شهید مطهری انحرافات‏ اجتماعی را چگونه بررسی و مطالعه کرده است؟

من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم نگران نیستم،آن چیزی که‏ از آن نگران هستم فقر فکری و اندیشه‏ای است.

خبرگزاری شبستان:  «بررسی خاستگاه انحرافات اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم مختلف بوده و نظریه‏های متفاوتی در مورد نقش و تأثیرگذاری شرایط زیستی،روانی و اجتماعی افراد ارائه‏ شده است.شهید مطهری با تکیه بر اندیشه اسلامی،در عین اینکه تأثیر هیچ یک از عوامل‏ فوق را نادیده نمی‏گیرند،ولی خود فرد را با داشتن آگاهی،اراده و اختیار و مسئول بودن در برابر افعال خود و نیز توان بر خویشتن‏داری در ارتکاب هرعملی،مورد توجه قرار می‏دهند و بر دوعامل اساسی رواج اندیشه‏های انحرافی و نیز رونق نفاق و دورویی در دوران معاصر بر زمینه‏سازی برای ارتکاب رفتارهای انحرافی تأکید می‏کنند.دیدگاه ایشان با دیدگاه‏ کلاسیک‏ها و نظریه گزینش عاقلانه رفتار انحرافی قرابت دارد».
....همواره در جامعه افراد و گروه‏هایی مطابق انتظاراتی که از آنان هست،عمل‏ نمی‏کنند و تخلف از هنجارها و ارتکاب رفتارهای مجرمانه در سطح جامعه مشاهده‏ می‏گردد.از طرفی دیگر،به لحاظ اینکه سرنوشت افراد جامعه به یکدیگر وابستگی‏ داشته،صلاح و فساد اجتماع در رفتار اعضای آن تأثیرگذار است،یکی از ضرورت‏های زندگی جمعی،شناسایی عوامل فساد و انحراف و کنترل و مقابله با آنها در جلوگیری از سوق دادن جامعه به سمت کژی‏ها و کارکردهای سوء است.برای‏ شناسایی این عوامل از دیرباز تلاش‏های فراوانی انجام شده است.
....شهید مطهری انحرافات‏ اجتماعی را چگونه بررسی و مطالعه کرده است؟...از نظر ایشان چه عامل یا عواملی خاستگاه‏ انحرافات اجتماعی هستند؟
در دیدگاه شهید مطهری که برخاسته از نگرش مکتب اسلام است،علاوه بر لحاظ مسئله اراده و اختیار و نیز مسئولیت انسان در برابر رفتارهای ارادی،بر عنصر تربیت‏ وی مبتنی بر هنجارهای اجتماعی و دینی و لزوم رعایت آنها در ارتباطات اجتماعی،و نیز پالایش محیط اجتماعی از انواع آلودگی‏ها و کژی‏ها تأکید فراوان شده است و از این‏رو،به نظر می‏رسد که این دیدگاه تا حدودی از اشکالات موجود در نظریه‏های‏ دیگر به دور باشد؛زیرا وقتی انسان عاقل بوده،با سلامت جسمی و روانی تربیت شد و جامعه نیز فاقد زمینه‏های سوق‏دهنده به سوی انحراف بود،در چنین بستری ارتکاب‏ رفتار مجرمانه از انسان صاحب اراده و تعقل و آگاهی جز بر اساس انتخاب عاقلانه‏ نمی‏تواند باشد و به همین جهت خود مسئول رفتارش بوده،سزاوار مؤاخذه نیز خواهد بود.روشن است که در این دیدگاه نقش عامل محیطی و اجتماعی و نیز شرایط روحی‏ و روانی و حتی ویژگی‏های جسمانی نادیده گرفته نشده است.
دیدگاه‏های شهید مطهری درباره‏ی انحرافات اجتماعی مبتنی بر انسان‏ شناسی اسلامی اوست.در اینجا پیش از بیان این اصول،شایان ذکر است که اسلام به‏ عنوان دینی که بیش از هرچیزی به مسائل اجتماعی اهمیت می‏دهد،نسبت به سلامت‏ رفتاری در جامعه و پالایش محیط روابط انسانی از انواع آلودگی‏ها و بی‏نظمی‏ها توجهی ویژه دارد.
....از نظر شهید مطهری .... آگاهی ملاک انسانیت‏ و منشأ تمدن و فرهنگ در جامعه انسانی است؛زیرا آگاهی حیوانات از جهان اطراف‏ خود به وسیله حواس ظاهری است و به همین لحاظ آگاهی آنها سطحی،جزئی، منطقه‏ای،مربوط به زمان حال و فاقد ارزش اخلاقی است؛ولی قلمرو آگاهی انسان‏ بسیار فراتر،گسترده‏تر و متعالی‏تر از حیوانات است؛ بر این‏ اساس انسان باید در پرداختن به امور زندگانی خود،از افق دید فراتری بنگرد و به‏ بررسی‏های محدود بسنده نکند.
... انسان موجودی مختار است؛یعنی فعالیت‏های او مبتنی بر آگاهی و انتخاب‏ است و به همین لحاظ است که انسان در افعالش به گزینش دست می‏زند.... انسان موجودی مسئول است؛انسان با عنایت به اصول سه‏گانه آگاهی،ترکیبی‏ از جسم و روح بودن و نیز قدرت انتخاب و اختیار داشتن،موجودی مسئول نیز شناخته‏ می‏گردد....
اما اینکه شهید مطهری چه عامل و یا عواملی را به عنوان خاستگاه انحرافات اجتماعی‏ قلمداد کرده‏اند،با جستجو در آثار ایشان به نظر می‏رسد که از میان انبوه عوامل فردی، محیط اجتماعی و ساختاری،دو دسته از عوامل در نگاه ایشان عمده و اساسی است که‏ اینها به نوبه خود باعث انواع کج‏رفتاری‏ها و انحرافات دیگر می‏گردند:
ایشان انحرافات فکری و اندیشه‏ای را در بخش‏های مختلف،مهم‏تر و تأثیرگذارتر از موارد دیگر تلقی کرده،اهتمام خود را در پاسخگویی به مصادیق آن به‏ نحو کلی می‏دانستند؛مصادیقی که نتایج عملی مترتب بر بی‏توجهی به آنها را موجب‏ رواج انواع رفتارهای انحرافی در رفتار و کردار اعضای جامعه،به خصوص نسل جوان‏ قلمداد کرده‏اند و معتقدند افکار و عقاید نادرست،در عمل افراد را به انحرافات دینی و اجتماعی می‏کشاند.شهید مطهری با استناد به کلام پیامبر گرامی‏ اسلام(ص)که می‏فرماید من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم نگران نیستم،آن چیزی که‏ از آن نگران هستم فقر فکری و اندیشه‏ای است،اهمیت این دسته‏ از عوامل را گوشزد می‏کنند.در همین راستا،می‏توان دغدغه‏ی ایشان را در مقدمه کتاب‏ عدل الهی ملاحظه کرد؛آنجا که می‏نویسند:
.«امروزه علی رغم دست‏یابی بشر به علم و تمدن و ایجاد تغییرات وسیع در محیط اطراف خود،بر این مبنا جهل و نادانی توده انسان‏ها در تشخیص سره از ناسره مشکلات عدیده‏ای را رقم می‏زند و این قابلیت را داراست تا ملتی را از پا درآورد و به انحراف عظیمی سوق دهد».
این بنده از حدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته،مقاله یا کتاب‏ نوشته‏ام تنها چیزی که در همه‏ی نوشته‏هایم آن را هدف قرار داده‏ام حل‏ مشکلات و پاسخگویی به سؤالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است.نوشته‏های این بنده برخی فلسفی،برخی اجتماعی،برخی‏ اخلاقی،برخی فقهی و برخی تاریخی است.با اینکه موضوعات این نوشته‏ها کاملا با یکدیگر مغایر است،هدف کلی از همه اینها یک چیز بوده و بس. دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است،حقایق این دین تدریجا در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسی گریز گروهی از مردم،تعلیمات‏ غلطی است که به این نام داده می‏شود،این دین مقدس در حال حاضر بیش‏ از هرچیز دیگر از ناحیه برخی از کسانی که مدعی حمایت از آن هستند ضربه و صدمه می‏بیند.هجوم استعمار غربی با عوامل مرئی و نامرئی‏اش از یک طرف،و قصور یا تقصیر بسیاری از مدعیان حمایت از اسلام در این‏ عصر از طرف دیگر،سبب شده که از اندیشه‏های اسلامی در زمینه‏های‏ مختلف،از اصول گرفته تا فروع،مورد هجوم و حمله قرار گیرد.بدین‏سبب‏ این بنده وظیفه خود دیده است که در حدود توانایی در این میدان انجام‏ وظیفه نماید.
ایشان در ادامه می‏نویسند:
این بنده هرگز مدعی نیست که موضوعاتی که خودش انتخاب کرده و درباره آنها قلم‏فرسایی کرده است،لازم‏ترین موضوعات بوده است.تنها چیزی که ادعا دارد،این‏ است که به حسب تشخیص خودش از این اصل تجاوز نکرده که تا حدی که برایش‏ مقدور است در مسائل اسلامی«عقده‏گشایی»کند و حتی الامکان حقایق اسلامی را آن‏ چنان‏که هست ارائه دهد،فرضا نمی‏تواند جلو انحرافات عملی را بگیرد حتی الامکان‏ یا انحرافات فکری مبارزه نماید.
شهید مطهری هشدار می‏دهند که:
من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی،...هشدار می‏دهم و بین‏ خود و خدای متعال اتمام حجت می‏کنم که نفوذ و نشر اندیشه‏های بیگانه‏ به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی اعم از آن‏که از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد،خطری است که کیان اسلام را تهدید می‏کند.
ایشان روابط اجتماعی انسان‏های به ظاهر متمدن دوران معاصر را برای دست‏یابی‏ به منفعت و لذت بیشتر،ناشی از نفاق و دورویی می‏دانند که موجب رواج انواع‏ کشمکش‏ها و پلیدی‏ها در جوامع شده است.بر این مبنا،شهید مطهری در موارد متعددی خاطرنشان می‏سازند که بر خلاف انسان‏های گذشته که رفتارهای‏ هنجارشکنانه را به صورت صریح مرتکب می‏شدند و ابایی هم از انواع تجاوزها و حق‏کشی‏ها نداشتند،امروزه علی رغم دست‏یابی بشر به علم و تمدن و ایجاد تغییرات‏ وسیع در محیط اطراف خود،با شعار آزادی و صلح،انواع ظلم‏ها و رفتارهای ناروا را رقم می‏زند و«این امر مثال‏های بسیاری دارد به طوری که دنیای ما را باید گفت دنیای‏ نفاق»؛زیرا روحیه منفعت‏جویی و کسب لذت،انسان معاصر را اسیر غرایز خود کرده‏ است و در این اسارت به گونه‏ای درآمده که نتوانسته در تفکر و عواطف خود تغییری‏ ایجاد نماید و مشکلات عدیده دیگری برای او پیدا شده است.
انسان وقتی کارش به دورویی و نفاق کشیده شد،ایمان و معنویت و تقوی از اندیشه و عمل او رخت برمی‏بندد،یعنی چیزی را از دست می‏دهد که همواره سخت‏ به آن نیازمند است.
علاوه بر موارد فوق در آثار شهید مطهری عوامل دیگری نیز به عنوان خاستگاه‏ رفتارهای انحرافی ذکر شده است که برای رعایت اختصار با توضیح مختصر در مورد هریک،آنها را ذکر می‏کنیم:
-ایشان بحران معنویت در دوران معاصر را سهمگین‏ترین بحرانی می‏دانند که‏ موجب بروز انواع رفتارهای انحرافی شده است.و در این زمینه می‏گویند:
بزرگ‏ترین بحرانی که الان بر جامعه بشریت خصوصا بر جامعه‏های به‏ اصطلاح پیشرفته و صنعتی حکومت می‏کند،بحران معنوی است...بعضی از بحران‏هایی که امروز حکومت می‏کند،خود بحران ماهیت معنوی ندارد،ولی‏ ریشه‏اش امر معنوی است.یکی از مسائل مهم جهان امروز افزایش روزافزون‏ خودکشی‏هاست...ریشه خودکشی‏ها در کجاست؟...آمارها نشان می‏دهد که‏ در کشورهایی که از نظر صنعت بیشتر پیشرفته‏اند و در رفاه مادی بیشتری‏ هستند،خودکشی بیشتر است.تحلیل‏ها می‏رساند که جز خلأ معنوی و عدم‏ اشباع شدن روحی مسئله دیگری نیست.
بی‏تردید ضعف نیروی ایمان و کمبود معنویت و کم‏اثر شدن و یا بی‏اثر شدن دین در زندگی بشر،او را در ارتکاب بسیاری از رفتارهای مجرمانه بی‏محابا می‏سازد.شهید مطهری در این‏باره می‏گویند:
دائما گفته می‏شود که مثلا چرا طلاق رو به افزایش است؟چرا قتل و جنایت و دزدی زیاد است؟چرا غشّ و تقلب در اجناس عمومیت پیدا کرده؟چرا فحشا زیاد شده و امثال اینها.بدون تردید ضعف نیروی ایمان و خرابی حصار تقوا را یک عامل مهم این مفاسد باید شمرد.سلامت تن و سلامت روح و سلامت‏ اجتماع همگی بستگی به تقوی دارد
ایشان در این‏باره می‏گویند که بشر با این‏همه پیشرفت و ترقی در علوم و فنون‏ گوناگون که توانسته طبیعت را به تسخیر خود درآورد،در ناحیه اصلاح خلق‏وخوی‏ انسانی و انسانیت قادر نیست قدمی برداردو عمده دلیل این‏ ناتوانی نیز این است که انسان‏های معاصر اکثرا بی‏ایمان هستند و در نبود ایمان کاری از علم و فن نیز ساخته نیست و به همین جهت است که پیشرفت‏های علمی در سایه‏ غیبت ایمان و معنویت در خدمت جنایت و تجاوز به انسان‏های دیگر قرار می‏گیرد. همچنین ایشان می‏گویند که کم‏توجهی به آزادی معنوی که تأمین‏کننده خواسته‏های‏ روحی و فطری انسان‏هاست،خود یکی از علت‏های نابسامانی‏های دنیای امروز است و اشتباه است کسی تصور کند با ایجاد آزادی‏های اجتماعی نیازی به آزادی معنوی‏ نیست.1به نظر می‏رسد که اساسا در دنیای مادی امروز،دعوت به معنویت موجب‏ آرامش روحی و در نتیجه سلامت رفتاری نیز خواهد شد.
-ایشان نبود عدالت را در اجتماع موجب بروز انواع محرومیت‏ها و در نتیجه ایجاد عقده‏های روانی و هزاران بیماری می‏دانند؛زیرا در حالت تبعیض‏ و نابرابری افراد جامعه از دست‏یابی به فرصت‏های برابر محروم شده و محرومیت خود موجب به هم خوردن آرامش و طغیان و در نتیجه انواع ناراحتی‏های روانی و کشمکش‏های اجتماعی خواهد شد.
-شهید مطهری غرق شدن انسان امروز در ماده و مادیت و فراموشی خود و در نتیجه آن خدا فراموشی را از عوامل بدبختی و فروافتادن در گرفتاری‏های بی‏شمار اخلاقی و رفتاری می‏دانند.
-ایشان وجود غرایز گوناگون در نهاد بشر را از عوامل بروز کشمکش‏ها و تضادها با دیگر انسان‏ها و رواج انحرافات در جامعه می‏دانند و معتقدند چنانچه انسان دارای‏ یک غریزه بود درگیری و نزاعی در اجتماع انسانی رخ نمی‏داد.
از مجموع مطالب مذکور در این مقاله نتیجه می‏گیریم که شهید مطهری در بررسی‏ انحرافات اجتماعی در عین اینکه شرایط اجتماعی و محیطی را از نظر دور نمی‏دارند، عمده تمرکز را بر انسان و تصمیمات فردی او دارند.از بحث‏های ایشان این نکته قابل‏ استخراج است که انسان با قطع نظر از اینکه چه پایگاهی در اجتماع داشته باشد،از این‏ استعداد و توان برخوردار است که به عملی بر خلاف هنجارهای اجتماعی دست زند و یا اینکه مطابق با رفتارهای پذیرفته شده اقدام نماید.طبق مبنای شهید مطهری که مبنای‏ دین اسلام نیز همین است،انسان با استفاده از عقل و دانش و نیز تقویت ایمان در هر اوضاع و احوالی باید بتواند با اتکای به اراده به رفتار درست و بهنجار دست زند.
البته روشن است که در مبنای دینی رفتار یک انسان موحد لوزما همراهی با هر هنجار اجتماعی نیست و این مقاله با توجه به این نکته،همراهی با هنجارهای اجتماعی‏ و یا ارتکاب رفتار انحرافی را با فرض حاکمیت قواعد و دستورات دینی دنبال نمود.

 

پینوشت : برگرفته از مقاله :  انحرافات اجتماعی از دیدگاه شهید مطهری، حفیظ اللّه فولادی، اسلام و علوم اجتماعی » شماره 1 (صفحه 108)

پایان پیام/
 

کد خبر 128539

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha