به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در گذر زمان، گاه چنان در پیچ و خم زندگی روزمره گم میشویم که بسیاری از مفاهیم بنیادین، آنگونه که باید، درک نمیشوند. گویی غبارِ عادت و شتابِ روزگار، شفافیتِ درک ما را کدر کرده است. یکی از این مفاهیم که همواره در طول تاریخ، دستمایهی تفسیرها و برداشتهای گوناگون بوده، «تقوا» است. آیا تقوا صرفاً کنارهگیری از دنیای پرهیاهو و گوشهنشینی است؟ یا پیوندی عمیقتر با نحوه زیست ما در دل همین دنیا دارد؛ در قلبِ خانهها، در کوچه پسکوچههای شهر، و در تعاملات روزمرهمان؟
این پرسشها، هنگامی اهمیت بیشتری مییابند که آموزههای کهن، با استناد به منابع اصیل، ما را به بازنگری در همین برداشتهای سنتی فرا میخوانند. سخنان گهربار بزرگان دین، همواره تلنگری برای بیدار کردن وجدان و بازآرایی اندیشه بودهاند؛ دریچهای به سوی فهمی عمیقتر از آنچه واقعاً «زیستن» نام دارد.
این گزارش، با الهام از چنین نگاهی، میکوشد تا پرده از وجوهی نادیده یا کمتر دیدهشده از تقوا بردارد. تقوایی که نه در انزوا، که در بطن جامعه شکوفا میشود؛ تقوایی که «بینیازی»اش نه در حسابهای بانکی، که در قناعت و دلخوشی به «کفاف» است؛ تقوایی که «دوستی» را نه ابزاری برای منفعت، که آینهای برای یافتن مسیر خیر میبیند؛ تقوایی که «شهوت» را نه دشمن، که نیرویی قابل مهار میشناسد تا مانع رشد و کمال نشود؛ و در نهایت، تقوایی که «ولایت» و الگوپذیری از صالحان را، چراغ راهنمای عصر تردیدها میداند.
در عصر حاضر که با پدیدهی «رفاه نسبی» روبرو هستیم، و معیارهای سنجشِ درست و غلط گاه در هالهای از ابهام فرو میروند، بازخوانی این آموزهها، ما را به تأمل در عمقِ مفاهیم دینی و کاربرد عملی آنها در زندگی امروز فرامیخواند.
آیتالله لطفالله دژکام، نماینده ولیفقیه در استان فارس، با استناد به کلمات نورانی امام محمد باقر(ع)، کوشید تا درک تازهای از این مفاهیم ارائه دهد؛ درکی که تقوا را معیاری برای سنجش کیفیت زیست فردی و اجتماعی قرار میدهد. او با تکیه بر حدیثی از امام پنجم شیعیان، «غنا» (بینیازی) را نه در فقر، که در قناعت به «کفاف» جست، «دوستی» را بستری برای یادآوری خیر و «شهوت» را مانعی بر سر راه کمال انسانی معرفی کرد.

«غنای» اهل تقوا؛ فراتر از حسابهای بانکی
نقطه کانونی تحلیل دژکام، بازتعریف مفهوم «غنا» یا بینیازی در نسبت با تقوا بود. او با اشاره به حدیث «وَاعْلَمْ یَا جَابِرُ أَنَّ الْمُتَّقِینَ هُمُ الْأَغْنِیَاءُ»، تلویحاً این باور رایج را به چالش کشید که تقوا مترادف با فقر و زهدِ همراه با نداری است.
از نگاه او، «غنا»ی واقعی در «بینیازی درونی» نهفته است؛ بینیازیای که با «کفاف» در مصرف حاصل میشود، نه با کمبود مال. این بدان معناست که فرد باتقوا، اگرچه ممکن است به ثروت دست یابد، اما در مواجهه با آن، هویتش تعریف نمیشود.
ثروت برای او ابزاری است برای عزت فردی، خانوادگی و حتی ملی؛ ابزاری که او را قادر میسازد در برابر فشارهای بیرونی مقاومت کند. این دیدگاه، مرز ظریفی میان «تولید ثروت» و «مصرف شخصی» ترسیم میکند؛ تولید ثروت، امری پسندیده است، مشروط بر آنکه استفاده شخصی از آن در حد نیاز باشد. تعبیر «أَغْنَاهُمُ الْقَلِیلُ مِنَ الدُّنْیَا» (اندک دنیا آنها را بینیاز کرده است) گویای همین روحیه قناعت است که آرامش و استقلال درونی را برای فرد به ارمغان میآورد.
دوستیِ «خیر»؛ آینهای برای روح
یکی از درخشانترین جنبههای تحلیل دژکام، پرداختن به بعد اجتماعی تقوا است. او با استناد به روایت «إِنْ نَسِیتَ الْخَیْرَ ذَکَّرُوکَ»، بر نقش تعیینکننده «دوستی» در مسیر کمال تأکید کرد. دوستان اهل تقوا، نه تنها خودشان در مسیر خیر گام برمیدارند، بلکه یاریرسان دیگران نیز هستند؛ آنها یادآور آنچه فراموش کردهایم، و همراه و یاریگر در آنچه به آن اقدام کردهایم («وَإِنْ عَمِلْتَ بِهِ أَعَانُوکَ») هستند. این مفهوم، تصویری فعال و پویا از تقوا ترسیم میکند که در تعاملات روزمره، در حلقه دوستان و همکاران، جلوهگر میشود. در مقابل، او به شیفتگی یا مسخره کردنِ کارهای خیر توسط دوستانِ نااهل اشاره کرد؛ واقعیتی تلخ که نشان میدهد انتخاب همنشین، تا چه اندازه میتواند در سرنوشت اخلاقی ما مؤثر باشد.
غلبه بر «شهوت»؛ پیششرطِ «خیر»
دژکام در ادامه، به یکی از چالشهای بنیادین انسان در مسیر رشد اشاره کرد: مهار خواستههای نفسانی. عبارت «أَخَّرُوا شَهْوَتَهُمْ وَلَذَّتَهُمْ خَلْفَهُمْ» (شهوت و لذت خود را به عقب انداختهاند)، تصویری عمیق از تسلط عقل بر غریزه ارائه میدهد.
این بدان معناست که فرد باتقوا، در پی لذتهای آنی و زودگذر نیست، بهویژه اگر این لذتها در تعارض با منافع جمعی یا اصول اخلاقی باشند. او اجازه نمیدهد که خواستههای شخصی، مسیر زندگی دیگران را مختل کند یا موجب آسیب به جامعه شود. این «عقب انداختن لذت»، نه یک محرومیت، بلکه یک «انتخاب آگاهانه» است؛ انتخابی که فرد را از بندِ فوریتهای نفسانی رها کرده و به او امکان میدهد تا بر «راه خیر» تمرکز کند.

«ولایتِ احبّاء الله»؛ شاخصِ «خیر»
اما چگونه میتوان در دنیای پر از ادعاها، «راه خیر» حقیقی را تشخیص داد؟ دژکام در پاسخ به این پرسش، شاخصی معتبر و روشن ارائه داد: «وِلَایَةُ أَحِبَّاءِ اللهِ»؛ یعنی پذیرش ولایت و الگوگیری از دوستان خدا. او تأکید کرد که بدون معیاری روشن، هر کس ممکن است راه خود را «خیر» بپندارد.
اما تبعیت از سیره اولیای الهی و اهلبیت(ع)، معیار نهایی برای تشخیص خیر است. این «دنبالهروی»، اگرچه دشوار، اما مسیر سعادت را نمایان میسازد و از انحرافات احتمالی جلوگیری میکند. این اصل، نشان میدهد که تقوا، یک «مسئولیت هدایتی» نیز هست؛ مسئولیتی که فرد را به سوی الگوهای برتر سوق میدهد.
تقوا؛ معیاری برای زندگی مسئولانه
در نهایت، تحلیل آیتالله دژکام از کلام امام باقر علیه السلام، تقوا را از یک مفهوم صرفاً فردی و انتزاعی، به یک «معیار عملی» برای زیستن در عصر پیچیدگیهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل میکند. او نشان داد که چگونه «غنا»ی درونی، «دوستی»ِ خیرخواهانه، «مهار نفس» و «الگوپذیری» از صالحان، همگی در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده و تصویری روشن از یک زندگی با «تقوا» ترسیم میکنند. این بازخوانی، بهویژه در شرایطی که جامعه با چالشهای اقتصادی و فرهنگی روبروست، ما را به تأمل در عمق آموزههای دینی و کاربرد عملی آنها در زندگی امروز فرا میخواند؛ تأملی که میتواند راهگشای مسیری پربارتر و مسئولانهتر باشد.
نظر شما