امام صادق (ع) آن را به روشنی ستوده است: «نافذ البصیرة، صلب الإیمان». حضرت عباس (ع) به عمق جان دریافته بود که امام حسین (ع)، «خَلَفِ النَّبِیِّ الْمُرْسَلِ» و حجتِ تمام‌کننده‌ی خدا بر روی زمین است. این شناخت عمیق، او را به مقامی رساند که در سخت‌ترین و سرنوشت‌سازترین لحظات، ذرّه‌ای تردید به خود راه ندهد.

دانشیار گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: اوجِ این تسلیمِ آگاهانه، در ردِ امان‌نامه‌ای تجلی یافت که دشمن برای او و برادرانش فرستاد. هنگامی که شمر بن ذی‌الجوشن، با فریادی فریبنده، برای آنان امان خواست، حضرت عباس (ع) با صلابت و قاطعیتی مثال‌زدنی پاسخ داد: «اگر تو داییِ ما هستی، خدا تو و امان‌نامه‌ات را لعنت کند! آیا برای ما امان‌نامه می‌آوری و پسرِ پیامبر را رها می‌کنی؟!» این پاسخِ تاریخی، مرزهای ایمان و نفاق را برای همیشه ترسیم کرد. از منظر کلامی، این واکنش، یعنی تشخیصِ این حقیقت که اطاعت از امام حسین (ع) عین اطاعت از خداست و پذیرش امان دشمن، به معنای خروج از زنجیره‌ی ولایت و شرک در اطاعت خواهد بود.

حضرت عباس (ع) با جمله‌ی ماندگار «نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ»، زیارت را از حصار یک رویداد تاریخی خارج کرده و آن را به یک سند تعهد فراتاریخی تبدیل می‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین پورامینی تصریح کرد: در فرازی دیگر از این زیارتِ شریف، امام صادق (ع) چهار رکن اساسی ایمان را به حضرت عباس (ع) نسبت می‌دهد: «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ». در این میان، «تسلیم» در صدرِ همه قرار گرفته است؛ چرا که بدونِ تسلیمِ بی‌چون‌وچرا، تصدیقِ قلبی رنگِ حقیقت نمی‌بازد، وفا در بوته‌ی امتحان سست می‌شود و نصیحت، به خیرخواهی‌های سطحی و بی‌روح بدل می‌ شود.  او در شب عاشورا، وقتی امام حسین (ع) بیعت را از گردن یاران برداشت، هرگز به فکر نجات خویش نیفتاد و لحظه‌ای در مسیرِ الهیِ برادر تردید نکرد. او می‌دانست که تسلیم در برابر حجت خدا، نه یک انتخاب تاکتیکی، که یک نیاز وجودیِ عبد صالح است. در این نگاه، عبد صالح کسی است که اراده‌اش را به کلّی در اراده‌ی مولا گم کرده است و این گم‌شدگی، عین رستگاری و یافتگی ابدی است.

وی تاکید کرد: اما این تسلیم، افقی فراتر از واقعه‌ی عاشورا دارد. حضرت عباس (ع) با جمله‌ی ماندگار «نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ»، زیارت را از حصار یک رویداد تاریخی خارج کرده و آن را به یک سند تعهد فراتاریخی تبدیل می‌کند. ایشان با این عبارت، به تمام مؤمنان در طول تاریخ می‌آموزد که تسلیمِ در برابرِ حجتِ الهی، یک وظیفه‌ی مقطعی نیست، بلکه یک «آماده‌باشِ ابدی» است که تا روز ظهور منجی موعود و تحقق حکومت عدل جهانی، ادامه دارد. این همان حقیقتی است که در نظامِ جمهوری اسلامی ایران، در قالب نظریه‌ی ناب «ولایت فقیه» تجلی یافته است؛ نظریه‌ای که ریشه در اصل امامت دارد و در عصر غیبت، زعامت جامعه‌ی اسلامی را بر دوش فقیه عادل و جامع‌الشرایط نهاده است.

دانشیار گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: امروز، مصداق روشن این حجتِ الهی در عصر غیبت امام زمان(عج)، رهبری معظم انقلاب به عنوان ان حجت الهی است که پیروی و اطاعت از او را برای مسئولان و ملت مبعوث بایسته می سازد. همان‌گونه که حضرت عباس (ع) در برابر شمر ایستاد و فریب امان‌نامه‌ی دروغین را نخورد،   باید در برابر امان‌نامه‌هایِ فریبنده‌ی دشمنانِ این نظام و مرز و بوم، با بصیرتی نافذ و تسلیمی محکم، پشت سر رهبر خود ایستاد و دس یاری خود را هرگز از دامان ولایت کوتاه نکرد. این تسلیم، نه از روی ترس و تقلیدِ کور، که از روی عشق و معرفت به جایگاه رهبری است که تدبیر امور کشور را بر عهده دارد .

کد خبر 1890425

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha